#تیکه_کتاب
همیشه با غرور و یکدندگی جلوی دریچهی قلبش، در برابر خورشید تابنده، کرکرهای میآویخت، با این همه هراس داشت که مبادا پرتوی از اشعهی حساس و تابان از آن کرکره بگذرد و به قلباش رسوخ کند.
📕برف بهاری – یوکیو میشیما
خلاصه:
هازل، دختر نوجوانی است که معجزه ای پزشکی، باعث کوچک شدن تومور سرطانی او شده و فرصت چند سال زندگی بیشتر را به او داده است. هازل هیچ وقت زندگی چندان خوشحال کننده ای نداشته اما زمانی که در گروه حمایت از کودکان سرطانی با پسری به نام آگوستوس واترز آشنا می شود، زندگی اش، شکلی کاملا جدید و متفاوت به خود می گیرد.
ژانر:عاشقانه
"توصیه میشه بخونید"
BOOK
633.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم
- وحشی بافقی
BOOK
دانستنِ زیاد واقعا بیماری است، یک مرض حقیقی و تمامعیار.
برای گذران زندگی، فقط اندکی دانش بشری کفایت میکند؛ یعنی نصف یا حدوداً یکچهارم آگاهی یک انسان مترقی.
عاقبت دستانمان رو میشود با شعرها
مثل چشمانی که بعد از گریهها پُف میکنند.
- سجاد رشیدیپور