💠 گزارش تفصیلی #نشست فارابی، فیلسوف ارتباطات و فرهنگ - (بخش پایانی)
در بخش پایانی این نشست، دکتر سیدمحمدعلی غمامی به ارائه نکات خود در رابطه با موضوع جلسه پرداخت که مشروح آن به شرح ذیل است:
هوش مصنوعی به مثابه «صناعت نحو»
دکتر غمامی بحث خود را با بهرهگیری از یک شیوه تطبیقی نامتوازن آغاز کرد تا امکان بازخوانی اندیشه فارابی در عصر هوش مصنوعی را مورد بررسی قرار دهد. تمرکز اصلی او بر تبیین ماهیت هستیشناسانه هوش مصنوعی (AI) بود؛ با این ادعا که هوش مصنوعی نه بهمثابه «صناعت منطق» بلکه بهمثابه «صناعت نحو» قابل درک است.
تسری نقد افلاطون به فناوریهای نوین
دکتر غمامی سخن خود را با ارجاع به نقد افلاطون بر نوشتار آغاز کرد. از نظر افلاطون، نوشتار «دو مرتبه از حقیقت دور است». وی با استناد به پژوهشگران غربی نظیر رابرت حسن و توماس ساترلند، استدلال کرد که شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی را میتوان در حکم فناوری نوشتار دوران ما دانست. این فناوریها، فرآیند اندیشیدن را به بیرون از ذهن انسان منتقل میکنند و پردازش اطلاعات را از قوه انتقادی عقل جدا میسازند. بنابراین، هوش مصنوعی در مقایسه با نوشتار، با شدت بیشتری و در سطوح دورتری از حقیقت و معنا قرار میگیرد.
نزاع منطق و نحو: تبیین محدودیتهای هوش مصنوعی
برای تبیین جایگاه هوش مصنوعی در سنت اسلامی، دکتر غمامی به نزاع تاریخی میان منطقدان (متی بن یونس) و نحوی (سیرافی) اشاره کرد. در این نزاع:
• منطق به نسبت الفاظ با معانی میپردازد (چنانکه فارابی در احصاء العلوم آن را «الفاظ من حیث دلالتها علی المعانی» تعریف میکند).
• نحو صرفاً به نسبت الفاظ با الفاظ (نظیر چینش و اعراب) توجه دارد و تنها بستری برای رسیدن به معنا فراهم میکند.
نتیجهگیری محوری دکتر غمامی این است که هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی را باید در زمره «صناعت نحو» دانست، نه «صناعت منطق».
هوش مصنوعی؛ ابزار نحوی، فاقد منطق فهم
از نظر دکتر غمامی، هوش مصنوعی - بهویژه مدلهای زبان بزرگ (LLM) - بر پایه محاسبات آماری شکل میگیرد و صرفاً روابط و محاسبات آماری از نشانهها و الفاظ فراهم میآورد که در آن احتمال همنشینی واژگان محاسبه میشود. حاصل این فرایند، ایجاد نوعی «رابطه میان الفاظ» است که هرگز نمیتواند به تولید الگوی منطقی بینجامد.
از اینرو، محدودیت اساسی هوش مصنوعی آن است که در حد نحو باقی میماند و به منطق راه نمییابد. در بهترین حالت، این فناوریها یک «نحو زبانی» ایجاد میکنند که البته ارزشمند است، اما امکان دستیابی به «منطق فهم» را فراهم نمیسازد. بنابراین، نباید به این ابزارها نگاه تقدسآمیز یا «بُتوار» داشت، بلکه باید محدودیتهای بنیادین آنها را به رسمیت شناخت؛ چراکه هوش مصنوعی، بر پایه صناعت نحو، چندین مرتبه از معنا فاصله دارد.
روششناسی رجوع به سنت: بازگشت به «صور بسیطتر»
دکتر غمامی در بخش پایانی سخنان خود، درباره شیوه بهرهگیری از سنت برای نوآوری در تفکر، بر روش هرمنوتیکی هایدگر تأکید کرد. این روش بر «بازگرداندن به عقب» و تاویل مفاهیم استوار است، تا از خلال آن بتوان به «صور بسیطتر» و سرچشمههای بنیادین پدیدهها دست یافت و در نهایت، راهی برای نجات گشود. او همچنین انتقاد کرد که نگاههای بیش از حد سیستماتیک به اندیشه فیلسوفانی همچون فارابی میتواند به جمود فکری منجر شود. به باور او، در فرآیند ایدهپردازی، باید از «تکگزارههای» مؤثر و کاربردی سنت بهره گرفت - مانند نقد افلاطون بر نوشتار - حتی اگر کل نظام فکری آن اندیشمند، پاسخگوی نیازهای امروز نباشد.
#فارابی
#فیلسوف_ارتباطات
#هوش_مصنوعی
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
♨️ هفتمین پیشنشست همایش دین، فرهنگ و فناوری با پرسش محوری «فارابی، فیلسوف ارتباطات و فرهنگ، برای عصر هوش مصنوعی چه سخنی دارد؟» با همکاری انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات و دبیرخانه این همایش برگزار گردید. گزارش تفصیلی #نشست مذکور که با ارائه اساتید محترم، دکتر علیرضا قائمینیا، دکتر علیاصغر اسلامیتنها و دکتر سیدمحمدعلی غمامی همراه بود، در پیوندهای ذیل تقدیم میگردد:
🔹بخش اول: جناب دکتر قائمینیا
🔸بخش دوم: جناب دکتر اسلامیتنها
🔹بخش سوم: پاسخ به پرسشها و نقد دیدگاهها (دکتر قائمینیا و دکتر اسلامیتنها)
🔸بخش پایانی: جناب دکتر غمامی
#فارابی
#فیلسوف_ارتباطات
#فلسفه_ارتباطات
#هوش_مصنوعی
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
«کلُّ مَنْ عَلیها فَان وَ یبقَی وَجْهُ رَبِّک ذوالجلالِ والاکرامِ»
برادر گرامی جناب آقای حسن گلبخشی؛ ضایعه درگذشت مادر مرحومهتان را از صمیم قلب خدمت شما تسلیت عرض مینمائیم.
خداوند متعال روح پاکش را با سرورش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها محشور نماید و به شما و بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید.
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
💢 تعلیق هویت دانشجو
دانشجو بودن در عصری که دانش بیاعتبار شده است!
✍ بهقلم رسول لطفی؛ دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات
🔸 #روز_دانشجو فارغ از تبریکها و تجمیدهای توخالی و تشریفاتی، وقت این است که ببینیم، چه بر سر دانشجوی ایرانی آمده؟! ما میتوانیم در روز دانشجو از رسالت دانشجو، نقش تاریخی او در تحولات اجتماعی، و اهمیت حضور جوانِ دانشگاهی سخن بگوییم؛ میتوانیم از آرمانخواهی، پرسشگری و عقلانیت انتقادی دفاع کنیم. اما بهنظر میرسد هویت دانشجو در تعلیق قرار گرفته است.
🔹 در این میان، البته کار ساده این است که بنشینیم و نق بزنیم که دانشجوی امروز از درس و تحلیل و علم رانده شده، یا دغدغه حقیقت در او مرده است؛ و طبق عادت همیشگی، همه چیز را بر سر «دانشجوی بدبخت» بشکنیم. اما این سادهسازی، واقعیت پیچیدهتر این بحران را نادیده میگیرد. شاید امروز لازم است بیش از هر زمان دیگری با این پرسش مواجه شویم که دانشجو بودن در جهانی که دانش بیاعتبار شده، دانشگاه خصوصیسازی شده، و نقش نهاد علم فروکاسته است، چه معنایی دارد؟
🔸 تعلیق #هویت_دانشجو نتیجه دگرگونیهای کلان معرفتشناختی و ساختاری است که جایگاه دانشگاه و معنای دانش را زیر سؤال بردهاند. از یکسو «خصوصیسازی» و «کالاییشدن» آموزش، و از سوی دیگر بیاعتبار شدنِ خودِ «دانش» در جهانی اشباعشده از داده و محتوا. نتیجه این است که دانشجو دیگر نه میداند چه نقشی باید ایفا کند و نه میداند در برابر کدام مرجعیت باید بایستد یا از چه چیزی باید دفاع کند.
🔹 در دهههای اخیر، #دانشگاه_ایرانی بهتدریج از نهادی عمومی که وظیفهاش تولید معرفت و تربیت نیروی اندیشنده بود، به «بنگاهی خدماتی» تبدیل شده است. خصوصیسازیِ آموزش و توسعه، مؤسسات با شهریهی بالا، همراه با سازوکارهای رانت/بورسیه و نهادسازیِ مبتنی بر سرمایهی اجتماعی، باعث میشود دسترسی به فضاهای تولید علم تابع طبقۀ اقتصادی - اجتماعی شود.
🔸 آیا مگر جز این است که برخی تبعیضهای ساختاری مثل تبعیض در توزیع امکانات آموزشی، تبعیض در فرصتهای شغلی، تبعیض در دسترسی به فضاهای تصمیمسازی و...، تجربه زیسته دانشجو را پیشاپیش شکستخورده میکنند؛ و انسانی که شکست را پیش از کنش تجربه کند، چگونه میتواند کنشگر باقی بماند؟ در این فرایند بازاری شدن، چگونه میتوان از «جویندگی» و «افق پژوهشی» سخن گفت؟!
🔹 این روند بازاری شدن نهاد دانشی، موجب شده است که نقشه معرفتی دانشگاه براساس منطق سودآوری کوتاهمدت بازطراحی شود. دیگر این «ضرورتهای فکری جامعه» نیست که تعیین میکند کدام رشته باید تقویت، اصلاح یا بازاندیشی شود؛ بلکه «هزینه کم، درآمد زیاد و تقاضای سریع» است که به موتور اصلی سیاستگذاری دانشگاهی بدل شده است. #علوم_انسانی به حاشیه میرود، رشتههای کمهزینه و پردرآمد رشد میکنند، و پژوهشِ جدی به حاشیه رانده میشود. دانشگاه، به «کارخانه تولید مدرک» تبدیل میشود.
🔸 وقتی شغل آزاد، کسبوکار کوچک یا مهارتهای سریعاً بازاریشونده امکان بقا و حرکت اجتماعی بیشتری فراهم میکنند، نهاد علم -که باید پیشرو در ساماندهی به تکثر فرهنگی و تفسیر جهان متکثر ایرانی باشد- جایگاه راهبردی خود را از دست میدهد. نتیجه، لحظهای است که میتوان آن را تعلیق هویت دانشجو نامید: دانشجو میان «هویت دانشی» که نظام دانشگاهی دیگر از آن پشتیبانی نمیکند و «هویت بازاری» که مدام به او پیشنهاد میشود، آویزان میماند.
🔹 در چنین شرایطی، دانشجو چگونه میتواند #آرمانگرا بماند؟ دانشجو دیگر نمیتواند در ساختارهای موجود، نسبتِ مستقیمی میان «دانش» و «تغییر اجتماعی» برقرار کند. دانشجو در زمانه جدید باید طرحی از نو بیفکند. در چنین وضعیتی، دانشجو تنها زمانی میتواند به نیروی تحول بدل شود که صورتبندی تازهای از دانش، دانشگاه و #کنش_دانشجویی ارائه دهد.
🔸 اگر«دانش «فضیلت» نیست و «نهاد دانشگاه «بازاری» شده، «دانشجو» باید دوباره خود را تعریف کند. دیگر نمیتوان دانشجو را موجودی دانست که قرار است در مسیر از پیشتعیینشده قرار بگیرد؛ باید او را بهمثابه «فاعل انتقادیِ سرگردان» فهمید. دانشجو بودن در این زمانه یعنی: آگاه بودن نسبت به بیاعتباری ساختارهای دانشی؛ مقاومت در برابر فروکاستن دانش به تکنیک و رزومه؛ بازیابی توان پرسشگری در وضعیتی که همه چیز به پاسخ فروکاسته شده و تبدیل کردن تجربه زیسته دانشگاه به مسئله واقعی.
💢 دانشجو باید دانش را از چنگ سازوکارهای بازاریشده بیرون بکشد و به آن منزلت «پرسیدن»، «فهمیدن» و «آگاهی رهاییبخش» بازگرداند. در عصر بیاعتباری دانش، دانشجو کسی است که حاضر است از میان شکستها، ضعف نهاد دانشگاه، و بحران مشروعیت دانایی عبور کند، اما اجازه ندهد منطق بازار و رسانهوارگی، تمام افقهای تفکر را مصادره کنند.
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
💢 #یادداشت روز دانشجو
✍️ باز هم ۱۶ آذر روز دانشجو رسید. روزی که صرفا یک نامگذاری تقویمی ست اما میتواند علاوه بر تکریم دانشجو، بهانهای برای تأملات و گفتگوهایی برای دانشجویان، حوزه، سیاستگذاران و مدیران باشد. چند نکته را از همین باب تقدیم می کنم؛
۱. فرهنگ مدرن و پست مدرنِ امروز که متاسفانه در ایران هم حضور دارد، ارزش ذاتی علم را کاهش داده و مهارت های زودبازده را ترویج می کند. لذا کاهش دانشجو در سال های آتی به این دلیل کاملا محسوس است.
۲. مسأله اقتصاد، عموم رشته هایی که مستقیما به شغل منجر نشود را در خطر قرار داده است. تقریبا انگیزه ای برای یک جوان در شرایط امروز وجود ندارد تا به عنوان مثال رشته هایی مانند تاریخ، کلام، فلسفه، فرهنگ، و غیره را بخواند به ویژه در تحصیلات تکمیلی مگر علاقه شخصی.
۳. هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال توسعه است. دانشگاه، آموزش و پژوهش از این توسعه در امان نیستند. دانشجویان با کمک هوش، تحقیقات کلاسی و پروپوزال می نویسند و پایان نامه ها را تکمیل می کنند.
۴. اساسا دانشجو با تفکر و تأمل زنده است و معنای حقیقی پیدا می کند. با گسترش استفاده از هوش در میان دانشجویان تقریبا فرایند تفکر و تأمل رو به کاهش و افول است.
۵. فرمگرایی در دانشگاهها مانند لزوم شکل یکسان پایان نامه ها یکی از بزرگترین آفت سر راه خلاقیت دانشجویی است.
۶. مبتنی بر برخی دلایل فوق، دانشگاه ها به سرعت با مشکل پذیرش روبرو خواهند شد و بالاجبار باید رشته های خود را تعطیل کنند.
۷. نهاد علم در ایران با چالش های جدی روبروست و دانشگاه به عنوان مهم ترین نماینده نهاد علم، مملو از این چالش هاست. اگر تغییر شکل و مأموریت ندهد قطعا محکوم به مرگ تدریجی خواهد شد.
۸. در مورد دانشگاه های حوزوی یعنی دانشگاه هایی که از طلاب پذیرش دارند فارغ از مشکلات بالا، چالش هایی دیگری وجود دارد.
۹. بحران هویت یکی از مهم ترین چالش های دانشجویان حوزوی است. طلاب در اوج بهره برداری از تحصیلات حوزوی وارد دانشگاه می شوند و علوم دانشگاهی به علت تدوین مناسب و جذابیت و نو بودن، می تواند آن ها را تحت تأثیر قرار دهد. در این زمینه هم دانشگاه های حوزوی باید چاره اندیشی کنند و هم طلاب. و البته راهکارها زیاد است.
۱۰. گفتگوهای جدی و فوری میان سیاستگذاران نهاد علم در ایران، تصمیم گیران دانشگاه های حوزوی، دانشجویان و طلاب ناظر به چالش های بالا باید صورت بگیرد. هر دانشگاهی که زودتر احساس خطر کند و چاره اندیشی اساسی نماید شاید بتواند به حیات خود ادامه دهد.
🔹تأکید می شود که موارد فوق می تواند مخالف داشته باشد، و صرفا جهت گفتگو و تأمل بیشتر به مناسبت روز دانشجو برای آنان که نگران دانشجو، امر دانش در ایران معاصر، نهاد علم در ایران و هویت حوزوی طلاب-دانشجوها هستند تقدیم شد.
✍️ حجت الاسلام دکتر احمد اولیایی ؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
#روز_دانشجو
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
💢درخشش دانشجوی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در جشنواره شهید مدرس
🔸فاطمه سادات محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با پذیرش پنج طرح پژوهشی در ششمین جشنواره ملی «شهید مدرس» توانست جایگاه برجسته ای کسب نماید. طرح نوآورانه وی با عنوان «سامانه نظارتی هوشیار» موفق به کسب رتبه برتر شد.
📍 اختتامیه جشنواره ۲۴ آذر ۱۴۰۴ در سالن شیخ فضلالله نوری با حضور رئیس مجلس و مدیران برگزار شد.
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄
"معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام"
📚eitaa.com/boucul
🔸 انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع) با همکاری دبیرخانه همایش بینالمللی دین، فرهنگ و فناوری برگزار میکند؛
💠 چهاردهمین پیشنشست همایش با موضوع:
💢 پرسشهای بنیادین هوش مصنوعی و پاسخ حکیمان مسلمان:
گفتوگویی میان گذشته و آینده
🗓 چهارشنبه ۲۶ آذرماه ۱۴۰۴
⏰ ساعت ۱۳ تا ۱۵
🎙ارائهدهندگان:
➖دکتر مجید مبینی مقدس
➖دکتر سیدمحمدعلی غمامی
🎙دبیر علمی:
➖عمار جوکار
📌مکان: دانشگاه باقرالعلوم(ع)،
طبقه سوم، اداره بینالملل، اتاق ۳۱۷
🖥 پیوند حضور برخط
🔗 کانال همایش بینالمللی دین، فرهنگ و فناوری
#فلسفه_ارتباطات
#هوش_مصنوعی
#حکمت_متعالیه
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
24.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💡تفکر انتقادی را یاد بگیر!
🎤دکتر سید علی اصغر سلطانی
💥 اگر میخواهی در میان نظریهها و اساتید سرگردان نمانی، برای خودت یک طرح پژوهشی تعریف کن و بجنگ تا به «مسئله» برسی.
📖 در دانشگاه، «مسئله» با حفظ کردن نظریه و اطلاعات به دست نمیآید، «مسئله» حاصل تفکر انتقادی و تحلیلی است.
به جای تقویت حافظه، روی پیدا کردن مسئله و حل مسئله تمرکز کن.
⭕️تفکر انتقادی تمرین است، نه استعداد ذاتی. پس همین حالا شروع کن!
مشروح گفتگو، به زودی...
#هفته_پژوهش
#هویت_علمی_دانشگاه_باقرالعلوم
#تجربه_زیست_علمی_اساتید
🔗خانه سبک زندگی
🔗انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
#یادداشت
💢زمین دشمن: گفتگوی علنی یا سکوت غیرعلنی؟
🔻این یادداشت خلاصهای است از آنچه در «هماندیشی جنجال یک عکس» عرض کردم البته با حذف مقدمات و تغییری کوچک در تعابیر. در واقع این متن پاسخی به سوال زیر است:
«کدام مواجهه در مورد تصویر #روزنامه_صدای_ایران، بازی در زمین دشمن است: گفتگوی علنی یا سکوت غیرعلنی؟
🔹 #موافقان_سکوت معتقدند که این اقدام به عقبنشینی انقلاب اسلامی از #آرمان_حجاب تفسیر میشود و نباید در آتش آن دمید. برخی در درون حاکمیت جمهوری اسلامی در برابر فشار غرب ترجیح داده اند برای جذب حداکثری از برخی ارزشها مانند حجاب بگذرند و حتی آنها را به معنای نادرستی فروکاهند. کسی را که تصادفی در حملات دشمن کشته شده است نمیتوان شهید واقعی نامید به خصوص آنکه ظاهر و پوششی مخالف شرع اسلام داشته است. این موضوع، مسئله جمهوری اسلامی نیست و ما را از مسائل اصلی انقلاب غافل میکند. خلاصه اینکه، این اقدام روزنامه صدای ایران اشتباه بوده است و بهترین مواجهه با آن عبوری بیسروصدا و سکوتی غیررسمی نسبت به آن است.
🔸اما #موافقان_گفتگو، بر این باورند که این اقدام به قدرت انقلاب اسلامی در ایجاد وحدت تفسیر میشود و باید آن را تبلیغ کرد. جمهوری اسلامی در جنگ 12 روزه نشان داد که نه تنها در برابر فشار غرب از هم نمیپاشد بلکه متحدتر خواهد شد و آنچه دشمن و برخی دوستان در ظاهر میبینند با آنچه در حقیقت و نفس الامر در حال تحقق است تفاوت دارد. در نفس الامر جهان، هیچ کس تصادفی کشته نمیشود حتی آن کسی که ظاهرا ناخواسته در صف دوست و در مقابل دشمن بوده است. این موضوع یکی از مهمترین مسائل و از نقاط عطف انقلاب اسلامی است و انکار آن، سنگی بزرگ بر سر رشد انقلاب خواهد بود. خلاصه آنکه، روزنامه صدای ایران در امتداد همان ندای «#ای_ایران» است تا هویت ملی را درون هویت اسلامی تعریف کند. این اقدام به هم زدن بازی دشمن و گرفتن مهمترین حربهی آن علیه جمهوری اسلامی است. بهترین مواجهه با آن، حرکتی جنجالی و گفتگوهایی علنی است.
🔻این دو طرف، در متن و حاشیهی «هماندیشی #جنجال_یک_عکس» حضوری پر رنگ داشتند و وظیفه خود میدانستند که روشنگری کنند. البته دیدگاههای معتدل دیگری هم بود که کمتر مجال یافتند. برای نمونه ممکن است برخی تفسیر دوم را بپذیرند اما گفتگویی آرام را به جای سکوت یا جنجال پیشنهاد کنند. شخصا با تمام این رویکردها مواجهه شدم و استدلالهایشان را قابل توجه میدانم اما هنوز به جمعبندی نهایی نرسیدهام. آنچه عرض شد تلاشی برای فهم بهتر به جای قضاوتی سریع است.
✍️دکتر سیدمحمدعلی غمامی
✅انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)
#یادداشت
💢امکان سنجی اتحاد مقدس در بستر فرهنگ معاصر ایرانی؛ از عرفی شدن امر قدسی تا عرفی زدایی به سبک زنانه
بخش اول
🔹 چاپ عکسی از یک بانو در #روزنامه_صدای_ایران با عنوان شهیدِ جنگ دوازده روزه با پوششی غیرعرف، سبب آن شد که در بین فعالان رسانه ای و گروههای مختلف مخاطبین و به طور خاص دغدغه مندان و باورمندان به دین، گفت و گوها و اعتراضاتی شکل بگیرد. امری که در نهایت سبب شد، این روزنامه واکنش نشان داده و اذعان کند «همواره بر رعایت حدود شرعی و اصول و موازین اسلامی و همچنین حفظ و تقویت اتحاد مقدس ملت ایران تاکید میشود.»
🔸 هر چند در باب درستی یا غلطی کنش یک روزنامه نزدیک به هسته نظام، روایتهای فراوانی طرح شد، اما در نگاهی کلان، این امر نویددهنده پویایی یک فرهنگ است و لحظاتی این چنین که گویی توازن سیستم فرهنگی با چالش روبرو میشود، بستر تغییرها و نوآوری است. این لحظات که به تعبیر لوتمان، نشانه شناس فرهنگی، انفجاری در فرهنگ رخ میدهد، لحظه رد و بدل عناصر نشانه ای سپهرهای فرهنگی مختلف است و درست در همین لحظات است که امکان تحریف یا اصلاح معانی فرهنگی گذشته و خلق معانی فرهنگی جدید فراهم میشود. تغییر یا خلق معانیِ جدید وقتی تشدید یافته میشود و میتواند به سرعت در سپهر عمومی جامعه ادراک شده و اثرگذار باشد که با امری قدسی پیوند بخورد و مراتبی از حس قهرمانی، الگو بودن و تحریک عواطف را در جهان ذهن افراد بیدار کند. در این میان، انتشار تصویر غیرمتعارف یک بانوی شهید، واجد چه معانی ای در طیفهای مختلف مخاطبان است؟
🔹 سپهر دین به سبب حفظ و تقویت اتحاد مقدس، مرزهای پوششی خود را منعطف تر کرده است تا بتواند وارد دیالوگ با ساکنان سپهر نشانه ای مخاطبانی شود که کمتر مقید به حجاب هستند و مخاطبانی که تا پیش از این، بین امر قدسی ای مانند شهادت و خودی که قیدی به پوشش متشرعانه ندارد، فاصله بسیار میدیدند، حال مراتبی از انفجار فرهنگی را تجربه میکنند، و شاهد اتفاقی هستند که انتظار آن را نداشتند. در سپهر نشانه ای مخاطبان مقید به حجاب به مثابه امری الهی هم تجربه انفجار فرهنگی رقم میخورد، انتشار تصویری بانوی شهیدی که نمادین ترین مولفه پوششی برای یک بانوی مسلمان را ندارد و به عریانیِ متعارف نشان دادن قدری از مو و گردن هم بسنده نشده است و بخشی از گوش و تمام گردن با کلاهی مزین به (NY مخفف نیویورک) به نمایش گذاشته است. آنچه در شکلگیری و نهادینه شدن معنای جدید در این فرایند مهم است نه لحظه انفجار فرهنگی، که در زمانه کنونی به علل متفاوت ما ماهانه و روزانه با آن روبروییم، بلکه نمادسازی ها و یادبودهای بعد از آن است. بازیگران فعال هر سپهر نشانه ای به صورت مداوم از نقطه های مرزی سپهرهای نشانه ای رقیب، در پی فراهم کردن امکان دیالوگ و ورود به لایه های مقاوم و سخت فرهنگ رقیب است؛ چرا که حیات نشانه ها در همین جدال مستمر است. سپهر دین در این میان، به میزانی که از قواعد و اصول حیاتی و اساسی خود با نام های متفاوت، مصلحت، مدارا واتحاد ... کوتاه بیاید، با دستان خود مسیر را برای «عرفی شدن امر قدسی» فراهم خواهد کرد؛ این امر به هیچ وجه به معنای مسدود کردن امکان دیالوگ سپهرهای نشانه ای متفاوت نیست، بلکه منظور نفی همه فراروایتهای کلانِ شرع مبنا و فراهم کردن نسبیگرایی مطلق است. در دین عرفی شده، ما با نوعی چرخش سوژه ای روبروییم، که در آن کنشگران ـ بخوانید راهبران اندیشه ای هر طیف معنایی ـ حق دارند به میل و اختیار خود، هر گزاره ی دینی را که مورد پسند و سلیقه شان است، گزینش و انتخاب کنند و سپس در بستر فرهنگ نسبی گرا به آن برچسب امر حقیقی را بزنند. نسبیت و تغییری که میتواند عامل پویایی فرهنگی باشد و با حفظ وحدت، کثرتها را بپذیرد و معنادار کند، در بستر عرفی شدن صرفا موظف به تکثر بی ریشه میشود، امری که بحران معرفت و تهی شدن از معنا را در پی دارد. رهبری معظم انقلاب در دیدار با خانوادههای شهدای جنگ دوازده روزه، با هوشمندی تمام به مولفه «دین» در کنار دانش، به مثابه عامل حیات و استمرار فرهنگ ایرانی اشاره میکنند: «آنچه مهم است، این است که توجّه داشته باشیم که ایران اسلامی بر اساس «دین» و «دانش» بنا شده و به وجود آمده. در بنای جمهوری اسلامی دو عنصر «دین» و «دانش» عمدهترین عناصر تشکیلدهنده هستند؛ به همین دلیل هم، دین مردم و دانش جوانان ما، توانستهاند در بسیاری از میدانهای مختلف دشمن را وادار به عقبنشینی کنند. بعد از این هم همینجور خواهد بود.»
(ادامه در پست بعدی)
✅انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)
#یادداشت
💢امکان سنجی اتحاد مقدس در بستر فرهنگ معاصر ایرانی؛ از عرفی شدن امر قدسی تا عرفی زدایی به سبک زنانه
بخش دوم
🔹 در بدایت امر، فرایند عرفی شدن با حس قهرمانی در فرد همراه است، اصلاح طلبانی که جسارت تغییر دارند و مرزهای کنشگری را جابه جا میکنند. راهبران این جریان در نگاه انسان مدرن، کنششان قابلیت الگوگیری دارد؛ هر چند در نگاه دینمبنا، ممکن است با مقاومتهای فرهنگی روبرو شوند. نقطه رهایی، دقیقا در همین دوگانه نهفته است. پذیرش یا مقاومت فرهنگی: تن به عرفی شدن دین دادن یا عرفی زدایی مستمر تا شکل گیری و تثبیت فرهنگ و تمدن دین ـ مبنا.
🔸 نکته مهم آنکه راهبری تغییرات فرهنگی آن زمان که با کشنگری زنانه، همراه باشد، تغییر مرزها با سرعت و سهولت بیشتری انجام میشود. این امر چه در فرایند عرفی شدن و چه در فرایند عرفی زدایی قابل طرح است. زن که در بافت فرهنگی ایران، مظهر رازورزی، محرمانگی و ستر است، در بستر نمایشی و عرفی شدن جامعه به میزانی که این مولفهها از وجودش برگرفته شود، به مثابه عمومی شدن امر خصوصی است که ناگزیر به راززدایی و افشاگری همه جانبه می انجامد و با تغییر تدریجی لایه بنیادین فرهنگ، میتواند انگاره قدیس سکسی را رقم بزند؛ زنی که هیچ نسبتی با وجودی عرفانی ندارد اما مقدس شمرده میشود. در نقطه مقابل، عرفی زدایی و مقاومت فرهنگی زنانه، با زنده نگه داشتن، فرهنگ مادری و قدسیت وجود زنانه به مثابه جلوه جمال الهی، مانعی مستحکم در برابر راززدایی و آفرینش حیات حیامدار است. امری که لزوما با پوشش ظاهری گره نمیخورد ولی حتما معنای نمادین پوشش در آن اثرگذار است.
🔹 اتحاد ایرانیان آن هنگام پایدار میماند و مقدس، که وجه قدسیت آن با مقاومت فرهنگی همه طیفهای ایرانی و به خصوص پایداری زنان ایرانی به صورت مستمر و خلاقانه تعریف و بازآفرینی شود ،چنانچه رهبری فرمودند: «آنچه استکبار جهانی و در رأس آن، آمریکای جنایتکار با آن مخالف است، همین دین شما و دانش شما است؛ با دین شما مخالفند، با این ایمان گستردهی مردم مخالفند، با این اتّحادِ در زیر سایهی اسلام و قرآن مخالفند؛.... و ملّت ایران به توفیق الهی دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد. ما در راه تقویت ایمان دینیمان و در راه گسترش و عمق دانشهای متنوّع و گوناگون خودمان، قدمهای بلندی برخواهیم داشت.»
✍️دکتر حوریه بزرگی
✅انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢جایگاه گمشده زن در تاریخ اسلام!
🎙 دکتر زهرا روحاللهی امیری
🔹این تنها گزارش یک تحقیق نیست، حکایت یک ماجراجویی فکری است. پروژهای که میخواست جایگاه زن را از دل تحریفات تاریخی بیرون بکشد.
⏳وقتی فضای علمی از اعتراف به یک «انحراف تدریجی» هراس دارد.
⭕️ #پژوهنگار روایت کسانی که به جای سکوت، پرسیدن را ادامه میدهند.
#هویت_علمی_دانشگاه_باقرالعلوم
#تجربه_زیست_علمی_اساتید
🔗خانه سبک زندگی
✅ انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)