eitaa logo
کتاب‌خونه
35.6هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
236 ویدیو
1.5هزار فایل
برگ های کتاب؛ به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند... Ads : @Info_Plus -💸-
مشاهده در ایتا
دانلود
راز یک سوگند.pdf
حجم: 2M
# راز یک سوگند 📝 نوشته: شکیبا پشتیبان 📖 تعداد صفحات 129 🎬 ژانر: عاشقانه ——— ✨ خلاصه: این داستان سرنوشت دختری به نام آدنیس رو روایت می‌کنه که شخصیت به شدت مثبت داستان‌مونِ و در گذشته یه باند بزرگ و یه نیروی پلیس لو داده، در واقع دستگیرشون کرده. آدنیس قصه ما پلیسِ، ولی حالا روح مُرده‌ای داره، دیگه مثله قبلاً شاد و سرحال نیست، شکسته شده و از جنس شیشه است که با کوچک‌ترین ضربه می‌شکنه و ترمیم نمی‌شه. چرا؟ چون یه سری از باند قاچاقچیان تمام خانواده‌اش و کشتن و آدنیس بی گناه مظلوم خودش رو مقصر مرگ پدر و مادرش می‌دونه. اینجا دختری به نام آدنیس عاشقانه اما با بغض می‌بارد.
زیر سایه تقدیر.pdf
حجم: 2.6M
# زیر سایه تقدیر 📝 نوشته: هانیه حسینی 📖 تعداد صفحات 167 🎬 ژانر: عاشقانه ——— ✨ خلاصه: این رمان داستان زندگی دختری به نام "خزان" را روایت می‌کند که در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات خانوادگی است. خزان دختری است که در یک خانواده پر تنش زندگی می‌کند، جایی که پدرش به شدت کنترل‌گر و خشن است و مادرش به نوعی تحت فشار و سرکوب قرار دارد اما داستان اصلی از جایی شروع میشود که مصیبتی به نام اجبار وارد زندگی او میشود و زندگی اش را به طور کل تغییر میدهد اجباری به شیرینی عشق...
یاد او.pdf
حجم: 36M
او نویسنده کالین هوور خلاصه داستان: پس از گذراندن پنج سال زندان برای یک اشتباه غم انگیز، کنا به شهری بازمی‌گردد که همه چیز در آن به هم ریخته بود، به امید اینکه دوباره با دختر چهار ساله اش متحد شود. اما بازسازی پل هایی که کنا سوزانده است غیرممکن است. هر کس در زندگی دخترش مصمم است که کنا را کنار بگذارد، مهم نیست چقدر برای اثبات خود تلاش می کند...
سلام از بهاری که فرا رسید... 🌱 سالی پر از حالِ خوب و شادی و ثروت براتون آرزومندم 🤍 عيدتون مبارک✨'
حق نداریم در مورد غم و غصه‌های جزئی‌مان حرف بزنیم. مگر نه آنکه ما می‌توانیم درباره‌ی روزهای سعادتمان سکوت کنیم؟ هر کدام از ما لقمه‌های خوشبختی‌مان را در خلوت قورت می‌دهیم، اما غم‌ها و خراش‌های سطحی قلب‌مان را به خیابان می‌آوریم و به هم نشان می‌دهیم 📘 ییلاق نشینان 👤
وقتی به گذشته بر می‌گردید، ممکن است یک حس تلخ و شیرین از گذشتن خوبی‌ها و اتفاقات خوب به‌وجود بیاید، و این قضیه اصلا مهم نیست. نگذارید تمرکزتان بر روی افسوس‌ها یا آنچه از دست داده‌اید باشد. با یادآوری آن این افتخار را به خود بدهید که دوباره شیرینی آن را احساس کنید.
برف شاخه‌ها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما می‌شکستشان. آدم‌ها هم مثل درخت‌ها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانه‌های آدم وجود داشت و سنگینی‌اش تا بهار دیگر حس می‌شد. بدی‌اش این بود که آدم‌ها فقط یک‌بار می‌مردند و همین یک بار، چه فاجعه دردناکی بود. سمفونی مردگان - عباس معروفی
گاهی اوقات تنها راه رسیدن به آرامش، فاصله گرفتنه... ● Money Heist
تا حد امکان، هرچه می‌توانید کمتر درباره‌ی کارهای خود صحبت کنید؛ آن هم تنها با کسانی که به شما دلگرمی و الهام می‌بخشند. چون دنیا پُر از آدم‌هایی است که "نفوس بد" می‌زنند.  مردمی که تنها بلدند بگویند: "اینکه محال است!"  یا  "واقعا که تو زیادی بلند پروازی!" چهار اثر | فلورانس اسکاول شین