ما دروغگو بودیم - امیلی لاکهارت.zip
حجم:
17.9M
کتاب : ما دروغگو بودیم
نویسنده : امیلی لاک هارت
بزرگترین راز زندگیتون چیه؟
همه چیز خیلی خوب بود، ما خانواده ای پولدار و شاد بودیم که هیچ چیزی در دنیا نمیتونست آزارشون بده و لبخند رو از لباشون پاک کنه
هرسال تابستون، کل خانواده در جزیرهی شخصی پدربزرگ جمع میشدیم
موج سواری میکردیم، پیکنیک میرفتیم و از تعطیلاتمون لذت میبردیم..
من(کیدنس)، مرین، جانی و گت
چهارتایی کل روزمون رو باهم میگذروندیم
کم کم من و گت عاشق همدیگه شدیم.. عاشق گونه های برجسته و پوست شکلاتیش شدم، عاشق حالت چشماش وقتی بهم نگاه میکرد شدم..
زندگی ادامه داشت تا اینکه دنیا تصمیم گرفت باهام بازی کنه
یک شب تنهایی برای شنا به ساحل رفتم، ولی موقع شنا سرم به صخره ها کوبیده شده بود و وقتی پیدام کردن بیهوش و لخت بودم..
وقتی بهوش اومدم هیچ چیزی از اون شب یادم نبود، یادم نمیومد اون وقت شب چرا برای شنا رفتم یا چرا مرین، جانی یا حتی گت کنارم نبودن
BOOK.
xwne_مغازه_خودکشی.pdf
حجم:
17.8M
مغازه خودکشی - ژان تولی
بعضی رمانها خلاف جریان آب شنا میکنند و این داستان را بسیار خواندنیتر و جذابتر میکند. کمدی سیاه یک ژانر معروف در ادبیات است که با بیان واقعیات جامعه به زبان طنز سعی دارد هم از اتفاقات جامعه بگوید و هم با روایت کمدی لبخند بر روی لب خواننده بیاورد. یکی از معروفترین کتابهای کمدی سیاه مغازهی خودکشی به قلم ژان تولی است. شما با خواندن این کتاب به شهری در آیندهی دور میروید. جایی بینام و نشان که ممکن است با آن احساس نزدیکی کنید. در سال ۲۰۱۲ نیز از این کتاب یک انیمیشن فرانسوی ساخته شد.
BOOK.
باورم کن (@ocbooks).pdf
حجم:
22.2M
باورم کن – جی. پی. دلانی
در این رمان روانشناسی جذاب، داستان پیچیدۀ دختری به نام کلر را روایت میکند که بازیگر تئاتر است و بین زندگی روزمرهاش و بازی تئاتر هیچ تفاوتی قائل نیست! یکی از جذابترین ویژگیهای کتاب باورم کن (Believe me) شیوۀ روایی آن است که ترکیبی از نمایشنامه و داستان خلق کرده.
BOOK.
من بادبادکی بودم که در هوا شنا میکردم غافل از آنکه سرنخ در دست بچه ولگرد شروری است. میفهمید چه میخواهم بگویم؟
چشمهایش - بزرگ علوی
وقتی کسی که دوستش داری میره، صداش تا سالها توی دیوارها میمونه. اما هیچکس جز تو نمیشنوه.
خانهی ارواح - ایزابل آلنده
باید بری جلو، حتی اگه ترسیده باشی. شاید پشت پیچ بعدی، چیزی در انتظارته که تمام دلتنگیهات رو جبران کنه.
قصههای مجید - هوشنگ مرادی کرمانی
او رفت بدون آنکه بداند ماندنش چقدر برای دیگری معنا داشت. و بعضی رفتنها، آدم را تا آخر عمر جا میگذارد.
سیونه پله - جان باکن