eitaa logo
کتاب‌خونه
28.3هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
244 ویدیو
1.1هزار فایل
برگ های کتاب؛ به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند... Ads : @Info_Plus -💸-
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب‌خونه
BOOK
معرفی کتاب: این کتاب، داستانی عاشقانه با مضمونی هیجانی و معمایی دارد که روایتی از زندگی پرفراز و نشیب یک نویسنده و دختر روزنامه نگار است. "آرمان" نویسنده همان جوان عاشق پیشه داستان است که دلباخته دختری می شود که برای آموزش پیانو به خانه همسایه در رفت و آمد است. نویسنده داستان که دلباخته دختری است که 15 سال از او بزرگتر است اما عشق سن و سال سرش نمیشود و از هر راهی برای بیشتر دیدن دختر استفاده میکند. آرمان 10 ساله کتاب روزبه معین نت های موسیقی دختری را عاشق او شده بود دستکاری کرد اما سرانجام سال ها بعد همان نت های دستکاری شده به شاهکاری تبدیل شد که در یک کنسرت توسط معشوقه اش به اجرا درآمد و آنجا بود که آرمان با تمام وجودش دلش میخواست عشق دوران کودکی اش و اتفاقی که باعث دستکاری آن نت های موسیقی شده بود را فریاد بزند اما... BOOK
معرفی چند کتاب مفید روانشناسی: -خرده عادت ها -انسان در جست وجوی معنا -تئوری انتخاب -چهار میثاق -درمان شوپنهاور -فرضیه‌ی خوشبختی Book
دشمن عزیز.pdf
حجم: 3.4M
نام کتاب :دشمن عزیز نویسنده :جین وبستر ژانر :عاشقانه، کلاسیک BOOK
کتاب‌خونه
نام کتاب :دشمن عزیز نویسنده :جین وبستر ژانر :عاشقانه، کلاسیک BOOK
خلاصه: کتاب دشمن عزیز، رمانی نوشته ی جین وبستر است که نخستین بار در سال 1915 منتشر شد. داستان این رمان در قالب مجموعه ای از نامه هایی روایت می شود که توسط سالی مک براید، بهترین دوست جودی ابوت در داستان «بابا لنگ دراز»، نوشته شده اند. همانطور که کتاب «بابا لنگ دراز» به زندگی جودی ابوت و ماجرای بزرگ شدن او می پردازد، رمان دشمن عزیز نیز نشان می دهد که چگونه سالی از دختری ساده دل به زنی مستقل و توانا تبدیل می شود. داستان علاوه بر این، فراز و نشیب های رابطه ی سالی با سیاستمداری ثروتمند به نام گوردون هالوک، و پزشک نوانخانه، دکتر رابین مک رِی، را پی می گیرد. سالی به عنوان مدیر نوانخانه انتخاب می گردد و موفقیت ها و شکست های او در انجام این کار، در قالب داستانی فوق العاده جذاب و سرگرم کننده روایت می شود. BOOK
رزق که همیشه پول نیست، آدم های خوب اطرافمون هم رزق و روزین!
هدایت شده از ‌𝑺𝒉𝒂𝒉𝒂𝒃
_
از معجزاتِ آغوشش آتشی بود که نمی‌سوزاند عشق می‌کاشت و بوسه دِرو می‌کرد ... الناز شهرکی