‹𝑩𝒂𝒈𝒉𝒂𝒂|بــَقــــآ›
#از_شما سلام وای اگر میشه رمان رو ادامه اش رو بزارید ممنون خیلی جدیدا باحال شده — اوو چشم بنویسن
سلام
خداروشکر خداروشکر
بله حتما مینویسم میزارم
به زنده ماندن در این دیار
چه پای سختی فشردهام
چه مرگها آزمودهام،
ولی شگفتا نمردهام...
هدایت شده از ــ بناتُ الحسین ع
🏴اَلسَّلامُ عَلَیکَ یااَباعبدالله الحُسَین(ع)
🛕 مشارکت در موکب پذیرایی و کودکان جاماندگان اربعین
حسینیه مکتب المهدی(عج)
پایگاه مطهره- هیئت بنات الحسین(ع)
🔖شماره کارت جهت واریز کمک نقدی:
۶۰۳۷۹۹۸۱۹۷۷۶۸۶۱۶
به نام زینب یوسفی
✨ فیش واریزی را در پیامرسان ایتا به آیدی @Ms_Houra ارسال کنید.
▪︎محل برگزاری :
شهرک امام حسین(ع)-شهرک امام خمینی(ره)
‹𝑩𝒂𝒈𝒉𝒂𝒂|بــَقــــآ›
به زنده ماندن در این دیار چه پای سختی فشردهام چه مرگها آزمودهام، ولی شگفتا نمردهام...
شگفتا ک هنوز در مقابلت سکوت کرده ام
روزی روزگاری،!
دنیای ما رنگ و بوی عجیبی گرفته؛شهری که انگار زیر غبار خستگی آدمهاش گم شده
روزهایی رو میگذرونیم که انگار"دوام آوردن" سختتر از"زندگی کردن" شده و این فشار،روی شونههای نحیف ما نوجوونها و جوون ها، سنگینتر از همه است
اما میدونی؟ من هنوز هم به همین ریشههای ترکخورده نگاه میکنم و باور دارم که از دل همین خاک خشک، جوانههای سرسخت بیرون میزند.
شاید شرایط برایمون زنجیر ساخته باشه، اما رویاهای ما هنوز پرواز میکنند
مردم شهر من شاید خستهاند، اما هنوز توی اعماق چشمهایشون، نوری از مقاومت میبینیم
ما نسل شکست نیستیم،ما نسل "ساختن" از دل ویرانه هایم.
یاد گرفتهایم که حتی در تاریکترین شبها،خودمون برای خودمون ستاره باشیم
روزگار فعلاً سخت میگذره، ولی ما هنوز هستیم؛با قلبی که هنوز میتپه و ارادهای که نه تنها برای زنده موندن، بلکه برای پس گرفتن فرداهایمان میجنگه. قصه ما هنوز تمام نشده؛ بهترین بخشش شاید همونجایی باشه که ما با دستهای خودمون خواهیم نوشت...🕊🍃
زندگی مانند خوابی ست ك من هر روز میبینم
زندگی مثل سرابی در میانِ یک سراب است . .