پاتوق کتاب
غزل شماره ۸۷ حافظ، یکی از نمونههای درخشان در ستایش زیبایی و تأثیر آن بر روح و جان است. در ادامه،
از منظر عرفانی، غزل ۸۷ حافظ را نباید تنها یک ستایش عاشقانه انسانی دانست؛ بلکه این غزل، مانند بسیاری دیگر از اشعار او، نمودار تجلی جمال حق در آیینه صورتهای مادی است. در عرفان حافظ، «معشوق» همواره مظهری از صفات و تجلیات خداوند است.
تحلیل عرفانی این غزل را میتوان در محورهای زیر خلاصه کرد :
۱. زیبایی معشوق به مثابه «تجلی جمالی» خداوند
در عرفان اسلامی (بهویژه در مکتب ابنعربی که حافظ از آن تأثیر پذیرفته)، جهان هستی بازتابی از اسماء و صفات الهی است. وقتی حافظ میگوید «حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت»، این «حسن» (زیبایی) و «ملاحت» (نمکین بودن و دلبری)، همان تجلیات جمالی خداوند است که بر تمام کائنات تابیده است.
* عالمگیر بودن زیبایی: این که معشوق «جهان را میگیرد»، نمادی از سیطرهی عشق الهی بر تمام ذرات هستی است. هیچ موجودی در جهان نیست که از پرتو این زیبایی بینصیب مانده باشد.
۲. مفهوم «اتفاق» (وحدت در کثرت)
واژه «اتفاق» در بیت اول، در عرفان مفهومی عمیق دارد. اتحاد و اتفاق، راهی برای بازگشت از کثرت به وحدت است.
* در نگاه عرفانی، تا زمانی که عاشق و معشوق در «دویی» و تفرقه باشند، جهان در بینظمی است. اما «اتفاق» (همدلی و وحدت)، قدرتِ تسخیر ملکوت را به انسان میدهد. حافظ میگوید برای رسیدن به حق (که پادشاه مطلق است)، باید «اتفاق» رخ دهد؛ یعنی عاشق باید خودِ خاکیاش را در جمال معشوق فانی کند.
۳. بیاعتباری زهد در برابر شهود
حافظ در ابیات این غزل (و به طور کلی در نگاه عرفانیاش) تقابلی بنیادین میان «زهدِ ظاهر» و «عشقِ باطن» میکشد.
* زاهد به دنبال «دلیل» و «استدلال» است، اما عارف به دنبال «مشاهده». وقتی «حسنت» (تجلی حق) ظاهر میشود، زاهد با علمِ ناقص خود نمیتواند آن را درک کند. عرفانِ حافظ عرفانِ «وجد و حال» است، نه عرفانِ «کتاب و قیلوقال». او میگوید زیبایی حق، آنقدر قدرتمند است که بساط عقل و زهد را برمیچیند و تنها راهِ دیدن این حقیقت، چشمِ دل است.
۴. فقر عاشق در برابر غنای معشوق
در عرفان، «فنا» یعنی همین که عاشق در برابر عظمت زیبایی محبوب، خود را هیچ ببیند. وقتی حافظ از «آشوب» و «فتنه» نگاه معشوق سخن میگوید، در واقع به «هیبتِ جمال» اشاره دارد. در سلوک عرفانی، وقتی سالک اولین انوار تجلی حق را میبیند، دچار حیرت، بیخودی و از دست دادنِ خود (آشوب در جان) میشود. این همان تجربهای است که حافظ آن را با تعابیر عاشقانه توصیف میکند.
۵. نتیجهگیری عرفانی: «عشق، معمارِ جهان»
از دیدگاه حافظ در این غزل، اساسِ عالم بر پایه عشق است. اینکه میگوید «به اتفاق جهان میتوان گرفت»، به این معناست که اگر انسان در مسیر سلوک، با تمام ذرات هستی «همدل» شود و پیوند وحدت برقرار کند، میتواند به «ولایتِ عشق» برسد و در این مقام، تمام عالم در اختیار او قرار میگیرد.
به زبان ساده:
حافظ در این غزل، معشوقِ زیبا را «آینهای» میبیند که خداوند در آن رخ نموده است. این زیبایی آنقدر غالب و فراگیر است که همهی عقلها را به حیرت وامیدارد و راهِ رسیدن به او نه از طریق عبادتهایِ خشکِ زاهدانه، بلکه از طریق «اتفاقِ دل» (اتحاد وجودی عاشق و معشوق) میگذرد.
پاتوق کتاب
از منظر عرفانی، غزل ۸۷ حافظ را نباید تنها یک ستایش عاشقانه انسانی دانست؛ بلکه این غزل، مانند بسیار
با سپاس بیکران از استاد شاهرودیان
پاتوق کتاب
🌹معرفی یکی از همکاران کانال پاتق کتاب🌹 🌹سرکار خانم دکتر حسن زاده که ما را با صدای ماندگارشان با تما
«با درود و سپاس؛
بسیار مفتخرم که فرصت همکاری با این کانال برای بنده فراهم گشته است؛ چرا که حضور در محفل انسانهای خردمند و اندیشمند، تجربهای است گرانبها و بیبدیل.
بزرگترین افتخار من، شاگردیِ استاد گرانقدرم، پروفسور امیرآبادی عزیز است؛ انسانی خردمند و صاحبتدبیر که هر کلامش درس و هر نگاهش آگاهی است.
من در محضر ایشان، فراتر از آموزههای فیزیک و شناخت قوانین طبیعت، درسهای صبر، بصیرت و استواری را آموختم و با هدایت ایشان، دریچهای نو به سوی حقیقت بر دیدگانم گشوده شد.
پروفسور امیرآبادی، با تکیه بر کرسی استادی در رشته فیزیک و در اوج توانمندی و دانش، با بزرگواری تمام و به قصدِ فراهم آوردن بستری برای شکوفایی نسل جوان، از کرسی استادی کنارهگیری نمودند. مدیریت مقتدرانه و نگاه راهبردی ایشان، در پیوند با روحیهای بزرگ و مهربان، همواره برای من و بسیاری از دانشجویان، راهگشا بوده و هست.
با کمال احترام و سپاس، بر دستان پرمهر ایشان بوسه میزنم و قدردان هدایتهای بیدریغشان هستم.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
از طرف شاگرد کوچک شما، حسنزاده»
مخصوص مشهدی ها:
خانم دکتر
نِگا کونن، خُب اینا که تو ای گروهن هّمشان با سوادن. مِفهمن که اینا اَلِکیه.
ممنونوم اَزِتان
پاتوق کتاب
مخصوص مشهدی ها: خانم دکتر نِگا کونن، خُب اینا که تو ای گروهن هّمشان با سوادن. مِفهمن که اینا اَلِکیه
سِلام به همگی،
روزتا بخیر،
استاد جان، دَستّ شما دَرد نُکُنَه، اینجِه هیچی اَلِکی نیست.
نِگا کُنِن، ها همه اعضایی که اینجِه عضو رِفتَن، با تحصیلات بالا هَستَن ولی هَمَشایَم مَشَدی نیستند، هم توشان تِیرانی دِرِم، هم قمی دِرِم، هم خانُم دکتر لُر دِرِم، هم تُرک و کُرد دِرِم، هم خانُم دکتر شیرازی و یزدی دِرِم ..... خلاصه از هَمَجا هستن، .....
مُگُم یَک وَخت اَز مَشَدی حَرف زِدَن ما ناراحَت نَرَن، مِخِن تو برنامَهاتا، آموزش لَحن و لَهج.ه مَشَدی هَم بِزِرِن.
ممنون از هَمَشان....
پاتوق کتاب
سِلام به همگی، روزتا بخیر، استاد جان، دَستّ شما دَرد نُکُنَه، اینجِه هیچی اَلِکی نیست. نِگا کُنِن،
اینا که مِگن کوجاین؟
چرا هِچ صدایی مو نِمشنِوُم؟
بِگِن بیَن کومک کونن خُب
پاتوق کتاب
اینا که مِگن کوجاین؟ چرا هِچ صدایی مو نِمشنِوُم؟ بِگِن بیَن کومک کونن خُب
گِرِفتارَن استاد جان،
همشان جای.و مقام.و کسب و کاری دِرَن و مشغول....حالا ما کِتاب مُخانِم بِرِی هَمی گِرِفتارها که لاقل تو راه که با ماشین هَموجور مِرَن سَرِ کار گوش بَدَن، ما رَم با یَک صَلَوات تو روحِمان یاد بُکُنَن.😂
بِرِی هَمی مو کِتابا رِ خُلاصه مُکُنُم، چون مِدِنًم وَختشا بِرِی گوش دادَن به موَیَم کَمَه...
مو هَمَ.چی.رِ مِدِنُم، فِقَط هیچی نِمِفَمُم...😅
🙏البته با افتخار اعلام می کنم، ما میزبان چندین دانش آموز گل و دانشجوی عزیز هم هستیم.
هدایت شده از mohamad sharifi
بررسی مختصر شخصیتهای کتاب غرور و تعصب
الیزابت بنت: الیزابت دختر دوم خانواده است و نقش اصلی رمان به عهدهی اوست. او دختری سرزنده، باهوش و مستقل است که میخواهد برخلاف ازدواجهای سنتی با عشق و احترام ازدواج کند. در ابتدای داستان او درگیر تعصب در قضاوت است؛ اما کمکم پختهتر میشود و این نگاه یکسویه را کنار میگذارد.
آقای دارسی: دارسی شخصیت اصلی مرد داستان است. او در ابتدا متکبر به نظر میرسد؛ اما کمکم مشخص میشود که مردی وفادار و مهربان است و فقط در بیان احساساتش راحت نیست. در طول رمان او کمکم یاد میگیرد که بیشتر فروتن باشد.
جین بنت: دختر اول خانوادهی بنت و زیباترین آنهاست. او مهربان و سادهدل است و همهی آدمها رو خوب میبیند. او رابطهی خوبی با الیزابت دارد و حامی عاطفی خواهر کوچکتر است. داستان عاشقانهی جین با آقای بینگلی خط دیگری از روایات عاشقانهی غرور و تعصب است.
آقای بینگلی: او مردی مهربان و خوشبرخورد است؛ البته کمی هم تخت تأثیر خواهرها و دوست صمیمیاش آقای دارسی است. بینگلی به طبقات اجتماعی و ثروت افراد اهمیتی نمیدهد و عاشق جین میشود.
هدایت شده از mohamad sharifi
کتاب غرور و تعصب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی کتاب غرور و تعصب برای مخاطبان زیر تجربهای دلچسب و بهیادماندنی خواهد بود:
دوستداران رمانهای کلاسیک عاشقانه؛
دانشجویان ادبیات انگلیسی؛
پژوهشگران تاریخ ادبیات؛
دوستداران رمانهای تحلیلی با رنگوبوی اجتماعی؛
مخاطبانِ علاقهمند به تفکر و سبک زندگی قرن نوزدهم انگلیس؛
کسانی که از خواندن کتابهایی مثل رمان بربادرفته (مارگارت میچل)، خوشههای خشم (جان اشتاینبک)، آنا کارنینا (تولستوی) و گتسبی بزرگ (اسکات فیتزجرالد) لذت بردهاند؛
طرفداران دیالوگهای پیچیده و تأملبرانگیز.
هدایت شده از mohamad sharifi
کتاب غرور و تعصب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی کتاب غرور و تعصب برای مخاطبان زیر تجربهای دلچسب و بهیادماندنی خواهد بود:
دوستداران رمانهای کلاسیک عاشقانه؛
دانشجویان ادبیات انگلیسی؛
پژوهشگران تاریخ ادبیات؛
دوستداران رمانهای تحلیلی با رنگوبوی اجتماعی؛
مخاطبانِ علاقهمند به تفکر و سبک زندگی قرن نوزدهم انگلیس؛
کسانی که از خواندن کتابهایی مثل رمان بربادرفته (مارگارت میچل)، خوشههای خشم (جان اشتاینبک)، آنا کارنینا (تولستوی) و گتسبی بزرگ (اسکات فیتزجرالد) لذت بردهاند؛
طرفداران دیالوگهای پیچیده و تأملبرانگیز.
چرا باید کتاب غرور و تعصب ترجمه رضا رضایی را بخوانیم؟
در ادامه، مهمترین ویژگیهای مثبت این رمان را فهرستوار ارائه کردهایم:
شخصیتپردازیهای دقیق نویسنده؛
ترسیم تصویری بهیادماندنی از انگلستان قرن نوزدهم؛
بهرهگیری از طنز برای انتقاد از واقعیتهای اجتماعی؛
ارائهی داستانی عاشقانه و غیرمنتظره؛
بهرهگیری از نثر روان و زبانی ساده.
جوایز و افتخارات
در ادامه، گوشهای از افتخارات کتاب غرور و تعصب را با هم مرور میکنیم:
ترجمه شدن کتاب به بیش از ۳۰ زبان؛
قرار گرفتن در فهرست ۱۰۰ کتاب برتر تاریخ؛
قرارگیری در فهرست ۱۰۰ کتابی که باید پیش از مرگ خواند؛
یکی از محبوبترین و پرفروشترین رمانهای کلاسیک انگلیسی؛
مواجه شدن با استقبال گستردهی خوانندگان و منتقدان؛
از برترین کتابهای تاریخ ادبیات از سوی انجمن کتاب نروژ.
نظر افراد و مجلات مشهور دربارهی کتاب غرور و تعصب
رمان غرور و تعصب از زمان نخستین انتشارش تا امروز توجه و تحسین منتقدان را به همراه داشته است. در سال ۱۸۱۳، نشریات The British Critic و The Critical Review شخصیتپردازیهای نویسنده و پیامهای اخلاقی این کتاب را مورد توجه قرار داده و آن را یکی از بهترین آثار ادبی زمان خود دانستهاند. در ادامه، نظرات و دیدگاه برخی از افراد و نشریات مشهور را در مورد این رمان بیان میکنیم:
ویرجینیا وولف: شوخطبعی جین آستین با سلیقه و نکتهسنجی او همراه شده است.
مارلون جیمز: هیچکس هرگز در خلق شخصیتها از آستین زیرکتر نبوده است.
انتشارات بارنز و نوبل: یکی از مهمترین عواملی که موجب شهرت جین آستین شده، همین رمان غرور و تعصب است.