دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد.pdf
حجم:
2.8M
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
شخصیت اصلی داستان سربازی است که به مرخصی آمده است. او به ایستگاه قطار نگاه میاندازد و دوست دارد کسی جایی منتظرش باشد. ولی در حقیقت در تمامی این داستانها راوی که اغلب شخصیت اصلی میباشد دوست دارد که کسی جایی منتظرش باشد. و درونمایهی این داستانها انتظار است.
@Book_0
در نهایت برخی از بزرگترین دردهای شما تبدیل به بزرگترین نقاط قوت شما می شوند.
- درو بریمور
گذشته نبود که به من موجودیت بخشیده بود. برعکس خودم بودم که مانند ققنوس دوباره زنده شدم. در خاکسترهایم خاطرههایم را با آفرینشی مدام تکرار شده از نیستی به هستی میآوردم. هر بار با فضیلتهای بیشتری پا به جهان میگذاشتم و ذخیرههای معنوی انباشته شده در روحم را بهتر به کار میگرفتم. آن هم به این دلیل ساده که مرگ هر بار نزدیکتر به من با نور مبهمش روشنم میساخت.
واژهها – سارتر
@Book_0
کاترین اپلگیت در کتاب پاستیلهای بنفش داستانی جادویی و شگفتانگیز در ستایش عشق، دوستی و خانواده روایت میکند. این کتاب پرفروش و محبوب دربارهی پسری است که از خیالپردازی خوشش نمیآید اما دوستی خیالی از ایام کودکی به زندگیاش بازمیگردد و به حل مشکلات او کمک میکند.
بابا گفت:
«ببین جکسون،
زندگی بالا پایین زیاد داره،
خیلی پیچیدهست.
اگه همیشه زندگی این شکلی بمونه،
خیلی خوبه!»
و با دستش یک خط مستقیم
و رو به بالا نشان داد:
«اما توی واقعیت، زندگی این شکلیه!»
بعد خط زیگزاگی با دستش کشید
که مثل کوه،
بالا و پایین میرفت:
«برای همین باید خیلی تلاش کرد و
نا امید نشد.» مامان گفت:
«یه اصطلاحی هست که میگن...
چی بود؟ تا زمین نخوری،
سرپا نمیشی!»
بابا گفت:
«زندگی برات غافلگیری زیادی داره
و این یه حقیقته.»💜
#پاستیل_های_بنفش
پاستیل های بنفش - #کاترین_اپلگیت
قتل در خانواده
نویسنده: #کارا_هانتر
مترجم: محمد عباسآبادی
لوک رایدر در باغ خانهی لوکس خود در لندن کشته میشود. پلیس هرگز نتوانست این جنایت را حل کند. بیست سال بعد، گروهی از کارشناسان شامل کارآگاهان پلیس، یک خبرنگار و روانشناس و یک وکیل برای حل معما جمع میشوند. اما وقتی صحبت از این قتل به میان میآید، چیزی بیش از آنچه که میبینید وجود دارد.
─ @Book_0