انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات
💢 انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام برگزار میکند: 💠 سلسله نشستهای نوشتار
بسمه تعالی
جلسه دوم نوشتارشناسی مقاله پرسش از تکنولوژی، در هفتههای آینده برگزار خواهد شد.
با تشکر
💢 در شانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر مردمی بچههای مسجد، که در ابتدای آبانماه سال جاری در مشهد مقدس برگزار گردید، «نمایش شاعره آتش» از شهرستان کاشان، موفق به کسب رتبه برتر شد.
🔹جناب صاحبیفرد، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام که مدیر واحد هنرهای نمایشی حوزه هنری شهرستان کاشان هستند، مسئول و سرپرست تیمهای اعزامی از این شهرستان بودند.
🔹کسب این موفقیت را به جناب صاحبیفرد، تبریک عرض مینماییم و از خداوند برای ایشان طلب توفیق روزافزون داریم.
┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
💢کنفرانس#پژوهش_و_دفاع (کارشناسی ارشد)
دانشکده: فرهنگ، علوم اجتماعی و رفتاری
رشته : ارتباطات اجتماعی گرایش تبلیغات فرهنگی
نام دانشجو: بنت الهدی چیانی
استاد راهنما:دکتر کریم خان محمدی
استاد مشاور: دکتر مریم غازی اصفهانی
استاد داور:دکتر حوریه بزرگ
با موضوع «پدیدار شناسی مهاجرت بدون همسر در تجربه زیسته زنان متاهل در دفاتر اسناد رسمی شهر اصفهان»
🗓زمان: چهارشنبه 21آبان ۱۴۰۴
⏰ساعت :10:00
🏢مکان: ساختمان علامه طباطبائی دانشگاه باقرالعلوم (ع)، سالن جلسات اتاق۱۶
🔖همراه با گواهی حضور توسط اداره پژوهش دانشگاه باقرالعلوم(ع)
❇️اداره آموزش و تحصیلات تکمیلی دانشگاه باقرالعلوم (ع)
🌱 حکمت برای زندگی | دانشگاه باقرالعلوم(ع) | دانشگاه پیشران علوم انسانی
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
💢 انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام برگزار میکند:
💠 سلسله نشستهای نوشتارشناسی
🖋 نوشتارشناسی مقاله «پرسش از تکنولوژی» - جلسه دوم
با ارائه:
🎙 دکتر سیدمحمدعلی غمامی
مدیرگروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
🗓 زمان: چهارشنبه ۲۱ آبانماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۰
📌 مکان: ساختمان علامه طباطبایی (ره)، اتاق ۶
🌐 پخش مجازی:
http://dte.bz/culture
🔸#نوشتارشناسی
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
🔸 انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات با همکاری دبیرخانه همایش بینالمللی دین، فرهنگ و فناوری برگزار میکند:
💠 هفتمین پیشنشست همایش دین، فرهنگ و فناوری با موضوع:
💢 فارابی فیلسوف ارتباطات و فرهنگ، برای عصر هوش مصنوعی چه سخنی دارد؟
🗓 شنبه یکم آذرماه ۱۴۰۴
⏰ ساعت ۸:۳۰ تا ۱۱:۳۰
🎙ارائهدهندگان:
➖دکتر علیرضا قائمینیا
➖دکتر علیاصغر اسلامیتنها
➖دکتر مجید مبینی مقدس
➖دکتر سیدمحمدعلی غمامی
🔸دبیر علمی: آقای رسول لطفی
📌مکان: دانشگاه باقرالعلوم(ع)،
طبقه سوم، سالن جلسات اتاق بینالملل
🖥 پیوند حضور برخط
🔗 کانال همایش بینالمللی دین، فرهنگ و فناوری
♦️این همایش در تاریخ ۱۴ تا ۱۷ اردیبهشت در دو شهر قم و تهران و با همکاری دانشگاه باقرالعلوم، دانشگاه صنعتی شریف و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد.
#فارابی
#فیلسوف_ارتباطات
#هوش_مصنوعی
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
💠 گزارش تفصیلی #نشست فارابی، فیلسوف ارتباطات و فرهنگ - (بخش اول)
🔹 هفتمین پیشنشست همایش دین، فرهنگ و فناوری، در تاریخ یکم آذرماه 1404 توسط انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع) با موضوع «فارابی؛ فیلسوف ارتباطات و فرهنگ» برگزار شد. در این نشست که با حضور و ارائه دکتر علیرضا قائمینیا، دکتر علیاصغر اسلامیتنها، دکتر سیدمحمدعلی غمامی و دبیری آقای رسول لطفی همراه بود، ارائهدهندگان به بررسی نسبت اندیشههای فارابی با تحولات دنیای دیجیتال و پاسخ به این پرسش محوری که «فارابی، برای عصر هوش مصنوعی چه سخنی دارد؟» پرداختند. در آغاز این نشست، دکتر علیرضا قائمینیا با رویکردهای انتقادی و سپس ایجابی، به طرح مباحث خود ذیل سه محور پرداخت:
ضرورت پرهیز از کدخوانی اضافی در مراجعه به تراث
دکتر قائمی نیا در ابتدای بحث خود گفت: در رابطه با عنوان نشست، بهویژه درباره اندیشمندی چون فارابی، همواره این پرسش مطرح است که آیا میتوان او را با معیارهای امروزی، فیلسوف فرهنگ یا ارتباطات دانست یا خیر؛ هرچند نمیتوان الهامبخشی او یا سایر فلاسفه را انکار کرد. امروزه در مواجهه با مسائل نوپدیدی چون دادهپردازی، هوش مصنوعی، ارتباطات و مطالعات فرهنگی با یک بحران فلسفی روبهرو هستیم. این بحران موجب شده تا پژوهشگران برای یافتن راهحل، به بازخوانی ظرفیتهای بالقوه در سنتهای فکری بازگردند؛ این انگیزه و دغدغه خوبی است که البته لازم است با پرهیز از «کدخوانی اضافی» همراه شود.
بررسی امکان تحقق مدینه فاضله در عصر دیجیتال
دکتر قائمینیا برای کاربردیسازی بحث، مهمترین بحث اجتماعی فرهنگی فارابی یعنی «مدینه فاضله» را انتخاب کرد و پرسید که آیا این مدینه در عصر دیجیتال و فضای سایبر امکان تحقق دارد یا خیر؟
مدینه فاضله فارابی، مدینهای است که حاکمان آن دارای بالاترین درجه عقل هستند (فلاسفه یا پیامبران). با این حال، دکتر قائمینیا استدلال کرد که مدینه فاضله به معنای مد نظر فارابی در فضای سایبر «امکانپذیر نیست». دلیل اصلی این عدم امکان، تفاوت بنیادین «انسان عصر دیجیتال» با انسانی است که فارابی با آن مواجه بود؛ انسانی که حتی ماقبل دوره دیجیتال محسوب میشود.
ویژگیهای ساختار جامعه دیجیتال که مانع تحقق مدینه فاضله فارابی میشوند عبارتند از:
• تکثر و پراکندگی قدرتها: ساختار جامعه دیجیتال به گونهای است که نمیتواند حاکمیت «عقل برتر واحد» یا مجموعهای از عقول برتر را بپذیرد؛ بلکه با تکثر قدرتها و پراکندگی عقلها (حتی عقول جزئی) مواجه است.
• پیچیدگی و سوگیری الگوریتمی: زیرساخت این فضا را الگوریتمهایی مدیریت میکنند که خنثی نیستند و به سوگیریهای خاصی (هم شناختی انسانی و هم سوگیریهای خود الگوریتمها) دامن میزنند، که مانع از ایجاد حاکمیت واحد مرکزی میشود.
• سرعت و آنی بودن اطلاعات: سرعت انتقال اطلاعات در فضای سایبر بالاست. انسان عصر دیجیتال، برخلاف «انسان تأملی» فارابی که فرصت تعمق و تفکر داشت، مجالی برای تعمق ندارد و دائماً در معرض اطلاعات گوناگون (کلان دادهها) قرار میگیرد.
به نظر میرسد مشکل اصلی فضای سایبر، یک مشکل «معرفتشناختی» است؛ مواجهه با انبوه اطلاعات (کلان دادهها) که فرصت و مجال توجیه، استدلال و تبدیل آنها به «باور صادق موجه» (معرفت) وجود ندارد.
راهکار ایجابی در مواجهه با عصر هوش مصنوعی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، بر این باور است که مطالعات فرهنگی در عصر دیجیتال «ضرورت دارد اما کافی نیست». مطالعات فرهنگی (به عنوان منطق مدیریت و تحلیل جامعه مدرن) تحلیل میکند که چگونه معنا، قدرت و هویت در جامعه تولید میشوند. البته این به معنای تطبیق عینی مطالعات فرهنگی بر جامعه ایرانی نیست بلکه مقصود آنست که باید از دستاوردهای آن بهره برد. اما چون فرهنگ در فضای سایبر شکل «الگوریتمی» پیدا کرده (نرمافزاری که در ذهن کاربران نصب میشود)، مطالعات فرهنگی که عمدتاً نقدکننده است، برای ارائه راهکار محدودیت دارد.
لذا در ایده پیشنهادی برای طراحی یک «جامعه مطلوب» (نه مدینه فاضله سنتی)، در عین بهرهگیری از سنت اسلامی، سه مؤلفه زیر اجتنابناپذیرند:
1. بهرهگیری از مطالعات فرهنگی.
2. حکمرانی و معماری دادهها: استفاده از رویکردهای مهندسی برای مدیریت و معماری زیرساختهای اطلاعات.
3. طرح مباحث فلسفه و اخلاق تکنولوژی: شامل اخلاق فضای سایبر و فلسفه فناوری.
#فارابی
#فیلسوف_ارتباطات
#هوش_مصنوعی
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
💠 گزارش تفصیلی #نشست فارابی، فیلسوف ارتباطات و فرهنگ - (بخش دوم)
در ادامه این نشست، دکتر علیاصغر اسلامیتنها به ارائه دیدگاههای خود پرداخت که مشروح آن بدین ترتیب است:
فارابی؛ فیلسوف زبان و ارتباطات: نقطه آغاز بازاندیشی
دکتر اسلامیتنها در پاسخ به تردیدهایی که در خصوص امکان نامیدن فارابی به عنوان «فیلسوف فرهنگ یا ارتباطات» مطرح شد، بر این باور تأکید کرد که اگرچه این اصطلاحات به معنای امروزی خود در سنت فارابی وجود ندارند، اما تمرکز وی بر زبان و نقش آن در ساخت جامعه، میتواند نقطه آغاز فلسفهورزی ما باشد.
تمرکز فارابی روی زبان در بین فلاسفه اسلامی بیش از همه است. کنش ارتباطی، در تحلیل فلسفی، شامل دو بخش حیاتی است:
1. کنش عقلی و معرفتی: فرایند چگونگی دستیابی به دانش و معنا.
2. کنش بیانی و زبانی: ابراز آن معنا و معرفت برای اتصال افراد و شکلگیری جامعه.
در این میان سخنی که فارابی برای ما دارد، توجه به قابلیتهای زبان است؛ او همچنان انسان معطوف به کلمه (لوگوس) را یادآوری میکند.
آنالوگ (لوگوس) در برابر دیجیتال (عدد): جهان کلمه و جهان عدد
دکتر اسلامی تنها برای روشن شدن مواجهه ایده برگرفته از فارابی با عصر دیجیتال، تفاوت میان جهان آنالوگ و دیجیتال را تبیین کرد:
1. فناوری آنالوگ (Analogous): این مفهوم به معنای شبیه بودن، مطابق لوگوس(عقل) و متناسب با عقل بودن است. فناوریهای آنالوگ با الگوگیری از طبیعت و کشف راز و رمزهای جهان لوگوس (مانند هواپیما که آنالوگ پرنده است) ساخته میشوند. به این معنا، آنالوگوس، به معنی بازآفرینی مبتنی بر عقل است.
2. فناوری دیجیتال(Digit): واژه دیجیت، ریشه در انگشت و شمارش دارد. فناوریهای دیجیتال، با کشف قابلیتهای عدد و الکتریسیته، جهان جدیدی میآفریند که لزوماً مطابق با لوگوس و الگوگیری از طبیعت نیست، بلکه مبتنی بر عدد و تخیل است.
وی تأکید کرد که جهان آنالوگ همچنان قدرت و ظرفیت خود را برای کنترل رسانههای دیجیتال حفظ کرده است.
نقش محوری خیال و زبان در ساخت جامعه
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) افزود: فارابی در ترسیم رئیس مدینه فاضله، علاوه بر ارتباطات برهانی (که برای نخبگان است)، بر ارتباطات «تخییلی و اقناعی» نیز تأکید دارد. این نقش خیال برای جزئی کردن امر کلی و رساندن آن به عموم مردم ضروری است. در اندیشه فارابی، واضعان شریعت همان واضعان الفاظند، که نشاندهنده نقش محوری زبان در ساخت ملت و جامعه است. یعنی ساخت و ترویج ملت با محوریت زبان صورت می گیرد. مناظره معروف بین منطقدان (متی بن یونس) و نحوی (سیرافی) هم به یک معنا مناظره سر زبان است. آنچه که میتوانیم در ادبیات فارابی پیگیری کنیم، بازگشت به انسان معطوف به کلمه در مقابل انسان معطوف به عدد در عصر دیجیتال است.
#فارابی
#فیلسوف_ارتباطات
#هوش_مصنوعی
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
💠 گزارش تفصیلی #نشست فارابی، فیلسوف ارتباطات و فرهنگ - (بخش سوم)
در این بخش، دکتر قائمینیا و نیز دکتر اسلامیتنها، ضمن نقد بخشهایی از سخنان یکدیگر، به سوالات حاضرین در جلسه پاسخ گفتند که مشروح آن به تفصیل زیر است:
لزوم مرزگذاری بین داشتن اندیشه زبانی و فیلسوف زبان بودن
دکتر قائمی نیا بیان داشت: در ارزیابی جایگاه فارابی در نسبت با مفاهیم معاصر، باید میان داشتن اندیشههای زبانی و فیلسوفزبان بودن تفاوت قائل شد. فارابی را نمیتوان فیلسوف زبان به معنای دقیق کلمه دانست، چراکه نوع و سنخ مباحث او با مسائل ارتباطی و فرهنگی امروز همخوانی ندارد، حتی درباره افلاطون هم که در کتاب های فلسفه ارتباطات از او به عنوان فیلسوف ارتباطات یادشده، نمیتوان او را فیلسوف ارتباطات به معنی امروزی دانست، هرچند بحثی از زبان و ارتباطات داشته اند. پس بهرغم ارزش تاریخی آثار فارابی، این پرسش جدی مطرح است که آیا اندیشههای فارابی توانایی حل مسائل نوپدید فرهنگی را دارند یا نه؟ به نظر میرسد پاسخ منفی باشد، و برای مواجهه با چالشهای فرهنگی معاصر، باید به فکر چارچوبهای تازهای بود که متناسب با اقتضائات زمانه طراحی شدهاند.
خنثی نبودن الگوریتمها در هوش مصنوعی
دکتر قائمینیا اضافه کرد: در عصر دیجیتال، نوعی غلبه تفکر محاسباتی و خیالی-که از آن با عنوان «عالم مثال دیجیتال» یاد می کنم- بر سایر اشکال اندیشیدن مشاهده میشود. این نوع تفکر، بر بستر الگوریتمهایی شکل میگیرد که نهتنها خنثی نیستند، بلکه حامل جهانبینی خاصیاند؛ جهانبینیای که بر پایه ریاضیات نطاق پذیر، شبکههای عصبی و احتمالات، استوار است و مهار کامل آن از دست انسان خارج شده است.
مشکل اصلی جهان اسلام، غلبه تفکر انتزاعی بر تفکر عینی و ملموس بود. فارابی تلاش کرد تفکر اجتماعی را در مقابل تفکر انتزاعی پررنگ نماید. ابن سینا جنبههای مثبت زیادی دارد، ولی یک جنبه منفیاش این بود که بحث مدینه فاضله فارابی و بحثهای اجتماعی را کنار گذاشت. تفکر انتزاعی که در سنت اسلامی نیز بر آن تأکید شده - و بهویژه در ابنسینا نمود یافته - باعث فاصله گرفتن از مسائل عینی و اجتماعی شده است، به ویژه آنکه فلسفه ما بیشتر از ابن سینا متاثر شده و همین مسئله باعث غلبه تفکر فلسفی انتزاعی بر عرصه انضمامی و اجتماعی شده است.
از طرفی باید به این نکته توجه داشت که برخلاف افلاطون که اندیشهاش ظرفیت کاربردیسازی دارد، تفکر فارابی چنین توانمندیای ندارد، این ناشی از سنخ تفکر غربی است که یک تفکر پراگماتیک است. از سوی دیگر، تکنولوژی هوش مصنوعی نهفقط ابزار، بلکه عامل تغییر در وجود انسان است؛ تغییری که به گسترش و همزمان دستکاری در هستی انسانی میانجامد؛ امری که حتی از دیدگاه هایدگر درباره تکنولوژی نیز فراتر میرود.
امکان طراحی الگوریتمهای فضیلتمدار (فضیلتمند)
دکتر اسلامیتنها در ادامه گفت: یکی از مهمترین آوردههایی که میتوان از میراث فارابی استخراج کرد، این است که اگر جهان کنونی جهان الگوریتمی است، باید پرسید: آیا نمیتوان صحبت از «الگوریتمهای فضیلتمدار» بکنیم؟ الگوریتمها انسان ساختهاند و نباید اجازه داد که قدرت و گسترش الگوریتمی، ما را دچار وحشت کند.
الگوریتمهای فعلی دغدغه اصلیشان «اقتصاد توجه» است (نگه داشتن کاربر در پلتفرم) و این شبیه ترسیم فارابی از مدینه جاهلی است. اگر حاکمیت بتواند زیرساختهای این الگوریتمها را در اختیار داشته باشد، امکان بازطراحی پلتفرمهایی وجود دارد که کاربر را به جای غوطهور ساختن در لذت و سرگرمی، در تفکر، رشد و تکشف قرار دهد. اگرچه ساحت وجودی ما با آمدن رسانههای دیجیتال دگرگون میشود، این بدان معنا نیست که ما باید تسلیم شویم و هیچ راهی برای جستجوی فضیلت در جهان کنونی نباشد.
لزوم نوآوری متصل به تراث و مراجعه به «صور بنیادین حیات سایبری»
دکتر اسلامیتنها افزود: در مواجهه با سنت، دغدغه اصلی اسلامی تنها، دستیابی به «نوآوری متصل به تراث» است. وی معتقد است که باید از تکرار صرف یا «تورم» در تراث خودداری کرد. اگر پژوهشگر غربی برای تحلیل جامعه پلتفرمی به ادبیات افلاطون مراجعه میکند، این صرفاً یک «زیباسازی واژگانی» نیست، بلکه تلاشی در هستیشناسی صورت بنیادین حیات سایبری است.
بنابراین، برای فهم دقیق فناوریهای جدید، ضرورت دارد که به «صورت ابتدایی حیات سایبری» رجوع شود. این به معنای پرسش از هستیشناسی کلمه و هستیشناسی عدد است، تا ماهیت تکنولوژی عمیقتر فهم شود. متفکران معاصر، مانند علامه طباطبایی، که به بازاندیشی در سنت و مسائل اجتماعی پرداختهاند، نمونهای از این اتصال به تراث هستند.
#فارابی
#فیلسوف_ارتباطات
#هوش_مصنوعی
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
💠 گزارش تفصیلی #نشست فارابی، فیلسوف ارتباطات و فرهنگ - (بخش پایانی)
در بخش پایانی این نشست، دکتر سیدمحمدعلی غمامی به ارائه نکات خود در رابطه با موضوع جلسه پرداخت که مشروح آن به شرح ذیل است:
هوش مصنوعی به مثابه «صناعت نحو»
دکتر غمامی بحث خود را با بهرهگیری از یک شیوه تطبیقی نامتوازن آغاز کرد تا امکان بازخوانی اندیشه فارابی در عصر هوش مصنوعی را مورد بررسی قرار دهد. تمرکز اصلی او بر تبیین ماهیت هستیشناسانه هوش مصنوعی (AI) بود؛ با این ادعا که هوش مصنوعی نه بهمثابه «صناعت منطق» بلکه بهمثابه «صناعت نحو» قابل درک است.
تسری نقد افلاطون به فناوریهای نوین
دکتر غمامی سخن خود را با ارجاع به نقد افلاطون بر نوشتار آغاز کرد. از نظر افلاطون، نوشتار «دو مرتبه از حقیقت دور است». وی با استناد به پژوهشگران غربی نظیر رابرت حسن و توماس ساترلند، استدلال کرد که شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی را میتوان در حکم فناوری نوشتار دوران ما دانست. این فناوریها، فرآیند اندیشیدن را به بیرون از ذهن انسان منتقل میکنند و پردازش اطلاعات را از قوه انتقادی عقل جدا میسازند. بنابراین، هوش مصنوعی در مقایسه با نوشتار، با شدت بیشتری و در سطوح دورتری از حقیقت و معنا قرار میگیرد.
نزاع منطق و نحو: تبیین محدودیتهای هوش مصنوعی
برای تبیین جایگاه هوش مصنوعی در سنت اسلامی، دکتر غمامی به نزاع تاریخی میان منطقدان (متی بن یونس) و نحوی (سیرافی) اشاره کرد. در این نزاع:
• منطق به نسبت الفاظ با معانی میپردازد (چنانکه فارابی در احصاء العلوم آن را «الفاظ من حیث دلالتها علی المعانی» تعریف میکند).
• نحو صرفاً به نسبت الفاظ با الفاظ (نظیر چینش و اعراب) توجه دارد و تنها بستری برای رسیدن به معنا فراهم میکند.
نتیجهگیری محوری دکتر غمامی این است که هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی را باید در زمره «صناعت نحو» دانست، نه «صناعت منطق».
هوش مصنوعی؛ ابزار نحوی، فاقد منطق فهم
از نظر دکتر غمامی، هوش مصنوعی - بهویژه مدلهای زبان بزرگ (LLM) - بر پایه محاسبات آماری شکل میگیرد و صرفاً روابط و محاسبات آماری از نشانهها و الفاظ فراهم میآورد که در آن احتمال همنشینی واژگان محاسبه میشود. حاصل این فرایند، ایجاد نوعی «رابطه میان الفاظ» است که هرگز نمیتواند به تولید الگوی منطقی بینجامد.
از اینرو، محدودیت اساسی هوش مصنوعی آن است که در حد نحو باقی میماند و به منطق راه نمییابد. در بهترین حالت، این فناوریها یک «نحو زبانی» ایجاد میکنند که البته ارزشمند است، اما امکان دستیابی به «منطق فهم» را فراهم نمیسازد. بنابراین، نباید به این ابزارها نگاه تقدسآمیز یا «بُتوار» داشت، بلکه باید محدودیتهای بنیادین آنها را به رسمیت شناخت؛ چراکه هوش مصنوعی، بر پایه صناعت نحو، چندین مرتبه از معنا فاصله دارد.
روششناسی رجوع به سنت: بازگشت به «صور بسیطتر»
دکتر غمامی در بخش پایانی سخنان خود، درباره شیوه بهرهگیری از سنت برای نوآوری در تفکر، بر روش هرمنوتیکی هایدگر تأکید کرد. این روش بر «بازگرداندن به عقب» و تاویل مفاهیم استوار است، تا از خلال آن بتوان به «صور بسیطتر» و سرچشمههای بنیادین پدیدهها دست یافت و در نهایت، راهی برای نجات گشود. او همچنین انتقاد کرد که نگاههای بیش از حد سیستماتیک به اندیشه فیلسوفانی همچون فارابی میتواند به جمود فکری منجر شود. به باور او، در فرآیند ایدهپردازی، باید از «تکگزارههای» مؤثر و کاربردی سنت بهره گرفت - مانند نقد افلاطون بر نوشتار - حتی اگر کل نظام فکری آن اندیشمند، پاسخگوی نیازهای امروز نباشد.
#فارابی
#فیلسوف_ارتباطات
#هوش_مصنوعی
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
♨️ هفتمین پیشنشست همایش دین، فرهنگ و فناوری با پرسش محوری «فارابی، فیلسوف ارتباطات و فرهنگ، برای عصر هوش مصنوعی چه سخنی دارد؟» با همکاری انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات و دبیرخانه این همایش برگزار گردید. گزارش تفصیلی #نشست مذکور که با ارائه اساتید محترم، دکتر علیرضا قائمینیا، دکتر علیاصغر اسلامیتنها و دکتر سیدمحمدعلی غمامی همراه بود، در پیوندهای ذیل تقدیم میگردد:
🔹بخش اول: جناب دکتر قائمینیا
🔸بخش دوم: جناب دکتر اسلامیتنها
🔹بخش سوم: پاسخ به پرسشها و نقد دیدگاهها (دکتر قائمینیا و دکتر اسلامیتنها)
🔸بخش پایانی: جناب دکتر غمامی
#فارابی
#فیلسوف_ارتباطات
#فلسفه_ارتباطات
#هوش_مصنوعی
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
«کلُّ مَنْ عَلیها فَان وَ یبقَی وَجْهُ رَبِّک ذوالجلالِ والاکرامِ»
برادر گرامی جناب آقای حسن گلبخشی؛ ضایعه درگذشت مادر مرحومهتان را از صمیم قلب خدمت شما تسلیت عرض مینمائیم.
خداوند متعال روح پاکش را با سرورش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها محشور نماید و به شما و بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید.
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
💢 تعلیق هویت دانشجو
دانشجو بودن در عصری که دانش بیاعتبار شده است!
✍ بهقلم رسول لطفی؛ دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات
🔸 #روز_دانشجو فارغ از تبریکها و تجمیدهای توخالی و تشریفاتی، وقت این است که ببینیم، چه بر سر دانشجوی ایرانی آمده؟! ما میتوانیم در روز دانشجو از رسالت دانشجو، نقش تاریخی او در تحولات اجتماعی، و اهمیت حضور جوانِ دانشگاهی سخن بگوییم؛ میتوانیم از آرمانخواهی، پرسشگری و عقلانیت انتقادی دفاع کنیم. اما بهنظر میرسد هویت دانشجو در تعلیق قرار گرفته است.
🔹 در این میان، البته کار ساده این است که بنشینیم و نق بزنیم که دانشجوی امروز از درس و تحلیل و علم رانده شده، یا دغدغه حقیقت در او مرده است؛ و طبق عادت همیشگی، همه چیز را بر سر «دانشجوی بدبخت» بشکنیم. اما این سادهسازی، واقعیت پیچیدهتر این بحران را نادیده میگیرد. شاید امروز لازم است بیش از هر زمان دیگری با این پرسش مواجه شویم که دانشجو بودن در جهانی که دانش بیاعتبار شده، دانشگاه خصوصیسازی شده، و نقش نهاد علم فروکاسته است، چه معنایی دارد؟
🔸 تعلیق #هویت_دانشجو نتیجه دگرگونیهای کلان معرفتشناختی و ساختاری است که جایگاه دانشگاه و معنای دانش را زیر سؤال بردهاند. از یکسو «خصوصیسازی» و «کالاییشدن» آموزش، و از سوی دیگر بیاعتبار شدنِ خودِ «دانش» در جهانی اشباعشده از داده و محتوا. نتیجه این است که دانشجو دیگر نه میداند چه نقشی باید ایفا کند و نه میداند در برابر کدام مرجعیت باید بایستد یا از چه چیزی باید دفاع کند.
🔹 در دهههای اخیر، #دانشگاه_ایرانی بهتدریج از نهادی عمومی که وظیفهاش تولید معرفت و تربیت نیروی اندیشنده بود، به «بنگاهی خدماتی» تبدیل شده است. خصوصیسازیِ آموزش و توسعه، مؤسسات با شهریهی بالا، همراه با سازوکارهای رانت/بورسیه و نهادسازیِ مبتنی بر سرمایهی اجتماعی، باعث میشود دسترسی به فضاهای تولید علم تابع طبقۀ اقتصادی - اجتماعی شود.
🔸 آیا مگر جز این است که برخی تبعیضهای ساختاری مثل تبعیض در توزیع امکانات آموزشی، تبعیض در فرصتهای شغلی، تبعیض در دسترسی به فضاهای تصمیمسازی و...، تجربه زیسته دانشجو را پیشاپیش شکستخورده میکنند؛ و انسانی که شکست را پیش از کنش تجربه کند، چگونه میتواند کنشگر باقی بماند؟ در این فرایند بازاری شدن، چگونه میتوان از «جویندگی» و «افق پژوهشی» سخن گفت؟!
🔹 این روند بازاری شدن نهاد دانشی، موجب شده است که نقشه معرفتی دانشگاه براساس منطق سودآوری کوتاهمدت بازطراحی شود. دیگر این «ضرورتهای فکری جامعه» نیست که تعیین میکند کدام رشته باید تقویت، اصلاح یا بازاندیشی شود؛ بلکه «هزینه کم، درآمد زیاد و تقاضای سریع» است که به موتور اصلی سیاستگذاری دانشگاهی بدل شده است. #علوم_انسانی به حاشیه میرود، رشتههای کمهزینه و پردرآمد رشد میکنند، و پژوهشِ جدی به حاشیه رانده میشود. دانشگاه، به «کارخانه تولید مدرک» تبدیل میشود.
🔸 وقتی شغل آزاد، کسبوکار کوچک یا مهارتهای سریعاً بازاریشونده امکان بقا و حرکت اجتماعی بیشتری فراهم میکنند، نهاد علم -که باید پیشرو در ساماندهی به تکثر فرهنگی و تفسیر جهان متکثر ایرانی باشد- جایگاه راهبردی خود را از دست میدهد. نتیجه، لحظهای است که میتوان آن را تعلیق هویت دانشجو نامید: دانشجو میان «هویت دانشی» که نظام دانشگاهی دیگر از آن پشتیبانی نمیکند و «هویت بازاری» که مدام به او پیشنهاد میشود، آویزان میماند.
🔹 در چنین شرایطی، دانشجو چگونه میتواند #آرمانگرا بماند؟ دانشجو دیگر نمیتواند در ساختارهای موجود، نسبتِ مستقیمی میان «دانش» و «تغییر اجتماعی» برقرار کند. دانشجو در زمانه جدید باید طرحی از نو بیفکند. در چنین وضعیتی، دانشجو تنها زمانی میتواند به نیروی تحول بدل شود که صورتبندی تازهای از دانش، دانشگاه و #کنش_دانشجویی ارائه دهد.
🔸 اگر«دانش «فضیلت» نیست و «نهاد دانشگاه «بازاری» شده، «دانشجو» باید دوباره خود را تعریف کند. دیگر نمیتوان دانشجو را موجودی دانست که قرار است در مسیر از پیشتعیینشده قرار بگیرد؛ باید او را بهمثابه «فاعل انتقادیِ سرگردان» فهمید. دانشجو بودن در این زمانه یعنی: آگاه بودن نسبت به بیاعتباری ساختارهای دانشی؛ مقاومت در برابر فروکاستن دانش به تکنیک و رزومه؛ بازیابی توان پرسشگری در وضعیتی که همه چیز به پاسخ فروکاسته شده و تبدیل کردن تجربه زیسته دانشگاه به مسئله واقعی.
💢 دانشجو باید دانش را از چنگ سازوکارهای بازاریشده بیرون بکشد و به آن منزلت «پرسیدن»، «فهمیدن» و «آگاهی رهاییبخش» بازگرداند. در عصر بیاعتباری دانش، دانشجو کسی است که حاضر است از میان شکستها، ضعف نهاد دانشگاه، و بحران مشروعیت دانایی عبور کند، اما اجازه ندهد منطق بازار و رسانهوارگی، تمام افقهای تفکر را مصادره کنند.
┈┈┈••🔹💠🔹••┈┈┈
انجمن علمی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام