eitaa logo
کتاب‌خونه
28.3هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
243 ویدیو
1.1هزار فایل
برگ های کتاب؛ به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند... Ads : @Info_Plus -💸-
مشاهده در ایتا
دانلود
صبح خاکستری – اوسامو دازای @Book_0
پیش از اینکه از نظرم ناپدید شود، یک بار دیگر سرش را برگرداند. اضطرابی در دیدگانش موج میزد که به من هم سرایت کرد. بلند شدن هواپیما به نظرم غم‌انگیز آمد. هواپیماهای چهار موتوره به آهستگی اوج می‌گیرند اما این یک وداع طولانی است. جت با خشونت یک «به امید دیدار» از زمین کنده شد. اما به زودی سر شاخ آمدم. نه، غیبت دخترها غم به دلم نیاورده بود، برعکس می‌توانستم به دلخواه تند یا آهسته برانم. هرجا بخواهم بروم و هر زمان میل کردم متوقف شم. وانهاده – سیمون دوبووار @Book_0
کالیگولا.pdf
حجم: 2.2M
کالیگولا – آلبر کامو یافتن معنا و ارزش در مواجه با پوچی و بی معنایی زندگی، موضوعی است که تقریبا در تمامی آثار آلبر کامو، همچون نمایشنامه ی کالیگولا، به چشم می خورد. کالیگولا، امپراتور رومی و بدنامی است که در این نمایشنامه ی چهار پرده ای، به تجسمی از پوچی و معنازدگی تبدیل می شود. ذهن کالیگولا پس از مرگ خواهر و معشوقه اش، به شکل وسواس گونه ای درگیر مفهوم «غیرممکن ها» می شود. او با گذشت زمان به حقیقتی مهم اعتقاد پیدا می کند: «انسان ها می میرند و از زندگی شان راضی نیستند. @Book_0
همیشه فکر می‌کردم که مادرم زمین است و من گیاهی که ریشه‌هایم در دل این خاک است. در او هستم و از او به بیرون سر می‌کشم. هر وقت که به او فکر می‌کردم انگار پاهایم را روی زمین، استوار می‌دیدم. امّا حالا که مرده است نه تنها این گیاه آبیاری نمی‌شود، بلکه هوا سنگینی می‌کند و به‌دشواری نفس می‌کشم... او زمین و آسمان من بود... شاهرخ مسکوب
_
‹ می‌شنود صدایی به کوچکی صدای تو را خدایی که به بزرگی جهان است› @Book_0
تکه‌هایی از یک کل منسجم – پونه مقیمی @Book_0
به اتاق نشیمن برگشتند و آلبرتو اجازه گرفت سیگار بکشد. زن سر تکان داد اما وقتی دید که آلبرتو سیگارش را روشن کرد، های‌هایِ گریه‌اش را سر داد و گفت که زمان چطور سپری می‌شود. بچه‌ها چطور در یک چشم به هم زدن قد می‌کشند و زندگی چه زود می‌گذرد! سال‌های سگی – ماریو بارگاس یوسا @Book_0
مرگ ایوان ایلیچ.pdf
حجم: 1.4M
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی كتاب مرگ ایوان ایلیچ داستان مرد موفقي است كه در زندگي حرفه‌اي، كاري و روزمره‌اش چيزي كم ندارد. اما در زندگی شخص‌اش و برقراري ارتباط درست و سالم با نزديكانش بسيار مشکل دارد. در كنار اين مشكلات در همان اوايل داستان متوجه مي‌شويم كه او بنا به دلایلی كه تولستوي با دقت و جزئيات در داستان ذكر كرده است دچار يك بيماري سخت مي‌شود. @Book_0
فرزند زمان نبودن حال بس دشواری است. هیچ سرنوشتی تلخ‌تر از سرنوشت کسی نیست که فرزند زمان خود نباشد و در دورانی بیگانه از خود زندگی کند. زمان فقط با فرزند خود سر سازگاری دارد. پیکار با سرنوشت – واسیلی گروسمان @Book_0