┄┄┄┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄┄┄┄┄
🌸برنامه ی هفتگی کانال پاتوق🌸
┄┄┄┄┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄┄┄┄
🌹از شنبه ۱۶ خرداد لغایت پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵🌹
♦️شنبه:
● شاهنامه خوانی با صدای سرکار خانم محمدزاده گرامی،
● معرفی کتاب توسط جناب آفای شریفی گرامی،
⭐️گفتار سردبیر
♦️یک شنبه:
● حافظ خوانی : با صدای سرکار خانم حسن زاده گرامی و توضیحات جناب آقای شاهرودیان گرامی،
● مبحث تاریخی: مهندس نظم آرا گرامی،
♦️دو شنبه:
● کتابخوانی: با صدای سرکار خانم فاطمه حکمت گرامی،
● خیام خوانی: با صدای سرکار خانم نگار یزدی گرامی،
⭐️گفتار سردبیر
♦️سه شنبه:
● داستان خوانی با صدای سرکار خانم پور عبد گرامی،
● شاهنامه خوانی؛ توسط همکار جدید و نوجوان ما سرکار خانم مهرآذین موسوی گرامی،
♦️چهار شنبه:
● معرفی کتاب توسط جناب آقای شریفی گرامی،
● اشعار پروین اعتصامی با صدای سرکار خانم ندا یزدی گرامی،
⭐️گفتار سر دبیر
♦️پنج شنبه:
● خلاصه خوانی کتاب با صدای سرکار خانم محمدزاده گرامی،
● متن شعر نو؛ سر کار خانم محمدزاده گرامی.
♦️جمعه کانال فعالیتی ندارد و در حال مرور آموزه های هفته پیش و برنامه ریزی برای هفته ای پربارتر در پیشروست.
🌷 همراهی شما را بسیار ارج می نهیم و چشم به راه شنیدن نقدها، پیشنهادات و هر گونه همکاری در راستای فعالیت های کانال هستیم.
🌸در صورت تمایل ما را با آدرس زیر به دوستان خویش معرفی بفرمایید.
✅کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃══════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET43
╚══════🍃🌺🍃════◆✅
.
*خدایـا🙏
بدون نوازش هاے تو در
میان دستهاے زندگےمــچاله مےشویم....
✨نوازشت را از ما نگیــــــر مهربانم🤍🙏
شب زیباتون بخیر ✨ 🌙 ✨
🔥پاتوق کتاب♥️
🌹https://eitaa.com/BOOKNET43🌹
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
•┈┈••••✾•🍃🌺🍃•✾•••┈┈
شاهنامه خوانی
•┈┈••••✾•🍃🌺🍃•✾•••┈┈
🌷با درودی پرمهر و آرزوی شادی و تندرستی،
#بخش_چهارم،
#جمشید_شاه،
#ابزار_جنگی،
#ساخت_گرمابه_و_ایوان،
#گروه_روحانیون_بنام_آثوربان(کاتوزیان)،
#گروه_جنگاوران_بنامِ_نیساریان،
#گروه_کشاورزان_بنامِ_بسودی،
#گروه_صنعتگران_بنامِ_أهتوخَشی،
#ساختِ_کشتی،
#ساختِ_تخت_پرنده،
#غرور_جمشید،
🌷عزیزان، با اشتیاق و افتخار فراوان، چشم به راه شنیدن و دیدن نقدها و پیشنهادهای شما خوبان هستیم.
🌷روز و روزگارتون خوش و خرم باد.
✅کانال پاتوق کتاب👇
╔═🍃🌺🍃══════════◆
https://eitaa.com/BOOKNET43
╚══════🍃🌺🍃═════◆
هدایت شده از mohamad sharifi
معرفی کتاب آرزوهای بزرگ
کتاب آرزوهای بزرگ یکی از معروفترین آثار نویسندهی مطرح انگلیسی چارلز دیکنز است که در قرن نوزدهم نوشته شده و از آن زمان مورد استقبال خوانندگان قرار گرفته است. داستان آرزوهای بزرگ داستان پرفراز و نشیب پسرکی یتیم به نام پیپ است که همراه با خواهر و شوهرخواهرش زندگی فقیرانهای دارد. دیکنز در ابتدا این داستان را به صورت یک داستان دنبالهدار در هفتهنامهای منتشر کرد اما در سال ۱۸۶۱ دو نشر معروف انگلیسی این داستان را در سه جلد منتشر کردند و باعث محبوبیت و شناختهشدن نویسندهاش شد. به نظر میرسد دیکنز این داستان را با داستان زندگی خود تطبیق داده و به نوعی خودزندگینامهای در قالب داستان نوشته است.
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره کتاب آرزوهای بزرگ
کتاب آرزوهای بزرگ روایت کامل و واضحی از اوضاع اجتماعی و سیاسی زمان نویسنده است که دیکنز این حقایق را با لحنی زیبا و لطیف بیان کرده است. پیپ شخصیت اصلی داستان در روند رشد از هفت سالگی تا دوران جوانی تجربیات بسیاری کسب میکند. برای مثال متوجه میشود شادی و خوشحالی همواره در ثروت و زندگی مرفه خلاصه نمیشود و عشق و دوستی دو ویژگی است که در افراد یافت نمیشود بلکه اشخاص اندکی از آن بهره بردهاند.
چارلز دیکنز نویسنده کتاب در داستانهایش از انتقاد و اعتراض به فضای فقر و اختلافات طبقاتی دست برنداشته است و این مسائل را به وضوح بیان میکند. داستان پیپ و شخصیتش نشاندهندهی افرادی است بلندپرواز که سعی دارند از زندگی عادی خود فرار کرده و به زندگی دیگری روی آورند و با این کار فرد دیگری شوند اما عشق و وفا را در نزدیکان خود مییابند. پرداختن به موضوعاتی چون عشق و نفرت و ثروت و فقر در آثار دیکنز مخصوصا آرزوهای بزرگ کاملا مشخص است.
هدایت شده از mohamad sharifi
خلاصه کتاب آرزوهای بزرگ
هشدار: این بخش ممکن است داستان را فاش کند. اگر کتاب را نخواندهاید یا دوست دارید از داستان آن کمتر بدانید، این بخش را مطالعه نکنید.
داستان کتاب آرزوهای بزرگ از این قرار است: پیپ که پسری فقیر و یتیم است با خواهر و شوهرخواهرش جو گارگری زندگی میکند و از شوهر خواهرش آهنگری میآموزد. روزی در یک اتفاق ناگهانی زندانی خطرناکی را در قبرستان ملاقات میکند و از روی دلرحمی او را نجات میدهد. مدتی بعد از این اتفاق خانم مسنی به نام خانم هاویشام که فردی ثروتمند اما عجیب است از پیپ میخواهد که گاهی برای سرگرم کردنش به دیدارش برود. خانم هاویشام که به طرز فجیعی عشقش در روز ازدواج او را رها کرده است همواره لباس عروس در خانه به تن میکند و دختری به نام استلا را به فرزندخواندگی پذیرفته است تا راه و روش فریب مردان جوان را به او بیاموزد تا انتقامش را از مردها گرفته باشد.
پیپ به استلا دل میبندد اما با تمسخر و توهین دختر مغرور و زیبا مواجه میشود. پس از چندین سال شخصی مرموز هزینههای تحصیل و زندگی پیپ در لندن را تقبل میکند و پیپ خانه و زندگی را رها کرده و به لندن میرود. در این دوران پیپ شخصیت روستایی خود را فراموش کرده و حتی از آن بیزار میشود و در تلاش است تا شخصیت متفاوتی از خود نشان دهد. پیپ همیشه فکر میکند خانم هاویشام هزینههای تحصیل و زندگیاش را پذیرفته است تا برای ازدواج با استلا آماده شود. اما این فکر رویایی بیش نیست زیرا مگویچ همان زندانی خطرناک در قبرستان هزینههای او را میپردازد. پیپ یک بار دیگر به استلا ابراز علاقه میکند اما با مخالفت وی مواجه میشود. مگویچ این زندانی فراری سعی دارد تمام ثروتش را به پیپ بدهد اما با دستگیریاش تمام ثروتش توسط دولت ضبط میشود و پیپ مجبور به بازگشت به روستای محل زندگیاش میشود. با تمام بدرفتاریهای پیپ با شوهر خواهرش او که مردی مهربان است پیپ را میپذیرد و در کنارش زندگی میکند.
این خلاصه کوتاه از داستان بلند آرزوهای بزرگ تنها با دلیل تشویق و ترغیب خوانندگان و علاقمندان به مطالعه کتاب آورده شده است و در طی داستان اتفاقات تلخ و شیرین مختلفی رخ میدهد.
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره چارلز دیکنز
چارلز جان هافمن دیکنز در سال ۱۸۱۲ در انگلستان در خانوادهای پرجمعیت زاده شد. شرایط زندگی فقیرانه و سختیهای دوران کودکی او باعث بروز اتفاقاتی مشابه در داستانهای دیکنز به خصوص کتاب آرزوهای بزرگ بود. دیکنز جزٔ نویسندگانی است که در دوران زندگی خود از محبوبیت و توجه برخوردار بود و توانست با نوشتن آثار ارزشمندی چون الیور توئیست، سرود کریسمس، دیوید کاپرفیلد و خانه متروک بر مشکلات مالی غلبه کند و به شهرت برسد.
دیکنز در ابتدا به نویسندگی علاقهمند نبود و بیشتر دوست داشت هنرپیشه شود اما در روز آزمون به بیماری سختی دچار شد و این تست را از دست داد و مجبور به روزنامهنگاری شد. روزنامهنگاری آغاز هنر و استعداد دیکنز شد. وی در نوشتار از واقعیتهای روزگار به خیال میرسد و با پرداختن به جزئیات و زندگی مردم عادی توجه مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرده است. دیکنز در سالهای آخر زندگی از لحاظ جسمانی به شدت شکسته شد اما دست از نوشتن برنداشت و در جلسات کتابخوانی شرکت میکرد و داستانهایش را میخواند. در یکی از همین جلسات بود که در حال خواندن کتاب دچار حمله قلبی شد و دار فانی را وداع گفت. این اتفاق در سال ۱۸۷۰ رخ داد.