ـــــ
میان دفترچهاش قلم زده بود کِ
ـ به طرز ناسالمی میتوانم به زخمهای حکشده بر روح و تن یک انسان عشق بورزم،
همواره پاراگرافهای تاریک، تلخ و دردناکی که آدمی، رنجور و مضطرب برای پوشاندنشان از چشم خوانندهی داستانش تقلا میکند، مرا متحیر کرده است.
باز شدن چشمانم به تاریخچهی نامرئی رنجهای یک انسان، سرم را بروی گردنم سنگین کرده و حوالی احترام و تواضع، مقابل او کمی مایل میشود.
#ویـران
I بُـهت
ـ يَا حِرْزَ مَنْ لَاحِرْزَ لَهُ
ای پناهِ کسیکه در این دنیا پناهی ندارد؛
I بُهـت
ـــــــــــــ
زِ میدان انقلابِ تهران، تا کف خیابانهای تورنتو
این فریادها، نهاده زِ خشم علیه ضدانسانیت است
و جمهوری اسلامی،
بهانهای برای تشنهتر شدن آزادگانِ مستأصل و درماندهی جهان، برای فریاد کشیدنِ درد و رنجهای بلعیده شدهشان به ناحق است.
چهلوهفت سال است که دیگر آرمانها حوالی صِرفِ وطنِجغرافیایی نیست، بلکه گسترده در عطشِ بر زمین کوبیدن قدرتِ پوشالی ظالمان، جنینخواران و کودککشان، و برافراشتن پرچم آزادی و حقانیت است.
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#خسته_نشید
I بُهـت