چشمهی شعر مرا پلک بزن جاری کن
چشمها عامل هشتاد و سه درصد غزلند
//۲۱》حسین مرادی
https://eitaa.com/Baaresh21
بارشِ۲۱
//۲۱》من حتی به خاکی که روش قدم میزنی حسودی میکنم!! https://eitaa.com/Baaresh21
حسود شدم ینی؟!
شبت آروم...❤️
زلف را شانه مزن ، شانه به رقص آمده است
من که هیچ... آینهی خانه به رقص آمده است
من و میخانهی متروکِ جوانسالیها
ساقی بی مِی و پیمانه به رقص آمده است
مردم شهر نظرباز و تو در جلوهگری
یار میگرید و بیگانه به رقص آمده است
شعری از آتشِ دیدار به لب دارد شمع
عشق در پیلهی پروانه به رقص آمده است
باد هر چند صمیمانه دویده است به خاک
برگ پاییز غریبانه به رقص آمده است
باز در سینه کسی سر به قفس میکوبد
به گمانم دل دیوانه به رقص آمده است...
//۲۱》مهدی مظاهری
https://eitaa.com/Baaresh21
اشتباه اولِ من این بود که به تو اعتماد کردم! اشتباه دومِ من این بود که عاشقت شدم!! اشتباه سومِ من این بود که فکر میکردم با تو خوشبخت میشم!!!، اشتباه بعدیِ من این بود که تو رو صدبار بخشیدم!... اشتباه هزارمِ من این بود که هیچوقت خودم رو از پنجره پرت نکردم بیرون. هنوز هم دارم اشتباه میکنم که با تو حرف میزنم..
//۲۱》مصطفی مستور
📚 تهران در بعد از ظهر
https://eitaa.com/Baaresh21
.
نميدانم چندمین جمعه ایست
که هیچ خیابانی را با هم قدم نزدیم،
هیچ عکس دو نفره ای نینداختیم،
هیچ کافه ای نرفتیم...
این جمعه هم بدون دست هایت تمام شد
و من باز لابهلای پک های عمیق سیگارم
دوستت دارم هایم را بوسه زدم...
نميدانم!
شاید هوای تهران را
همین دوستت دارم های بی جواب
سیاه و آلوده کرده
بگذریم...
جمعه ات بخیر معشوق دیگری...
//۲۱》فاطمه زلفی
https://eitaa.com/Baaresh21