eitaa logo
پاتوق کتاب
229 دنبال‌کننده
143 عکس
11 ویدیو
54 فایل
این کانال به ترویج کتابخوانی و معرفی کتابهای خوب می پردارد
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷 ۲۱ خرداد | زادروز ادیب برومند این روز زادروز یکی از چهره‌های برجسته شعر معاصر ایران است؛ ادیب برومند، شاعری که او را «شاعر ملی ایران» می‌نامند. او در شعرهایش از ایران، آزادی، هویت ملی و فرهنگ ایرانی سخن گفته است. زبان شعر او استوار، روشن و سرشار از عشق به میهن است. ادیب برومند از شاعرانی بود که شعر را تنها برای زیبایی نمی‌سرود؛ بلکه آن را ابزاری برای پاسداری از تاریخ، زبان و فرهنگ ایران می‌دانست. از آثار او می‌توان به: 📚 ناله‌های وطن 📚 راز پرواز 📚 پیام آزادی اشاره کرد. او ادامه‌دهنده راه شاعرانی چون فردوسی، بهار و اخوان در شعر میهنی ایران بود. 🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه، 📚کانال پاتوق کتاب👇 ╔═🍃🌺🍃═════════◆ https://eitaa.com/BOOKNET4 ╚═════🍃🌺🍃═════◆
🌿 ادیب برومند؛ شاعر ملی ایران 📅 زادروز: ۲۱ خرداد ۱۳۰۳ 🏛 زادگاه: اصفهان ✍️ لقب: شاعر ملی ایران 🔹 شاعر آزادی و میهن 🔹 پاسدار زبان فارسی 🔹 دوستدار تاریخ و فرهنگ ایران شعر او یادآور شکوه ایران و بیداری ملی است. 🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه، 📚کانال پاتوق کتاب👇 ╔═🍃🌺🍃═════════◆ https://eitaa.com/BOOKNET4 ╚═════🍃🌺🍃═════◆
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه، 📚کانال پاتوق کتاب👇 ╔═🍃🌺🍃═════════◆ https://eitaa.com/BOOKNET4 ╚═════🍃🌺🍃═════◆
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Shahname2-06 (online-audio-converter.com) (1).mp3
زمان: حجم: 20.4M
•┈┈••••✾•🍃🌺🍃•✾•••┈┈┈• شاهنامه خوانی •┈┈••••✾•🍃🌺🍃•✾•••┈┈┈• 🌷با درودی سرشار از مهر و آرزوی شادی و تندرستی، : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، 🌷 امیدوارم که شنیدن این بخش از شاهنامه، برای شما فرهیختگان گرامی، خوشایند و دلنشین باشد. 🌸همچنین، با اشتیاق و افتخار فراوان، چشم‌به‌راه شنیدن دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای ارزشمندِ شما خوبان هستیم. 🆔@BMDPhysics 🌷روز و روزگارتون خوش و خرم باد. 🌳سرای دوستداران کتاب و اندیشه، 📚کانال پاتوق کتاب👇 ╔═🍃🌺🍃═════════◆ https://eitaa.com/BOOKNET4 ╚═════🍃🌺🍃═════◆
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از mohamad sharifi
درباره کتاب میدل مارچ میدل مارچ نوشتهٔ جرج الیوت، نامِ مستعار ماری آن ایوانس، نویسندهٔ شهیر قرن نوزدهم انگلستان است. او با خلق رمان میدل مارچ قدم به دنیای رمان‌نویسان بزرگ زمان خود گذاشت. میدل مارچ نام منطقه‌ای است که شخصیت‌های خارق‌العادهٔ رمان در آن زندگی می‌کنند. شخصیت اصلی رمان دختری آرمانگرا و بلندپرواز به نام دوروتی بروک است که به احتمال قوی، به جرج الیوت، نویسندهٔ کتاب شباهت دارد. او از دنیای پیرامونش شاکی است و می‌خواهد آن را تغییر دهد اما همین شخصیت جنگجویش او را وارد ازدواجی ناموفق با مردی می‌کند که فرسنگ‌ها از او فاصله دارد. در همین فاصله، با شخصیت دیگر داستان یعنی ترتیوس لیدگیت آشنا می‌شویم که مانند دوروتی آرمانگراست و درست مثل او، وارد ازدواجی ناموفق با دختری ظاهربین و خودخواه می‌شود. خواننده در طول داستان با شخصیت‌ها و اهالی دیگر میدل مارچ آشنا می‌شود و با آن‌ها پیش می‌رود تا ببیند زندگی آن‌ها به کجا ختم شده و با آداب و رسوم آن زمان مردم انگلستان هم آشنا می‌شود.
هدایت شده از mohamad sharifi
بخشی از کتاب میدل مارچ زیبایی و مِلاحت دوشیزه بروک از آن دست بود که وقتی لباس معمولی می‌پوشید بیشتر به چشم می‌آمد. تو گویی لباس‌های ساده وقار بیشتری به وجاهتش می‌دادند. مردم او را دختر بسیار باهوشی می‌دانستند ولی می‌گفتند خواهرش، سِلیا، معمولی‌تر و معقول‌تر است. البته سلیا هم لباس‌های آن‌چنانی نمی‌پوشید، ولی خُب وقتی دقت می‌کردی می‌دیدی رخت و لباسش کمی با خواهرش فرق می‌کند و بفهمی‌نفهمی از عشوه و طنازی بی‌نصیب نیست. به هر حال، ساده‌پوشی دوشیزه بروک بخاطر شرایط پیچیده‌ای بود که خواهرش هم در آن‌ها سهیم بود، از جمله اصل و نسب خوب. خاندان بروک اشراف‌زاده نبودند ولی اصل و نسب خوبی داشتند و در اجدادشان کمتر از روحانی یا دریاسالار پیدا نمی‌شد. زن‌های چنین خانواده‌هایی که در خانه‌های ییلاقی آرام زندگی می‌کردند و کلیساهای روستایشان به زور به اندازه یک سالن پذیرایی بود، طبیعتاً استفاده از زینت‌آلات کم‌بها را در شأن خودشان نمی‌دانستند. البته ساده‌پوشی دوشیزه بروک دلیل دیگری هم داشت و آن احساسات مذهبی‌اش بود. برای دوروتیا که تقدیر آدمی را در پرتو تعالیم مسیحیت می‌دید، نگرانی دربارۀ مُدهای زنانه دیوانگی محض بود. او نمی‌توانست با علاقه به ظواهر مادی تشویش‌های زندگی معنوی‌اش را تسکین دهد. ذهن دوروتیا بشدت نظری بود و در عطش مفهومی رفیع از جهان می‌سوخت، مفهومی که هم منطقه کشیش‌نشین تیپتون را در برمی‌گرفت و هم رفتار و کردار شخص او را. او شیفته سختی و بزرگی بود و هر آنچه را که واجد این دو جنبه بودند در آغوش می‌گرفت. قطعاً این ویژگی‌های شخصیتی بر سرنوشت هر دختر دَم‌بختی تأثیر می‌گذارد. با این‌همه دوروتیا که از قضا خواهر بزرگتر هم بود هنوز بیست‌سال نداشت. هر دو خواهر تحصیل‌کرده بودند. وقتی دوروتیا دوازده‌ساله بود پدر و مادرشان از دنیا رفتند و عموی مجردشان سرپرستی آنها را برعهده گرفت. حدود یک سال پیش دخترها به همراه عمویشان به منطقه ییلاقی تیپتون آمدند. عمویشان مردی شصت‌ساله، خوش‌مشرب و خیرخواه بود که عقایدش مثل اوضاع جوّی غیرقابل پیش‌بینی بود. او نظرات سخاوتمندانه‌ای داشت ولی سخت سر کیسه را شُل می‌کرد. دوروتیا بی‌صبرانه منتظر روزی بود که به سن قانونی برسد و بتواند از حق و حقوقش در مصارف عام‌المنفعه استفاده کند. او و سلیا سالانه هفتصد پوند از والدین‌شان ارث می‌بردند ولی اگر دوروتیا ازدواج می‌کرد و صاحب پسری می‌شد آن پسر وارث املاک جناب بروک می‌شد و از محل جمع‌آوری اجاره‌بها سالانه سه هزار پوند به دست می‌آورد. و چرا دوروتیا نباید ازدواج می‌کرد؟ دختری به آن زیبایی و چنان آتیه روشنی؟ هیچ چیز نمی‌توانست مانع ازدواج او شود جز عشقش به بی‌نهایت‌ها و اصرارش بر سبک خاصی از زندگی که می‌توانست هر مرد محتاطی را از خواستگاری از او مُنصرف کند یا نهایتاً به جواب کردن همه خواستگاران مُنجر شود. آخر کدام زن جوان اصل و نسب‌داری در کلبۀ محقر کارگران کنار کارگری مریض زانو می‌زد و از ته دل دعا می‌کرد و یا روزها روزه می‌گرفت و شب‌ها کتاب‌های مذهبی می‌خواند؟ مردها دوست داشتند زن‌هایشان اعتقادات مذهبی معقولی داشته باشند ولی هیچ‌وقت سعی نکنند آنها را عملی کنند.