eitaa logo
شهید نامجو بصیرانه زمانه
38 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
2.6هزار ویدیو
202 فایل
ارتباط با ادمین ... لینک کانال @BASIRANE https://eitaa.com/BASIRANE
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
احتمالا این تصویر را تا کنون ندیده‌اید... https://eitaa.com/BASIRANE
12.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبرهای پراسترس این ایام را با این کلیپ از بین ببر 🔹 برشی از سخنرانی در برنامه پخش زنده حرم مطهر رضوی https://eitaa.com/BASIRANE
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
『 🔹 آهِ امام زمان برای دیدن شیعیانش 🔸 چقدر امام زمان علیه السلام مشتاق دیدار ماست حیف که در مسیر شیعه واقعی شدن،کوتاهی میکنیم.... https://eitaa.com/BASIRANE
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💢⭕️💢 ☑️پوشـــــــش شما به دیـگران ربـط دارد... 🍃🌹ـــــــــــــــــــــــــ https://eitaa.com/BASIRANE
13.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تصاویر جدید از لحظه شهادت شهید حمیدرضا الداغی ⏪اگه از نزدیکان شهید هستید یا تحملتون کمه صحنه هایی که با نشان ۱۸+ هستند را ملاحظه نکنید 🔸روایت کامل و دیده نشده از محل شهادت حمیدرضا الداغی روایتی از زبان حاضران در صحنه و دختر نجات یافته 🔸تیم مستند سازی کاشف رفته سبزوار و مستندی با روایت کامل و آرشیو دیده نشده از این ماجرای تلخ رو براتون بزودی منتشر خواهد کرد. حتما تا آخر ببینید https://eitaa.com/BASIRANE
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀🍃🌺🍃 عادت نداشت کفشش را بگذارد توی پلاستیک و دست بگیرد . فقط کفش داری . حتی زمان‌های شلوغی که باید توی صف می ایستاد . می گفت اگر جایی بری مهمونی با کفشات میری تو خونه ؟ ادب حکم میکنه بذاری دم در . یکی دو دفعه به مادرش گوشه آمدم برای رفتن و شهادتش . حرف هایم را به شوخی می گرفت و میگفت بره ولی شهید نشه . دسته جمعی داشتیم کنار حوض وسط صحن آزادی زیارتنامه می‌خواندیم . صدای بلند بگو لا اله الا الله به گوشمان خورد . تابوتی ترمه پوش را از حرم بیرون آوردند . وقتی از کنارمان رد شد ، مادرشوهرم از یکی پرسید کی بوده ؟ طرف گفت جوان بود و از خودش یک بچه به جا گذاشت . اشک دوید توی چشمان مادرش . سریع از این آب گل آلود ماهی اش را گرفت . میبینی مامان ، دنیا همینه اگه شهید نشیم میمیریم . اگه جوونت شهید بشه دیگه خیالت راحته که عاقبت بخیر شده . اگر تصادف کنه و بمیره میخوای چه کار کنی ؟ شب بیست و یکم قبل از نماز مغرب رفتیم حرم . افطاری را بردیم داخل صحن . توی راه به مادرش پیام داده بود که امشب برای شهادتم دعا کن . توی صحن جامع رضوی زد به پهلویم که به مادرم بگو دعا کنه . خودش را با گل های فرش امام رضا سرگرم نشان داد . به مادرشوهرم گفتم مامان این محسن من رو دیوونه کرد ، میشه الان دعاش کنی ؟ وسط اذان مغرب بود که دل مادرش شکست با اشک چشم برایش دعا کرد . ذوق کرد . توی آن ده روز یک دور قرآن‌ را ختم کرده بود . شب آخر تا سحر توی حرم ماندیم . با هم نماز خواندیم دعا خواندیم قرآن خواندیم حدیث کسا خواندیم آخر سر هم یک روضه دونفره . آن شب ورد زبانش شده بود خدایا من رو ببخش ، گناهام ، چشمام .... این زیارت بهش چسبیده بود . میگفت برنامه ریزی کنیم هر سال یک دهه از ماه رمضان را بیاییم پابوس امام رضا . بعد از سحری یک ساعت استراحت کردیم و دوباره روانه ی حرم شدیم . این دفعه وسایل را جمع کردیم و تحویل امانات دادیم . ساعت ۱۰ بلیط برگشت داشتیم . آخرین اذن دخول را شانه به شانه هم خواندیم .... ادامه دارد.... https://eitaa.com/BASIRANE 🥀🌺🍃