eitaa logo
پاتوق کتاب
228 دنبال‌کننده
149 عکس
12 ویدیو
61 فایل
این کانال به ترویج کتابخوانی و معرفی کتابهای خوب می پردارد
مشاهده در ایتا
دانلود
با عرض خوش آمدگویی به جناب استاد شاهرودیان که به جمع ما پیوستند و سپاس بخاطر قبول زحمت در بخش شاهنامه خوانی. از این هفته یکشنبه ها با صدای ماندگار استاد شاهرودیان قسمت حافظ خوانی خواهیم داشت
پاتوق کتاب
با عرض خوش آمدگویی به جناب استاد شاهرودیان که به جمع ما پیوستند و سپاس بخاطر قبول زحمت در بخش شاهنام
عرض درود و احترام خدمت استاد عزیز و سایر عزیزان بسیار خرسندم و بختیار از اینکه در جمع اهل کتاب و فرهنگ هستم. 🙏
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
•┈┈••••✾•🍃🌺🍃•✾•••┈┈ شاهنامه خوانی •┈┈••••✾•🍃🌺🍃•✾•••┈┈ 🌷با درودی پرمهر و آرزوی شادی و تندرستی، دوم، اندر شناخت خداوند، (گیومرت)، و اهریمن، ، 🌷عزیزان، با کمال میل و کمال افتخار چشم براه شنیدن انتقادات و پیشنهادات شما خوبان هستیم. 🌷روز و روزگارتون خوش و خرم باد ✅کانال پاتوق کتاب👇 ╔═🍃🌺🍃══════════◆ https://eitaa.com/BOOKNET43 ╚══════🍃🌺🍃═════◆
هدایت شده از mohamad sharifi
معرفی کتاب دن کیشوت (جلد اول) «دن کیشوت (جلد ۱)» اثر میگل دو سروانتس سآودرا، نویسنده اسپانیایی و یکی از جاودانه‌های ادبیات کلاسیک جهان است. این کتاب با ترجمهٔ محمد قاضی در نشر ثالث چاپ شده است. در «دایرةالمعارف بریتانیا» آمده: «محبوبیت آنی دن کیشوت بیشتر ناشی از تنوع حوادث آن و غنا و فراوانی کمدی و مضحکه‌های آن و شاید هم ناشی از تازیانه‌هایی بوده که در این کتاب بر تن معاصران برجسته و ممتاز فرود آمده است؛ غم نهفته و بی‌سر و صدای آن، انسانیت عظیم آن، و انتقاد نافذی که در آن از زندگی شده است، به کندی مغتنم شمرده شد.»
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره کتاب دن کیشوت (جلد ۱) شاید تاکنون هیچ کتابی به اندازه «دن کیشوت» این همه مورد عشق و علاقه ملت‌های گوناگون نبوده است. بسیاری از کتاب‌ها هست که تنها به یک قوم و ملت اختصاص دارد و از حدود مرز یک کشور فراتر نمی‌رود؛ بسیاری دیگر نیز هست که در میان ملل دیگر هم خواننده دارد ولی تنها مورد پسند گروه روشنفکران یا مردم عادی یا طبقات ممتاز است. اما «دن کیشوت» همه حصارهای جغرافیایی و نژادی و اجتماعی و طبقاتی را درهم شکسته و نام خود را با دنیا و بشریت توأم ساخته است. دن کیشوت نجیب‌زاده‌ای است که در دورانی که شوالیه‌گری (عیاری و پهلوانی قرون وسطایی) دیگر رونقی ندارد می‌خواهد بساط پهلوانی علم کند. قصد او این است که به اوهام و تخیلات خود، که در نتیجه شب و روز خواندن داستان‌های پهلوانی در ذهن او خانه کرده است، صورت واقعیت بخشد. با آن‌که توان آن ندارد که مگسی را از خود براند، زره می‌پوشد و کلاه‌خود بر سر می‌گذارد و زوبین در دست و شمشیر بر کمر بر اسبی ناتوان‌تر از خود سوار می‌شود و در جستجوی حوادث و ماجراهای پهلوانی سر به دشت و بیابان می‌نهد. اما واقعیت‌های زندگی کجا و اوهام و پندارهای او کجا! دن کیشوت بی‌هدف نیست و افکار و آرمان‌های عالی دارد، ولی چون واقعیت‌ها با او سرِیاری ندارند و زندگی با اندیشه‌های او جور در نمی‌آید، به جنگ واقعیت می‌رود. نبرد تن به تن او با آسیاب‌های بادی زنده‌ترین نمونه درافتادن خودسرانه و کورکورانه او با مظاهر عینی و واقعی حیات است.
هدایت شده از mohamad sharifi
کتاب دن کیشوت (جلد ۱) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟ این کتاب به علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک، داستان‌های قهرمانی و ادبیات پیکارسک پیشنهاد می‌شود. اگر از خواندن کتاب‌هایی مثل کمدی الهی (دانته آلیگیری)، چنین گفت زرتشت (فردریش نیچه) و ایلیاد (هومر) لذت بردید، این اثر را نیز دوست خواهید داشت. بهترین ترجمه کتاب دن کیشوت ترجمهٔ محمد قاضی از دن کیشوت یکی از بهترین و ماندگارترین ترجمه‌های فارسی این اثر است، چون نثری روان، فصیح و سرشار از واژه‌های زیبای فارسی دارد و حال‌وهوای طنز و کنایه‌های متن اصلی را به‌خوبی منتقل می‌کند. او با شناخت عمیق از زبان و ادبیات فارسی و حفظ روح اثر سروانتس، نسخه‌ای خلق کرده که هنوز هم محبوب‌ترین ترجمه در میان فارسی‌زبانان است. عده‌ای می‌گویند تلفظ صحیح نام کتاب، دن کیخوته بوده و قاضی به اشتباه نام آن را دن کیشوت رواج داده، باوجوداین، ترجمه‌ی محمد قاضی بهترین ترجمه از این کتاب است. درباره میگل سروانتس دن میگل د سِروانتِس ساآودرا ملقب به شاهزاده نبوغ در ۲۹ سپتامبر ۱۵۴۷ میلادی در آلکالاد هنارس در ۳۲ کیلومتری مادرید دیده به جهان گشود. پدر وی پزشک بود و همیشه در این آرزو بود که فرزندش یک شوالیه سرشناس و نامدار اسپانیایی شود اما میگل همانطور که با فنون رزم‌آوری آشنا شده بود به شعر سرودن علاقه زیادی داشت. سروانتس در ۱۷ سالگی به دستور فیلیپ دوم پادشاه وقت اسپانیا برای شرکت در جنگ به ایتالیا سفر کرد و به ارتش این کشور پیوست و در جنگ لپانتو شرکت کرد و در این جنگ بود که دست چپش به دلیل صدمه‌ای که به اعصاب دستش وارد شد از کار افتاد. وی در ایتالیا به مطالعه برخی از آثار ادبی پرداخت و تحت تأثیر هنر ایتالیایی قرار گرفت. سروانتس بعد از بازگشت به اسپانیا به ارتش این کشور پیوست و در همین زمان بود که از پادشاه اسپانیا نشان دلیری دریافت کرد. سرانجام وی در ۱۵۷۲ میلادی به زندگی نظامی خود پایان داد و زندگی عادی خود را از سر گرفت. درباره تحصیلات ابتدایی سروانتس ابهاماتی وجود دارد، بنابر یکی از داستان های وی با نام داستان های عبرت آموز او مدتی در مدرسه یسوعی ها (وابسته به کلیسای کاتولیک) سرگرم تحصیل بوده است. بر خلاف نویسندگان آن دوره اسپانیا، او هیچگاه تحصیلات دانشگاهی نداشته است. خوان لوپز دِ اویوس مدیر مدرسه شهرداری مادرید از سروانتس به عنوان شاگرد دوست داشتنی یاد می کرد. در هر صورت او می بایستی که دانش آموزی در همین مدرسه بوده باشد یا آن که زیر نظر شخصی به نام لوپز دِ اویوس تحصیل کرده باشد. بخشی از کتاب دن کیشوت (جلد ۱) پس از فراغ از این مهم به سراغ مرکب خویش رفت. با آن‌که حیوان پوست و استخوان، بیش از گوشت و جان داشت و ظاهر وی غم‌انگیزتر از اسب گونلا بود به نظر چنین آمد که نه بوسفال اسب اسکندر و نه بابیه‌کا Babiéca اسب سید، هیچ یک با اسب او قابل قیاس نبوده‌اند. چهار روز هم به نشخوار کردن اسامی در مغز خود پرداخت تا ببیند چه اسمی به اسبش بدهد و در این باره با خود می‌گفت: «درست نیست که اسب چنین پهلوان نامدار که ذاتا حیوانی اصیل است نام مشهوری نداشته باشد.» لذا کوشید تا نامی برای اسبش بیابد که برساند حیوان قبل از ورود به دنیای پهلوانان سرگردان چه بوده است و اکنون چیست. از طرفی عقل حکم می‌کرد که چون صاحبش تغییر وضع داده بود او نیز تغییر اسم دهد و نامی باشکوه و پر طمطراق متناسب با موقعیت جدید و حرفه تازه‌ای که از این پس پیشه می‌کرد بر گزیند. این بود که پهلوان پس از آن‌که تعداد زیادی اسم در حافظه و در مخیله خود ساخت و در آن‌ها جرح و تعدیل کرد و حذف و اضافه به عمل آورد و سر و دست آن‌ها را شکست و باز ساخت عاقبت به این نتیجه رسید که اسم او را رسی نانت بگذارد، اسمی که به نظرش باشکوه و آهنگین آمد و از آن مستفاد می‌شد که حیوان ابتدا چه بوده و اینک چه بوده و چگونه برترین مرکب جهان گردیده است. وقتی پهلوان اسمی باب طبع خود به اسبش داد خواست تا برای خود نیز اسم شایسته‌ای برگزیند و این فکر هشت روز دیگر از وقت او را برای یافتن نام جدید گرفت تا در پایان آن مدت مصمم شد خود را دن کیشوت Don Quichotteبنامد. به قراری که می‌گویند از همان‌جا است که مؤلفین حکم کرده‌اند که لقب قبلی پهلوان «کیگزادا» بوده است نه «کزادا» که برخی خواسته‌اند آن‌را به دیگران بقبولانند. آن‌گه چون به یادآورد که آمادیس دلاور تنها به انتهاب نام ساده «آمادیس» اکتفا نکرده بلکه نام وطنش را نیز به آخر اسم خود افزوده بود تا وطن را بلند آوازه سازد و لذا خود را «آمادیس گل» نامیده بود، او نیز به عنوان یک پهلوان کامل عیار خواست نام وطنش را به نام خود بیفزاید و خود را «دن کیشوت مانش» بنامد تا به خیال خود هم نژاد و مسقط الرأس خود را مشخص نماید و هم با اقتباس نام وطنش موجب افتخار آن گردد.
هدایت شده از mohamad sharifi
معرفی نویسنده میگل دو سروانتس میگل دو سروانتس یکی از مشهورترین نویسندگان اسپانیایی است که در تمام قرون و اعصار تا به امروز هیچ نویسنده‌ی اسپانیایی‌زبانی روی دست شهرت او پیدا نشده است! جایگاه سروانتس در دنیای ادبیات آنقدر رفیع است که عده‌ی زیادی فقط نابغه‌ای مثل شکسپیر را هم‌رده‌ی او می‌دانند. میلیون‌ها نفر در طی قرن‌ها به خاطر دون کیشوت شیفته‌ی زبان اسپانیایی شدند و میگل دو سروانتس با همین یک رمان بلندش توانست دل میلیون‌ها نفر را به دست بیاورد و با شجاعت‌های حماقت‌بار شوالیه‌اش در ذهن مردم غیراسپانیایی هم جاودانه شود!
هدایت شده از mohamad sharifi