💢 تعلیق هویت دانشجو
دانشجو بودن در عصری که دانش بیاعتبار شده است!
✍ بهقلم رسول لطفی؛ دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات
🔸 #روز_دانشجو فارغ از تبریکها و تجمیدهای توخالی و تشریفاتی، وقت این است که ببینیم، چه بر سر دانشجوی ایرانی آمده؟! ما میتوانیم در روز دانشجو از رسالت دانشجو، نقش تاریخی او در تحولات اجتماعی، و اهمیت حضور جوانِ دانشگاهی سخن بگوییم؛ میتوانیم از آرمانخواهی، پرسشگری و عقلانیت انتقادی دفاع کنیم. اما بهنظر میرسد هویت دانشجو در تعلیق قرار گرفته است.
🔹 در این میان، البته کار ساده این است که بنشینیم و نق بزنیم که دانشجوی امروز از درس و تحلیل و علم رانده شده، یا دغدغه حقیقت در او مرده است؛ و طبق عادت همیشگی، همه چیز را بر سر «دانشجوی بدبخت» بشکنیم. اما این سادهسازی، واقعیت پیچیدهتر این بحران را نادیده میگیرد. شاید امروز لازم است بیش از هر زمان دیگری با این پرسش مواجه شویم که دانشجو بودن در جهانی که دانش بیاعتبار شده، دانشگاه خصوصیسازی شده، و نقش نهاد علم فروکاسته است، چه معنایی دارد؟
🔸 تعلیق #هویت_دانشجو نتیجه دگرگونیهای کلان معرفتشناختی و ساختاری است که جایگاه دانشگاه و معنای دانش را زیر سؤال بردهاند. از یکسو «خصوصیسازی» و «کالاییشدن» آموزش، و از سوی دیگر بیاعتبار شدنِ خودِ «دانش» در جهانی اشباعشده از داده و محتوا. نتیجه این است که دانشجو دیگر نه میداند چه نقشی باید ایفا کند و نه میداند در برابر کدام مرجعیت باید بایستد یا از چه چیزی باید دفاع کند.
🔹 در دهههای اخیر، #دانشگاه_ایرانی بهتدریج از نهادی عمومی که وظیفهاش تولید معرفت و تربیت نیروی اندیشنده بود، به «بنگاهی خدماتی» تبدیل شده است. خصوصیسازیِ آموزش و توسعه، مؤسسات با شهریهی بالا، همراه با سازوکارهای رانت/بورسیه و نهادسازیِ مبتنی بر سرمایهی اجتماعی، باعث میشود دسترسی به فضاهای تولید علم تابع طبقۀ اقتصادی - اجتماعی شود.
🔸 آیا مگر جز این است که برخی تبعیضهای ساختاری مثل تبعیض در توزیع امکانات آموزشی، تبعیض در فرصتهای شغلی، تبعیض در دسترسی به فضاهای تصمیمسازی و...، تجربه زیسته دانشجو را پیشاپیش شکستخورده میکنند؛ و انسانی که شکست را پیش از کنش تجربه کند، چگونه میتواند کنشگر باقی بماند؟ در این فرایند بازاری شدن، چگونه میتوان از «جویندگی» و «افق پژوهشی» سخن گفت؟!
🔹 این روند بازاری شدن نهاد دانشی، موجب شده است که نقشه معرفتی دانشگاه براساس منطق سودآوری کوتاهمدت بازطراحی شود. دیگر این «ضرورتهای فکری جامعه» نیست که تعیین میکند کدام رشته باید تقویت، اصلاح یا بازاندیشی شود؛ بلکه «هزینه کم، درآمد زیاد و تقاضای سریع» است که به موتور اصلی سیاستگذاری دانشگاهی بدل شده است. #علوم_انسانی به حاشیه میرود، رشتههای کمهزینه و پردرآمد رشد میکنند، و پژوهشِ جدی به حاشیه رانده میشود. دانشگاه، به «کارخانه تولید مدرک» تبدیل میشود.
🔸 وقتی شغل آزاد، کسبوکار کوچک یا مهارتهای سریعاً بازاریشونده امکان بقا و حرکت اجتماعی بیشتری فراهم میکنند، نهاد علم -که باید پیشرو در ساماندهی به تکثر فرهنگی و تفسیر جهان متکثر ایرانی باشد- جایگاه راهبردی خود را از دست میدهد. نتیجه، لحظهای است که میتوان آن را تعلیق هویت دانشجو نامید: دانشجو میان «هویت دانشی» که نظام دانشگاهی دیگر از آن پشتیبانی نمیکند و «هویت بازاری» که مدام به او پیشنهاد میشود، آویزان میماند.
🔹 در چنین شرایطی، دانشجو چگونه میتواند #آرمانگرا بماند؟ دانشجو دیگر نمیتواند در ساختارهای موجود، نسبتِ مستقیمی میان «دانش» و «تغییر اجتماعی» برقرار کند. دانشجو در زمانه جدید باید طرحی از نو بیفکند. در چنین وضعیتی، دانشجو تنها زمانی میتواند به نیروی تحول بدل شود که صورتبندی تازهای از دانش، دانشگاه و #کنش_دانشجویی ارائه دهد.
🔸 اگر«دانش «فضیلت» نیست و «نهاد دانشگاه «بازاری» شده، «دانشجو» باید دوباره خود را تعریف کند. دیگر نمیتوان دانشجو را موجودی دانست که قرار است در مسیر از پیشتعیینشده قرار بگیرد؛ باید او را بهمثابه «فاعل انتقادیِ سرگردان» فهمید. دانشجو بودن در این زمانه یعنی: آگاه بودن نسبت به بیاعتباری ساختارهای دانشی؛ مقاومت در برابر فروکاستن دانش به تکنیک و رزومه؛ بازیابی توان پرسشگری در وضعیتی که همه چیز به پاسخ فروکاسته شده و تبدیل کردن تجربه زیسته دانشگاه به مسئله واقعی.
💢 دانشجو باید دانش را از چنگ سازوکارهای بازاریشده بیرون بکشد و به آن منزلت «پرسیدن»، «فهمیدن» و «آگاهی رهاییبخش» بازگرداند. در عصر بیاعتباری دانش، دانشجو کسی است که حاضر است از میان شکستها، ضعف نهاد دانشگاه، و بحران مشروعیت دانایی عبور کند، اما اجازه ندهد منطق بازار و رسانهوارگی، تمام افقهای تفکر را مصادره کنند.
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
💢 #یادداشت روز دانشجو
✍️ باز هم ۱۶ آذر روز دانشجو رسید. روزی که صرفا یک نامگذاری تقویمی ست اما میتواند علاوه بر تکریم دانشجو، بهانهای برای تأملات و گفتگوهایی برای دانشجویان، حوزه، سیاستگذاران و مدیران باشد. چند نکته را از همین باب تقدیم می کنم؛
۱. فرهنگ مدرن و پست مدرنِ امروز که متاسفانه در ایران هم حضور دارد، ارزش ذاتی علم را کاهش داده و مهارت های زودبازده را ترویج می کند. لذا کاهش دانشجو در سال های آتی به این دلیل کاملا محسوس است.
۲. مسأله اقتصاد، عموم رشته هایی که مستقیما به شغل منجر نشود را در خطر قرار داده است. تقریبا انگیزه ای برای یک جوان در شرایط امروز وجود ندارد تا به عنوان مثال رشته هایی مانند تاریخ، کلام، فلسفه، فرهنگ، و غیره را بخواند به ویژه در تحصیلات تکمیلی مگر علاقه شخصی.
۳. هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال توسعه است. دانشگاه، آموزش و پژوهش از این توسعه در امان نیستند. دانشجویان با کمک هوش، تحقیقات کلاسی و پروپوزال می نویسند و پایان نامه ها را تکمیل می کنند.
۴. اساسا دانشجو با تفکر و تأمل زنده است و معنای حقیقی پیدا می کند. با گسترش استفاده از هوش در میان دانشجویان تقریبا فرایند تفکر و تأمل رو به کاهش و افول است.
۵. فرمگرایی در دانشگاهها مانند لزوم شکل یکسان پایان نامه ها یکی از بزرگترین آفت سر راه خلاقیت دانشجویی است.
۶. مبتنی بر برخی دلایل فوق، دانشگاه ها به سرعت با مشکل پذیرش روبرو خواهند شد و بالاجبار باید رشته های خود را تعطیل کنند.
۷. نهاد علم در ایران با چالش های جدی روبروست و دانشگاه به عنوان مهم ترین نماینده نهاد علم، مملو از این چالش هاست. اگر تغییر شکل و مأموریت ندهد قطعا محکوم به مرگ تدریجی خواهد شد.
۸. در مورد دانشگاه های حوزوی یعنی دانشگاه هایی که از طلاب پذیرش دارند فارغ از مشکلات بالا، چالش هایی دیگری وجود دارد.
۹. بحران هویت یکی از مهم ترین چالش های دانشجویان حوزوی است. طلاب در اوج بهره برداری از تحصیلات حوزوی وارد دانشگاه می شوند و علوم دانشگاهی به علت تدوین مناسب و جذابیت و نو بودن، می تواند آن ها را تحت تأثیر قرار دهد. در این زمینه هم دانشگاه های حوزوی باید چاره اندیشی کنند و هم طلاب. و البته راهکارها زیاد است.
۱۰. گفتگوهای جدی و فوری میان سیاستگذاران نهاد علم در ایران، تصمیم گیران دانشگاه های حوزوی، دانشجویان و طلاب ناظر به چالش های بالا باید صورت بگیرد. هر دانشگاهی که زودتر احساس خطر کند و چاره اندیشی اساسی نماید شاید بتواند به حیات خود ادامه دهد.
🔹تأکید می شود که موارد فوق می تواند مخالف داشته باشد، و صرفا جهت گفتگو و تأمل بیشتر به مناسبت روز دانشجو برای آنان که نگران دانشجو، امر دانش در ایران معاصر، نهاد علم در ایران و هویت حوزوی طلاب-دانشجوها هستند تقدیم شد.
✍️ حجت الاسلام دکتر احمد اولیایی ؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
#روز_دانشجو
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
💢درخشش دانشجوی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در جشنواره شهید مدرس
🔸فاطمه سادات محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با پذیرش پنج طرح پژوهشی در ششمین جشنواره ملی «شهید مدرس» توانست جایگاه برجسته ای کسب نماید. طرح نوآورانه وی با عنوان «سامانه نظارتی هوشیار» موفق به کسب رتبه برتر شد.
📍 اختتامیه جشنواره ۲۴ آذر ۱۴۰۴ در سالن شیخ فضلالله نوری با حضور رئیس مجلس و مدیران برگزار شد.
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄
"معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام"
📚eitaa.com/boucul
🔸 انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع) با همکاری دبیرخانه همایش بینالمللی دین، فرهنگ و فناوری برگزار میکند؛
💠 چهاردهمین پیشنشست همایش با موضوع:
💢 پرسشهای بنیادین هوش مصنوعی و پاسخ حکیمان مسلمان:
گفتوگویی میان گذشته و آینده
🗓 چهارشنبه ۲۶ آذرماه ۱۴۰۴
⏰ ساعت ۱۳ تا ۱۵
🎙ارائهدهندگان:
➖دکتر مجید مبینی مقدس
➖دکتر سیدمحمدعلی غمامی
🎙دبیر علمی:
➖عمار جوکار
📌مکان: دانشگاه باقرالعلوم(ع)،
طبقه سوم، اداره بینالملل، اتاق ۳۱۷
🖥 پیوند حضور برخط
🔗 کانال همایش بینالمللی دین، فرهنگ و فناوری
#فلسفه_ارتباطات
#هوش_مصنوعی
#حکمت_متعالیه
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
24.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💡تفکر انتقادی را یاد بگیر!
🎤دکتر سید علی اصغر سلطانی
💥 اگر میخواهی در میان نظریهها و اساتید سرگردان نمانی، برای خودت یک طرح پژوهشی تعریف کن و بجنگ تا به «مسئله» برسی.
📖 در دانشگاه، «مسئله» با حفظ کردن نظریه و اطلاعات به دست نمیآید، «مسئله» حاصل تفکر انتقادی و تحلیلی است.
به جای تقویت حافظه، روی پیدا کردن مسئله و حل مسئله تمرکز کن.
⭕️تفکر انتقادی تمرین است، نه استعداد ذاتی. پس همین حالا شروع کن!
مشروح گفتگو، به زودی...
#هفته_پژوهش
#هویت_علمی_دانشگاه_باقرالعلوم
#تجربه_زیست_علمی_اساتید
🔗خانه سبک زندگی
🔗انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
#یادداشت
💢زمین دشمن: گفتگوی علنی یا سکوت غیرعلنی؟
🔻این یادداشت خلاصهای است از آنچه در «هماندیشی جنجال یک عکس» عرض کردم البته با حذف مقدمات و تغییری کوچک در تعابیر. در واقع این متن پاسخی به سوال زیر است:
«کدام مواجهه در مورد تصویر #روزنامه_صدای_ایران، بازی در زمین دشمن است: گفتگوی علنی یا سکوت غیرعلنی؟
🔹 #موافقان_سکوت معتقدند که این اقدام به عقبنشینی انقلاب اسلامی از #آرمان_حجاب تفسیر میشود و نباید در آتش آن دمید. برخی در درون حاکمیت جمهوری اسلامی در برابر فشار غرب ترجیح داده اند برای جذب حداکثری از برخی ارزشها مانند حجاب بگذرند و حتی آنها را به معنای نادرستی فروکاهند. کسی را که تصادفی در حملات دشمن کشته شده است نمیتوان شهید واقعی نامید به خصوص آنکه ظاهر و پوششی مخالف شرع اسلام داشته است. این موضوع، مسئله جمهوری اسلامی نیست و ما را از مسائل اصلی انقلاب غافل میکند. خلاصه اینکه، این اقدام روزنامه صدای ایران اشتباه بوده است و بهترین مواجهه با آن عبوری بیسروصدا و سکوتی غیررسمی نسبت به آن است.
🔸اما #موافقان_گفتگو، بر این باورند که این اقدام به قدرت انقلاب اسلامی در ایجاد وحدت تفسیر میشود و باید آن را تبلیغ کرد. جمهوری اسلامی در جنگ 12 روزه نشان داد که نه تنها در برابر فشار غرب از هم نمیپاشد بلکه متحدتر خواهد شد و آنچه دشمن و برخی دوستان در ظاهر میبینند با آنچه در حقیقت و نفس الامر در حال تحقق است تفاوت دارد. در نفس الامر جهان، هیچ کس تصادفی کشته نمیشود حتی آن کسی که ظاهرا ناخواسته در صف دوست و در مقابل دشمن بوده است. این موضوع یکی از مهمترین مسائل و از نقاط عطف انقلاب اسلامی است و انکار آن، سنگی بزرگ بر سر رشد انقلاب خواهد بود. خلاصه آنکه، روزنامه صدای ایران در امتداد همان ندای «#ای_ایران» است تا هویت ملی را درون هویت اسلامی تعریف کند. این اقدام به هم زدن بازی دشمن و گرفتن مهمترین حربهی آن علیه جمهوری اسلامی است. بهترین مواجهه با آن، حرکتی جنجالی و گفتگوهایی علنی است.
🔻این دو طرف، در متن و حاشیهی «هماندیشی #جنجال_یک_عکس» حضوری پر رنگ داشتند و وظیفه خود میدانستند که روشنگری کنند. البته دیدگاههای معتدل دیگری هم بود که کمتر مجال یافتند. برای نمونه ممکن است برخی تفسیر دوم را بپذیرند اما گفتگویی آرام را به جای سکوت یا جنجال پیشنهاد کنند. شخصا با تمام این رویکردها مواجهه شدم و استدلالهایشان را قابل توجه میدانم اما هنوز به جمعبندی نهایی نرسیدهام. آنچه عرض شد تلاشی برای فهم بهتر به جای قضاوتی سریع است.
✍️دکتر سیدمحمدعلی غمامی
✅انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)
#یادداشت
💢امکان سنجی اتحاد مقدس در بستر فرهنگ معاصر ایرانی؛ از عرفی شدن امر قدسی تا عرفی زدایی به سبک زنانه
بخش اول
🔹 چاپ عکسی از یک بانو در #روزنامه_صدای_ایران با عنوان شهیدِ جنگ دوازده روزه با پوششی غیرعرف، سبب آن شد که در بین فعالان رسانه ای و گروههای مختلف مخاطبین و به طور خاص دغدغه مندان و باورمندان به دین، گفت و گوها و اعتراضاتی شکل بگیرد. امری که در نهایت سبب شد، این روزنامه واکنش نشان داده و اذعان کند «همواره بر رعایت حدود شرعی و اصول و موازین اسلامی و همچنین حفظ و تقویت اتحاد مقدس ملت ایران تاکید میشود.»
🔸 هر چند در باب درستی یا غلطی کنش یک روزنامه نزدیک به هسته نظام، روایتهای فراوانی طرح شد، اما در نگاهی کلان، این امر نویددهنده پویایی یک فرهنگ است و لحظاتی این چنین که گویی توازن سیستم فرهنگی با چالش روبرو میشود، بستر تغییرها و نوآوری است. این لحظات که به تعبیر لوتمان، نشانه شناس فرهنگی، انفجاری در فرهنگ رخ میدهد، لحظه رد و بدل عناصر نشانه ای سپهرهای فرهنگی مختلف است و درست در همین لحظات است که امکان تحریف یا اصلاح معانی فرهنگی گذشته و خلق معانی فرهنگی جدید فراهم میشود. تغییر یا خلق معانیِ جدید وقتی تشدید یافته میشود و میتواند به سرعت در سپهر عمومی جامعه ادراک شده و اثرگذار باشد که با امری قدسی پیوند بخورد و مراتبی از حس قهرمانی، الگو بودن و تحریک عواطف را در جهان ذهن افراد بیدار کند. در این میان، انتشار تصویر غیرمتعارف یک بانوی شهید، واجد چه معانی ای در طیفهای مختلف مخاطبان است؟
🔹 سپهر دین به سبب حفظ و تقویت اتحاد مقدس، مرزهای پوششی خود را منعطف تر کرده است تا بتواند وارد دیالوگ با ساکنان سپهر نشانه ای مخاطبانی شود که کمتر مقید به حجاب هستند و مخاطبانی که تا پیش از این، بین امر قدسی ای مانند شهادت و خودی که قیدی به پوشش متشرعانه ندارد، فاصله بسیار میدیدند، حال مراتبی از انفجار فرهنگی را تجربه میکنند، و شاهد اتفاقی هستند که انتظار آن را نداشتند. در سپهر نشانه ای مخاطبان مقید به حجاب به مثابه امری الهی هم تجربه انفجار فرهنگی رقم میخورد، انتشار تصویری بانوی شهیدی که نمادین ترین مولفه پوششی برای یک بانوی مسلمان را ندارد و به عریانیِ متعارف نشان دادن قدری از مو و گردن هم بسنده نشده است و بخشی از گوش و تمام گردن با کلاهی مزین به (NY مخفف نیویورک) به نمایش گذاشته است. آنچه در شکلگیری و نهادینه شدن معنای جدید در این فرایند مهم است نه لحظه انفجار فرهنگی، که در زمانه کنونی به علل متفاوت ما ماهانه و روزانه با آن روبروییم، بلکه نمادسازی ها و یادبودهای بعد از آن است. بازیگران فعال هر سپهر نشانه ای به صورت مداوم از نقطه های مرزی سپهرهای نشانه ای رقیب، در پی فراهم کردن امکان دیالوگ و ورود به لایه های مقاوم و سخت فرهنگ رقیب است؛ چرا که حیات نشانه ها در همین جدال مستمر است. سپهر دین در این میان، به میزانی که از قواعد و اصول حیاتی و اساسی خود با نام های متفاوت، مصلحت، مدارا واتحاد ... کوتاه بیاید، با دستان خود مسیر را برای «عرفی شدن امر قدسی» فراهم خواهد کرد؛ این امر به هیچ وجه به معنای مسدود کردن امکان دیالوگ سپهرهای نشانه ای متفاوت نیست، بلکه منظور نفی همه فراروایتهای کلانِ شرع مبنا و فراهم کردن نسبیگرایی مطلق است. در دین عرفی شده، ما با نوعی چرخش سوژه ای روبروییم، که در آن کنشگران ـ بخوانید راهبران اندیشه ای هر طیف معنایی ـ حق دارند به میل و اختیار خود، هر گزاره ی دینی را که مورد پسند و سلیقه شان است، گزینش و انتخاب کنند و سپس در بستر فرهنگ نسبی گرا به آن برچسب امر حقیقی را بزنند. نسبیت و تغییری که میتواند عامل پویایی فرهنگی باشد و با حفظ وحدت، کثرتها را بپذیرد و معنادار کند، در بستر عرفی شدن صرفا موظف به تکثر بی ریشه میشود، امری که بحران معرفت و تهی شدن از معنا را در پی دارد. رهبری معظم انقلاب در دیدار با خانوادههای شهدای جنگ دوازده روزه، با هوشمندی تمام به مولفه «دین» در کنار دانش، به مثابه عامل حیات و استمرار فرهنگ ایرانی اشاره میکنند: «آنچه مهم است، این است که توجّه داشته باشیم که ایران اسلامی بر اساس «دین» و «دانش» بنا شده و به وجود آمده. در بنای جمهوری اسلامی دو عنصر «دین» و «دانش» عمدهترین عناصر تشکیلدهنده هستند؛ به همین دلیل هم، دین مردم و دانش جوانان ما، توانستهاند در بسیاری از میدانهای مختلف دشمن را وادار به عقبنشینی کنند. بعد از این هم همینجور خواهد بود.»
(ادامه در پست بعدی)
✅انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)
#یادداشت
💢امکان سنجی اتحاد مقدس در بستر فرهنگ معاصر ایرانی؛ از عرفی شدن امر قدسی تا عرفی زدایی به سبک زنانه
بخش دوم
🔹 در بدایت امر، فرایند عرفی شدن با حس قهرمانی در فرد همراه است، اصلاح طلبانی که جسارت تغییر دارند و مرزهای کنشگری را جابه جا میکنند. راهبران این جریان در نگاه انسان مدرن، کنششان قابلیت الگوگیری دارد؛ هر چند در نگاه دینمبنا، ممکن است با مقاومتهای فرهنگی روبرو شوند. نقطه رهایی، دقیقا در همین دوگانه نهفته است. پذیرش یا مقاومت فرهنگی: تن به عرفی شدن دین دادن یا عرفی زدایی مستمر تا شکل گیری و تثبیت فرهنگ و تمدن دین ـ مبنا.
🔸 نکته مهم آنکه راهبری تغییرات فرهنگی آن زمان که با کشنگری زنانه، همراه باشد، تغییر مرزها با سرعت و سهولت بیشتری انجام میشود. این امر چه در فرایند عرفی شدن و چه در فرایند عرفی زدایی قابل طرح است. زن که در بافت فرهنگی ایران، مظهر رازورزی، محرمانگی و ستر است، در بستر نمایشی و عرفی شدن جامعه به میزانی که این مولفهها از وجودش برگرفته شود، به مثابه عمومی شدن امر خصوصی است که ناگزیر به راززدایی و افشاگری همه جانبه می انجامد و با تغییر تدریجی لایه بنیادین فرهنگ، میتواند انگاره قدیس سکسی را رقم بزند؛ زنی که هیچ نسبتی با وجودی عرفانی ندارد اما مقدس شمرده میشود. در نقطه مقابل، عرفی زدایی و مقاومت فرهنگی زنانه، با زنده نگه داشتن، فرهنگ مادری و قدسیت وجود زنانه به مثابه جلوه جمال الهی، مانعی مستحکم در برابر راززدایی و آفرینش حیات حیامدار است. امری که لزوما با پوشش ظاهری گره نمیخورد ولی حتما معنای نمادین پوشش در آن اثرگذار است.
🔹 اتحاد ایرانیان آن هنگام پایدار میماند و مقدس، که وجه قدسیت آن با مقاومت فرهنگی همه طیفهای ایرانی و به خصوص پایداری زنان ایرانی به صورت مستمر و خلاقانه تعریف و بازآفرینی شود ،چنانچه رهبری فرمودند: «آنچه استکبار جهانی و در رأس آن، آمریکای جنایتکار با آن مخالف است، همین دین شما و دانش شما است؛ با دین شما مخالفند، با این ایمان گستردهی مردم مخالفند، با این اتّحادِ در زیر سایهی اسلام و قرآن مخالفند؛.... و ملّت ایران به توفیق الهی دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد. ما در راه تقویت ایمان دینیمان و در راه گسترش و عمق دانشهای متنوّع و گوناگون خودمان، قدمهای بلندی برخواهیم داشت.»
✍️دکتر حوریه بزرگی
✅انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢جایگاه گمشده زن در تاریخ اسلام!
🎙 دکتر زهرا روحاللهی امیری
🔹این تنها گزارش یک تحقیق نیست، حکایت یک ماجراجویی فکری است. پروژهای که میخواست جایگاه زن را از دل تحریفات تاریخی بیرون بکشد.
⏳وقتی فضای علمی از اعتراف به یک «انحراف تدریجی» هراس دارد.
⭕️ #پژوهنگار روایت کسانی که به جای سکوت، پرسیدن را ادامه میدهند.
#هویت_علمی_دانشگاه_باقرالعلوم
#تجربه_زیست_علمی_اساتید
🔗خانه سبک زندگی
✅ انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)
انجمنهای علمی: قرارگاههای همشناسی علمی و جهاد نوآوری
در پیام حکیمانهی رهبر انقلاب اسلامی به نشست اتحادیهی انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا، مضامین عمیق و راهبردی مطرحشده که میتواند چراغ راه تمامی تشکلهای دانشجویی، بهویژه انجمنهای علمی در دانشگاههای کشور باشد. بر اساس این پیام، ما دانشجویان و اعضای انجمنهای علمی میبایست مسئولیت خود را در این برههی حساس از تاریخ ایران اسلامی بازشناسی و بازتعریف کنیم.
۱. اعتماد به نفس و باور به توانمندی
همانگونه که ملت ایران با تکیه بر ایمان، اتّحاد و اعتماد به نفس، در برابر فشارها و تهاجمات ایستادگی نموده و اعتباری نوین یافته است، ما دانشجویان و محققان نیز باید باور داشته باشیم که با تکیه بر استعدادها و ظرفیتهای داخلی، قادر به حل چالشهای علمی و فناورانهی کشور هستیم. انجمنهای علمی باید بستری برای شکوفایی این اعتماد به نفس و نمایش دستاوردهای متکی بر توان ملی باشند.
۲. تداوم راه شهیدان با عزمی راسخ
شهادت دانشمندان و سرداران این مرز و بوم، اگرچه جانسوز است، میبایست به انگیزهای مضاعف برای جهاد علمی و حرکت رو به جلو تبدیل گردد. ما بهعنوان دانشجو، وارثان راه این شهیدان هستیم و باید با همتی والا، مسیر پیشرفت و خوداتکایی را که آنان بنیان نهادهاند، با قوت تداوم بخشیم. خانوادههای آن بزرگواران نیز الگوهای صبر و استقامت برای ما محسوب میشوند.
۳. عدالت طلبی در عرصهی علم و فناوری
دعوای اصلی جهان امروز، صرفاً به مسائل سیاسی محدود نمیشود؛ بلکه عرصهی علم، فناوری و تولید دانش نیز یکی از میدانهای مهم مقابله با «نظم ناعادلانه» و «تحکم نظام سلطه» است. انجمنهای علمی دانشگاهی باید پرچمدار ایجاد یک «نظام عادلانهی علمی» باشند که در آن، پیشرفت دانش در خدمت بشریت و عدالت قرار گیرد، نه آنکه ابزاری برای زورگویی و استثمار شود. ما باید به سمت تولید علم نافع، کاربردی و عدالتمحور حرکت کنیم.
۴. شناسایی و بسیج تواناییها در مسیر آرمانهای بزرگ
رهبری عزیزمان تأکید دارند که ما باید تواناییهای خود را شناسایی کنیم و آنها را در مسیر آرمانهای بزرگ به کار گیریم. هر انجمن علمی، با توجه به تخصص و زمینهی فعالیت خود، میتواند سهمی در این رسالت ملی و اسلامی ایفا نماید. از برگزاری کرسیهای نظریهپردازی و مناظرههای علمی عمیق تا اجرای پروژههای کاربردی و ایجاد ارتباط با صنعت برای رفع نیازهای کشور، همگی میتوانند گامهایی مؤثر در این مسیر باشند.
۵. توکل بر خدا و حرکت جمعی
موفقیت در این مسیر سنگین، تنها با توکل بر خدا و اتکا به لطف او میسر خواهد بود. همچنین، همگرایی، همدلی و حرکت منسجم انجمنهای علمی در سطح دانشگاه و فراتر از آن، میتواند اثرگذاری این نهادهای دانشجویی را به حداکثر برساند.
۶. انجمن ها، قرارگاههای همشناسی علمی
با تأکید بر ایمان، اتّحاد، اعتماد به نفس و مسئولیتپذیری در برابر آرمانهای بزرگ، جایگاه و رسالت انجمنهای علمی دانشجویی، شکلی نوین و عمیقتر به خود میگیرد. این تشکلها، فراتر از محافلی برای آموزشهای تکمیلی، میبایست به «#قرارگاههای_همشناسی_علمی و #جهاد_نوآوری» ارتقا یابند. امروزه، عرصهی دانش، یکی از خطوط مقدم مقابله با «نظم ناعادلانه» و سلطهگری جهانی است. انجمن علمی وظیفه دارد این میدان را برای اعضای خود ترسیم، تحلیل و شناسایی نماید. همشناسی علمی در حقیقت، کشف جمعی میدان نبرد فکری است؛یعنی:
شناسایی جمعی نقاط قوت و خلأهای علمی کشور با نگاهی ملی و انقلابی؛ واکاوی و نقد گفتمانهای مسلط علمی جهانی که حامل ارزشهای سلطهگرایانهاند؛ تبیین نسبت علم با مفاهیمی چون استقلال، عدالت، پیشرفت و تمدنسازی نوین اسلامی؛ و کشف زمینههای نوآوری و جهش در سایهی همفکری و تبادل آرای نخبگان دانشجویی.
۷. جهاد نوآوری: عرصهی عمل مجاهدان علم
در قرارگاه همشناسی علمی، دانشجو مصرفکنندهی علم نیست، بلکه رزمندهای در میدان نبرد فکری است که با همراهی همرزمان علمی خود، نقشهی راهی برای عبور از مرزهای دانش موجود و حرکت به سوی قلههای خوداتکایی ترسیم میکند. شناخت، بدون عمل، ناتمام است. انجمن علمی این همشناسی را به جهادی نوآورانه تبدیل مینماید. «جهاد نوآوری» به معنای تمرکز بر پژوهشهای مسئلهمحور که پاسخگوی نیازهای واقعی و راهبردی کشور باشد و تبدیل ایدههای ناب و انقلابی به طرحها، پروژهها و محصولات علمی-فناورانه در کنار تقویت روحیهی کار جمعی جهادی برای نیل به هدف مشترک و تقویت بیتابی مقدس برای پیشرفت و شکستن مرزهای ممکن، در امتداد راه شهدای دانشمند و فداکار میهن است. این جهد علمی، پاسخی عملی به دعوت و جهاد بزرگ ایران اسلامی برای استقرار نظام عادلانه است. هر دستاورد نوآورانهای که وابستگی را کاهش دهد و اقتدار ملی را افزایش دهد، سنگری در برابر نظام سلطه است.
✍همشناسی فرهنگی - دکتر اسلامیتنها
💢 #گزارش نشست علمی «پرسشهای بنیادین هوش مصنوعی و پاسخ حکیمان مسلمان»
✨چهاردهمین پیشنشست همایش بینالمللی «دین، فرهنگ و فناوری» با موضوع «پرسشهای بنیادین هوش مصنوعی و پاسخ حکیمان مسلمان» با میزبانی #انجمن_فرهنگ_و_ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم (ع) و همکاری دبیرخانه همایش برگزار شد. این نشست با حضور جمعی از اساتید، پژوهشگران و دانشجویان حوزه علوم اجتماعی و ارتباطات همراه بود.
🔹در این پیشنشست، دکتر مجید مبینی مقدس با تمرکز بر مرزبندی میان «پردازش ماشینی» و «تعقل حکمی انسان»، رویکرد تمدنی مبتنی بر تسخیر فناوری را تبیین کرد. وی هشدار داد که تهدید اصلی هوش مصنوعی، تضعیف تفکر عمیق و تخدیر فکر است و با استناد به مفهوم «عقل فعال» در حکمت اسلامی، دریافت معنا و نظریهپردازی را امری ذاتاً انسانی دانست.
👈 (متن تفصیلی سخنان دکتر مبینی مقدس)
🔹در ادامه، دکتر سیدمحمدعلی غمامی با تأکید بر ضرورت بازگشت به ریشههای اصیل حکمت اسلامی، فهم ماهیت هوش مصنوعی را بدون رجوع به اندیشه مؤسسانی چون فارابی ناکافی دانست. وی با نقد مواجهه انفعالی با فناوری، تصریح کرد که هوش مصنوعی معاصر بیش از آنکه مبتنی بر عقلانیت برهانی باشد، در ساحت اقناع و خطابه عمل میکند و این امر لزوم «مداخله تمدنی فعال» را برجسته میسازد.
👈 (متن تفصیلی سخنان دکتر غمامی)
#هوش_مصنوعی
#فلسفه_ارتباطات
#حکمت_اسلامی
#همایش_دین_فرهنگ_فناوری
✅ انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)
🔻مشروح سخنان حجتالاسلام دکتر مجید مبینی مقدس در نشست «پرسشهای بنیادین هوش مصنوعی و پاسخ حکیمان مسلمان»
🔹چهارگانه مواجهه؛ از نفی مطلق تا نگاه تمدنی
دکتر مبینی مقدس در ابتدای سخنان خود، «پذیرش یا ردّ هوش مصنوعی» را بهعنوان بنیادینترین پرسش پیشروی ما مطرح کرد. وی معتقد است که در میان متفکرین اسلامی چهار رویکرد اصلی در این زمینه قابل رصد است.
• رویکرد اول؛ نفی مطلق: این جریان با هر نوع فناوری جدید به شکل مطلق مخالفت می کند(چه با وصف غربی و چه حتی با وصف اسلامی)؛ استدلال اصلی این طیف بر «کمال دین» استوار است؛ آنها معتقدند اگر فناوری مادی یا اجتماعی برای سعادت بشر لازم بود، حتماً در آیات و روایات به آن اشاره میشد. لذا، نبودِ این ابزارها در سنت به معنای مضر بودن یا عدم ضرورت آنها برای رشد انسان است.
• رویکرد دوم؛ پذیرش مطلق (تجددگرایی): این طیف هوش مصنوعی را به عنوان بخشی از مسیر ناگزیر پیشرفت میپذیرد. حتی اگر از منظر فلسفه تکنولوژی ثابت شود که این ابزارها حامل ارزشهای فرهنگ غرب هستند، این جریان معتقد است برای عقب نماندن از قطار پیشرفت، باید آن باورها و ارزشها را نیز پذیرفت.
• رویکرد سوم؛ پذیرش مشروط: این نگاه که در میان برخی تمدنگرایان نیز دیده میشود، قائل به تفکیک میان ابزار و ارزش است. آنها هوش مصنوعی را میپذیرند اما معتقدند باید با کنترل ورودیها (دادهها)، خروجیهای آن را مدیریت کرد تا خللی در باورهای دینی ایجاد نشود. این رویکرد به دنبال تولید نسخههایی نظیر «کتابخانه شخصی هوشمند» یا تزریق نگاه فلاسفه اسلامی به مدلهای هوش مصنوعی است.
• رویکرد چهارم؛ نگاه تمدنی و استراتژی تسخیر: دکتر مبینی این جریان را به دو شاخه تقسیم میکند؛ گروهی که معتقدند باید هوش مصنوعی را از صفر و بر اساس ارزشهای بومی طراحی کرد و گروهی که ایده «تسخیر» را مطرح میکنند. وی با استناد به ایده شهید آوینی، معتقد است در دوران گذار، «تسخیر» فناوری و حذف آن در بطن فرهنگ و تمدن خودی، راهبردی میانبر و مفیدتر از ادعای تولید مطلق است.
🔸ضرورت بازخوانی تاریخی برای مواجهه تمدنی
دکتر مبینی تأکید کرد که برای خروج از دوگانه «تولید یا تسخیر»، نیازمند یک «بازخوانی تاریخی» هستیم. وی پرسشی کلیدی مطرح کرد: «تمدن اسلامی در دوران شکوفایی خود، چگونه فناوریهای مادی را که لزوماً برآمده از بطن اسلام نبودند، به خدمت گرفت بدون آنکه تسلیم فرهنگ مبدأ شود؟» وی همچنین به الگوی معکوس اشاره کرد که در آن تمدن غرب در ابتدای شکلگیری، چگونه از فناوریهای مادی و اجتماعی جهان اسلام استفاده کرد تا تمدن خود را بنا کند؟ از نظر دکتر مبینی، مواجهه موفق با هوش مصنوعی نیازمند تدوین نسخهای عمومی است که به دانشمندان اجازه دهد بدون انفعال، این ابزار را در مسیر پیشبرد اهداف تمدن نوین اسلامی به کار گیرند.
🔹تهدید «تخدیر فکر» و سطحیشدن تعقل
بخش مهمی از سخنان دکتر مبینی به جنس تهدید هوش مصنوعی اختصاص داشت. وی فراتر از تهدیدات اخلاقی یا سیاسی، به پدیده «تخدیر فکر» (تضعیف تعقل) اشاره کرد. با استناد به دیدگاههای انتقادی درباره رسانههای دیجیتال، مبینی هشدار داد که ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی باعث میشوند انسان قدرت مطالعه عمیق و تمرکز را از دست بدهد.
وی خاطرنشان کرد که اگر در عصر اینترنت، ماشین صرفاً داده را به انسان میرساند، در عصر هوش مصنوعی، ماشین جای انسان پردازش میکند. این وضعیت میتواند منجر به پرورش نسلی شود که حتی در ابتداییترین مسائل زندگی، به جای تفکر، به ماشین متکی است؛ این در حالی است که تمدنسازی نیازمند قدرت ذهنی قوی برای طراحی نظامات مادی و اجتماعی است و با انسانهای سطحینگر، رسیدن به تمدن نوین اسلامی ناممکن خواهد بود.
🔸توقف ماشین در اتصال به عقل فعال و دریافت معنا
بخشی از سخنان دکتر مبینی، پاسخ به نگرانی برخی دانشجویان درباره هویت علمیشان بود. وی با تکیه بر مراتب چهارگانه عقل در فلسفه مشاء و حکمت متعالیه، استدلال کرد که تحلیل عمیق و نظریهپردازی مستلزم اتصال به «عقل فعال» و دریافت معناست. از نظر وی، چون هوش مصنوعی فاقد نفس انسانی است، نمیتواند مسیر «اشتداد وجودی» را طی کند و به ساحت عقل فعال متصل شود. بنابراین، ساحت «دریافت معنا» یک حوزه کاملاً انحصاری برای انسان باقی خواهد ماند. وی نتیجه گرفت که هرچند هوش مصنوعی میتواند در تولید علم کمککار باشد، اما «مرزهای دانش» تنها توسط انسانی جابهجا میشود که توانایی درک عمیق معانی را دارد.
✅ انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)