وقتی نیازهایی در انسان دیده میشود، سروکله ی عده ای انسان منفعت طلب هم پیدا میشود بگذارید با یک مثال توضیح دهم
به نظر شما نیاز به نوشابه امری حقیقی و فطری است یا موضوعی ثانویه است؟ چرا آن قدر نوشابه های متنوع در جامعه تولید میشود؟ چون انسان در وجودش نیاز به آب دارد. وقتی بشر نیاز به آب پیدا کرد عده ای انسان منفعت طلب می خواهند این نیاز را در سیطره ی خودشان بگیرند و بر اساس آن منافع خود را به دست بیاورند؛ لذا شما میبینید در خصوص همین یک نیاز ساده هزاران کارخانه تولید نوشابه ساخته میشود و حتی در بعضی از موارد نوشابه هایی به انسان میدهند که به شدت مضر است.
در خصوص موسیقی هم همین اتفاق افتاد نیازی در انسان وجود داشت که دارای سطح مشخصی هم بود. عده ای برای منافعشان روی آن دست گذاشتند و دیدند که اگر این نیاز در همین حد باقی بماند نمیتوانند آن طور که باید به منفعت برسند. پس از این نیاز استفاده کردند و نیازهایی کاذب به وجود آوردند لذا مجموعه هایی شکل گرفت که هم این نیاز را بزرگ تر جلوه می دادند و هم در راستای آن نیاز سازی میکردند.
「 ☫ بهوقتقدس|BVQ 」
وقتی نیازهایی در انسان دیده میشود، سروکله ی عده ای انسان منفعت طلب هم پیدا میشود بگذارید با یک مثال
چه بلایی برسر ما آوردند؟
نیاز کاذب درانسان ایجاد کردند.
دائماً این نیاز کاذب را بزرگ جلوه دادند.
بری مخاطب ایجاد عطش کردند.
و آن نیاز را تحت سیطره ی خود قرار میدادند. صاحب بعضی از قهوه خانه ها برای اینکه مشتری هایشان را حفظ و پاگیر کنند روی توتون قلیان مقداری مواد مخدر میگذارند. افرادی که از آن قلیان استفاده میکنند متوجه میشوند آن قلیان خیلی حس خوبی به آنها می دهد؛ پس آنجا را پاتوق خود قرار می دهند. کسی که به قهوه خانه رفت، مطالبه ای داشت و صاحب آنجا نیازی جدید در راستای آن مطالبه در او ایجاد کرد که او را پاگیر کند. درباره موسیقی هم همین اتفاق افتاد. عده ای آن را انتخاب کردند و در راستای آن نیاز نیازهای دیگری به وجود آوردند و به علاوه از علم روز هم در این مسیر استفاده کردند؛ یعنی از یک سری نکات علمی سوء استفاده کردند برای اینکه دائم این عطش را در مخاطب بیشتر کنند؛ لذا پدیده ای به نام «طرب خواهی» به وجود آمد؛ یعنی شاکله ی فکر سلوک و اندیشه ی بعضی از افراد بر اساس موسیقی شد.
「 ☫ بهوقتقدس|BVQ 」
یکم مادر نشدی! مادر نیستی! یک دنیایی دارد مادری خاص خودش! وقتی میگویم دنیا، یعنی زیبایی و شکوهش، تلخ
میرعلمدار
من اما یک شروع داشتم ناتمام!
این ناتمامی من تو هستی که توان جسمم را با نبودنت تمام کردی و دردی انداختی به جانم که از این درد روزی هزار بار میمیرم.
توان پاهایم تمام است و روحم وصل به ابدیتی که از ازل بوده وهمین، من را زنده نگه میدارد تا نامت را بر زبان بیاورم!
قبل از آن که داستان تو را بگویم و قلم و ورق ذکر تو را زمزمه کند، از شروع خودم بگویم که نقطه آغازین شور و شعور هر زنی است که میخواهد دل به لذت ملکوت بسپارد و قدم در عرش بگذارد نه در فرش.
من در دوره ای دنیا را به زیارت خودم واداشتم که زن عزیز شده بود. قبل از این دوره مردها طغیان کرده بودند و ذلتی بر زن روا میداشتند که مشهور بود به دوران جاهلیت!
زن از همان باء بسم الله عزیز بود هیچ فرستاده ای از جانب الله نیامد که ذره ای زن را پست و برده و خوار بداند و او را خفیف بخواند، عرش
و فرش برای زن همان بود که برای مرد.
اما طاغوت ها که حاکم شدند، زن را به بردگی هوس خودشان بی حرمت کردند.
چه به او زور گفتند، چه او را رقاصه کردند.
من اما زاییده زمان پس از جاهلیت هستم رسول خدا آمده بود و عزتی آورد که از عظمت اسلام بود.
من طعم جنس خودم را با شنیدن داستانهای خدیجة كبرى و فاطمة زهرا نه با شوق و عشق چشیده بودم خدیجه اولین زن پیامبر بود و نخستین زن مسلمان حتی نامش را هم پیامبر خدا به عزت و عظمت می برد.
چنان که دیگران رشک میبردند که پیامبر خدا است و تقدیس یک بانو می کند. خدیجه همراه پیامبر همه کارهایی را کرده بود که خدا دستور داده بود. نه کمتر و نه محروم ترا خدیجه درون خودش برترین زن عالم هستی را پرورش داده بود، فاطمه را.
نام فاطمه تمام زیبایی خلقت را در خودش دارد. تمام رازهای هستی را
برای من اسم اعظم است و اکسیرا برای پیامبر کسی که پدرش فدایش شود و برای على ثقل عبادت!
من در این دوره چشم گشودم به دنیایی که زن، در آئینه جلال و جمال خدا است و شکوه و هیبت داشت و زیبایی و لطافت و محبت خاص و بی نظیر خودش را شروعی عظیم!
فاطمه محبت کردن به پدرش، مدیریت خانه پیامبر، آرامش بخشی یک زن برای ابرمرد جهان را به گونه ای انجام داد که ما همه مبهوت شده، تمام تلاشمان این بود که چون او بشویم در همه بلاد پیچیده بود که یک دختر کاری کرده که پدرش به او میگوید: فدایت شوم!
فاطمه شده بود همراه پدرش بعد از رفتن شهادت گونه مادرش خدیجه شده بود همسر علی بن ابی طالبی که فقیر بود و مجاهد!
از مال دنیا نه علی چیزی داشت نه فاطمه چیزی میخواست!
به قول سلمان فارسی اشک آور بود که دختران پادشاهان ایران و روم چه ها که ندارند و فاطمه در حد فقیر ترین مردم شهر زندگی میکند و به داد همه سندگان مستضعف هم میرسد!
برای ما زنهای از جاهلیت درآمده، فاطمه ای که لباس عروسی اش را می بخشد، فاطمه ای که کمترین مهریه را طلب میکند، فاطمه ای که مختصر ترین جهیزیه را دارد فاطمه ای که در جنگ ها، علی را پشتیبانی میکند زخم های او را بدون سرزنش مداوا میکند شده بود یک اسطوره
اینها را میدیدیم و سلام خدا بر فاطمه را از زبان پیامبر می شنیدیم و احساس غرور میکردیم
همین من را به تکاپو انداخت تا مثل همه نباشم و مثل فاطمه باشم این ابتدای راه من بود.
هر چند که من شروعی دیگر هم داشتم که عاشقش بودم.
ادامه دارد...
[ @jaraas ]
رفقا یه مطلبی بگم بهتون راجب کانال...مطالب کانال همون طور که می بینید اکثراً من یا حاجی محفل میذاریم براتون یا چیزایی می ذاریم تلنگر باشه و یاد بگیرین
معنی اسم کانالمون همینه و ما طبق همین و دلانه جلو خواهیم رفت
پس اگه می بینید کم یا زیاد میشه فعالیت... چون چارچوب کانال همینه...
「 ☫ بهوقتقدس|BVQ 」
رفقا یه مطلبی بگم بهتون راجب کانال...مطالب کانال همون طور که می بینید اکثراً من یا حاجی محفل میذاریم
گفتم بگم چونکه همش براتون جای سئواله!!!
「 ☫ بهوقتقدس|BVQ 」
بسم الله...
↻آنچہامروز گذشت . .
ݪفندهرفیقبمونۍقشنگتره!
وضـویـٰادِتوننَـرھ••
شَبِـتونمنـوَربھنـورخُـدا••¡ッ
اِلتمـٰاسدُعـٰا!••
یـٰاعَـلۍمَـدد..••!ッ