eitaa logo
پاتوق کتاب
229 دنبال‌کننده
145 عکس
12 ویدیو
55 فایل
این کانال به ترویج کتابخوانی و معرفی کتابهای خوب می پردارد
مشاهده در ایتا
دانلود
🖇با درود فراوان و با آرزوی شادی و کامیابی. 🕯✨️با امید اینکه عطر این غزل در خاطر و یادتان خوش بنشیند‌. 🪧کانال پاتوق کتاب 🌹https://eitaa.com/BOOKNET43🌹
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت 1 - ای نسیم صبا که به مانند هدهد، پرنده پیامی، تو را به کشور صبا روانه می‌کنم. ببین که تو را به چه جای دوری می‌فرستم. هدهد: مرغ شانه به سر، مرغ سلیمان، پوپک. هدهد صبا: (اضافه تشبیهی) نسیم صبا به هدهد تشبیه شده. سبا: نام شهری در یمن که ملکه آن به نام بلقیس بود و بنا به روایتی، سلیمان او را به زنی اختیار کرد. حیف است طایری چو تو در خاک‌دانِ غم زین جا به آشیانِ وفا می‌فرستمت 1 - حیف از پرنده‌یی چون تو است که در این سرزمین غم‌انگیز باشد. تو را از اینجا به کانون وفا و کوی جانان رهسپار می‌کنم. طایر: پرنده، مرغ پروازی. خاکدان غم: دنیای خاکی غم‌انگیز. در راهِ عشق مرحلهٔ قُرب و بُعد نیست می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت 1 - در امر عشق مسئله نزدیک و دور بودن مطرح نیست من به وضوح تو را می‌بینم و به سوی تو دعا می‌فرستم. قرب و بعد: نزدیکی و دوری. عیان: آشکارا. هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیر در صحبتِ شمال و صبا می‌فرستمت 1 - هر بامداد و شامگاه کاروانی از دعای خیر به همراهی نسیم شمال و صبا به سویت گسیل می‌دارم. درصحبت شمال و صبا: به همراهی باد شمال و نسیم صبا. تا لشکرِ غمت نکند مُلکِ دل خراب جانِ عزیزِ خود به نوا می‌فرستمت 1 - برای اینکه هجوم سپاه غم تو سبب ویرانی ملک دلم نشود جان عزیز خود را به عنوان گروگان به پیش تو می‌فرستم. نوا: گروگان ای غایب از نظر که شدی هم‌نشین دل می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت 1 - ای که از دیده دور و در دلم مآوا داری من دعا گوی توام و به سویت درود می‌فرستم. ثنا: درود، تحسین، آفرین در رویِ خود تَفَرُّجِ صُنع خدای کن کآیینهٔ خدای‌نما می‌فرستمت 1 - با تماشای صورت خود، از ساخته و پرداخته آفریدگار لذت ببر زیرا برای تو آیینه‌یی می‌فرستم که چهره خدا را نمایان می‌سازد. 2 - تفرج: سیر و گردش. صنع خدای: مصنوع و مخلوق خدای، آفریده خدا. آئینه خدای نما: آیینه‌یی که خدا را نمایان می‌سازد. تا مطربان ز شوقِ مَنَت آگهی دهند قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت 1 - برای اینکه مطربان، تو را از شدت عشق و علاقه من آگاه سازند قول و غزل و آهنگ و نغمه برایت ارسال می‌دارم. قول و غزل: تصانیف سابق از چهار قسمت تشکیل می‌شده: 1- قول یا شعر عربی، 2- غزل یا شعر فارسی، 3- ساز یا آهنگ، 4- نوا یا نغمه‌یی از نغمات موسیقی مثل نغمه اصفهان و غیره. ساقی بیا که هاتفِ غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت 1 - ساقی بیا. (چرا) که فرشته عالم غیب به من مژده داد که با درد بساز. من برای تو دوا می‌فرستم. حافظ، سرودِ مجلس ما ذکرِ خیرِ توست بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت 1 - حافظ! ذکر خیر و یاد تو، جای سرود مجلس ما را گرفته است. برایت اسب و قبا می‌فرستم بسوی ما شتاب کن.
با سپاس فراوان از سرکار خانم دکتر حسن زاده بخاطر خوانش زیبا و استاد شاهرودیان با تفسیر وجد آورشان 🌹https://eitaa.com/BOOKNET43 🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوستان و همران عزیز با سپاس از آقای مهندس نظم آرا که با تمام مشغله هایی که دارند مبحث تاریخی خودشون رو بدستمون رسوندند. عنوان مبحث: جنبش مشروطه در قالب دو فایل صوتی است که بزودی بار گذاری می شود. لازم به ذکر است که به مباحث تاریخی از دیدگاههای متفاوت می توان به آن پرداخت. نقد مباحث تاریخی را به جان و دل می پذیریم و بنا بر رسالت رسانه ای خود، نقد مطالب را نیز باز نشر خواهیم داد. با سپاس 💚پاتق کتاب💚 🌹https://eitaa.com/BOOKNET43🌹
پاتوق کتاب
ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت 1 - ای نسیم صبا که به مانند هدهد، پرنده
از میان غزل‌های حافظ آن که بیش از همه یادآور داستان‌های قرآنی و بازگو کننده اشارات آیات آن داستان‌هاست یکی غزل شماره 88 : (شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت) و دیگری این غزل مورد بحث است. در غزل 88 شاعر به ریزه کاری‌های آیات سوره یوسف نظر داشته و هر خواننده بصیر و مطلع به نکات و آیات سوره شریفه یوسف، با خواندن آن می‌تواند از حال و هوای اندیشه و فکر حافظ و تسلط او بر نشانه‌گذاری از معلومات خود در آن غزل به خوبی آگاه شود. اما این غزل مورد شرح هم تقریباً تمام ابیات آن متکی به آیه‌های قرآنی است. تنها شاعر هنرآفرین و بی‌همتا و حافظ قرآن و با حافظه سرشاری مانند حافظ می‌تواند چنین هنرنمائی کند آن هم در غزلی که به صورت ظاهر در حکم پاسخ‌نامه‌یی است به نامه شاه شیخ ابواسحاق. - شاعر در بیت مطلع، باد صبا را به عنوان هدهد یعنی پیک حضرت سلیمان به شهر سبا، شهری دور دست، شهری که محبوب او در آنجاست می‌فرستد و این همان کاری است که سلیمان برای بلقیس انجام داد و این یادآور مضمون و تلمیحی است به آیة شریفة 28 سوره نمل: اذهب بکتابی هذا فالقه الیهم ثم تول عنهم فانظر ماذا یرجعون. (این نامه را ببر نزد ایشان پس رو بگردان سپس ببین چه جواب می‌گویند.) - در بیت سوم با آوردن کلمه‌های قرب و بعد یادآور آیه‌های 5 و 6 و 7 سوره المعارج می‌شود. 5 : فاصبر صبراً جمیلاً (پس صبر کن صبر نیکو) // 6 : انهم یرونه بعیداً (بدرستی که ایشان آن را دور می‌بینند.) // 7 : ونریه قریباً (و ما آن را نزدیک و با آوردن کلمه (می‌بینمت عیان) اشاره به آیه 7 دارد.) - در بیت چهارم شاعر اشاره به آیه 11 سوره سبا می‌کند : ولسلیمان الریح غذوها شهر و رواحها شهر… (و برای سلیمان، باد صحبگاهانش ماهی بود و شباهنگاهش ماهی…) در اینجا باید گفت که تسلط ذهن حافظ که حافظ قرآن است به مفاد این آیه و تجسم کلمات غدوها و رواحها در پیش چشم او، ذهن خلاق شاعر را به سوی کلمات صبح و شام توجه داده و برای آن مضمون ارسال دعای خیربوسیله بادصبا و نسیم شمال می‌سازد زیرا باد صبا و نیسم شمال پیک حضرت سلیمان و به فرمان او بودند و سرعت آنها طوری بود که هر روز به اندازه یک ماه و هر شام به اندازه یک ماه طی طریق می‌کردند. - دربیت پنجم شاعر مضمونی دارد که ظاهر آن چنین معنا می‌دهد: تا ملک دلم از لشکر غم تو خراب نشود جان عزیز خود را به صورت گروگان پیش تو می‌فرستم این صورت ظاهر معنا را صورت باطنی دیگری در بطن مستتر است. در تفاسیر سوره نمل و داستان حضرت سلیمان و بلقیس و از فحوای آیات اینسوره شریفه که بصورت موجز بیان شده برمی‌آید که با رسیدن نامه سلیمان به بلقیس و دعوت او به دین توحیدی و مشورتی که بلقیس با سران و بزرگان لشکر خود کرد و به هنگام اخذ تصمیم نهایی گفت ما با پادشاهان در نمی‌افتیم و آیه 34 سوره نمل بازگو کننده نظریه بلقیس و علت انصراف او از جنگ با سلیمان است: قالت ان الملوک اذا خلوا قریه افسدوها و جعلوا عزه اهلها اذله و کذلک یفعلون (بلقیس گفت به درستی که هرگاه پادشاهان در قریه‌یی وارد شوند آن را به تباهی می‌کشند و عزیزان اهل آن را ذلیل می‌گردانند و از اینگونه کارها می‌کنند.) و تصمیم به رفتن نزد حضرت سلیمان گرفت و نفس عمل حضور یافتن بلقیس در دربار پادشاهی که او را به جنگ تهدید کرده بود چنین معنا می‌دهد که او خود را در این معامله گروگان کرد و به همین دلیل حافظ در بیت پنجم می‌فرماید: (جان عزیز خود به نوا می‌فرستمت). - در بیت ششم حافظ خطاب به محبوب خود می‌فرماید (ای غایب از نظر که شدی همنشین دل) و تلمیحی است به آیه 20 سوره نمل: و تفقد الطیر فقال ما لی لا اری الهدهد ام کان من الغائبین (جویای‌پرنده شد پس‌گفت‌چیست مرا که هدهد را نمی‌بینم؟ یا او‌ از ‌غائبین است.) شاعر، محبوب خو را به مانند هدهد می‌داند که از نظر سلیمان غایب شده و همنشین بلقیس گشته است و بدون شک مضمون غیاب هدهد و عبارت آیه شریفه: من‌الغائبین که در ذهن شاعر حافظ قرآن و در پیش چشم او جلوه‌گری بوده است برای محبوب خود یعنی شاه ابواسحاق مسافر و غایب از نظر، مضمون ساخته است. از مضمون و معنای بیت هشتم چنین برمی‌آید که یکی از وظایف حافظ دردربار شاه ابواسحاق و شاه‌شجاع تنظیم برنامه قول و غزل و آهنگ و ساز در دستگاه مناسب و اجرای آن توسط هنرمندان و مطربان بوده و چه بسا که آواز آن را هم خود به عهده داشته است. غزلهای حافظ اکثراً در اوزانی است که با دستگاههای اصلی آواز ایرانی تناسب کامل دارد و از آنجایی که خود، صاحب لحن و آواز و عالم به علم موسیقی بوده است راز و رمز عمر جاویدان غزل را در توافق آن با اجرای در دستگاههای موسیقی می‌دانسته است و از اینروست که همین غزل را که به منزله پاسخ‌نامه شاه است به نحوی ساخته و پرداخته تا مطربان بتوانند با اجرای آن دردیار غربت هم دل شاه را شاد و هم او را به یاد دوست خود بیندازند. - شاعر در دو بیت آخر غزل، فکری را که در
پاتوق کتاب
ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت 1 - ای نسیم صبا که به مانند هدهد، پرنده
ضمیر باطن خود داشته پیاده کرده و چنین می‌گوید سروش غیبی مرا نوید داد که با درد فراق خوکن و من به زودی برای تو دوا می‌فرستم و وصل جانان را نصیب تو می‌کنم و چون درد فراق همچنان پا برجاست ای ساقی تو بیا که دوای این درد در جام شراب توست. پس از این حافظ از زبان محبوب خود و خطاب به خود چنین می‌گوید که برای مجلس ما سرود و قول و غزل فرستاده‌یی سروده مجلس ما همان ذکر خیر تو است و ما هم اشتیاق زیارت تو را داریم از اینرو وبرای تو اسب و قبا می‌فرستم تا هرچه زودتر به سوی من بشتابی. و در ضمن تلمیحی است به آیه 35 سوره نمل: و انی مرسله بهدیه فناظره بم یرجع المرسلون (و بدرستی که من فرستنده‌ام به سوی ایشان هدیه‌یی و نظر کننده‌ام که به چه فرستادگان برمی‌گردند.) و برابر مفاد تفاسیر بلقیس با ارسال اسب و هدایای گرانقیمت و زیورآلات درصدد آزمایش حضرت سلیمان برآمد. و این دعوت غیرمستقیم که حافظ در دهان طرف مقابل می‌گذارد و خود را دعوت می‌کند یکی از چشمه‌های رندی شاعر دل آگاه ما را به اثبات می‌رساند و در غزل بعدی مشاهده خواهیم کرد که این تقاضا با صراحت بیشتری عنوان شده است. توضیحاً این غزل را حافظ در پاسخ‌نامه شیخ‌ابواسحاق سروده و برای او فرستاده است ‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا