eitaa logo
بازخوانی
11 دنبال‌کننده
22 عکس
0 ویدیو
0 فایل
بازخوانی؛ یادداشتهای محمد محسن غفوریان
مشاهده در ایتا
دانلود
تأملات جنگی ـ 6 «امت و امام» مفهوم بنیادی نظام سیاسی اسلام 🔸 انقلاب اسلامی ایران را می‌توان حلقه‌ی کامل کننده از زنجیره‌ی مبارزات حق طلبانه‌ای دانست که پس از قرنها حاکمیت «نفس خودبنیاد»، در صدد ایجاد بنیادی نوین برای زندگی بشر است. آنچه به عنوان «تمدن نوین اسلامی» از آن یاد می‌شود، نیازمند طراحی، تولید و استقرار نظامی از مفاهیم، نظریه‌ها، رویکردها، ساختارها و بنیانهای فکری و فرهنگی است که پس از جایگزینی با نظامات تمدنی سابق (برگرفته از الگوی غرب)، فرآیند بازتولید اجزاء تمدنی (نظامات اخلاقی، حقوقی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، رسانه‌ای و ...) را به ثمر برساند. 🔸 از جمله تفاوتهای بنیادی شناختی در نگاه تمدنی اسلام و غرب، الگوی نظری ارتباط مردم با حاکمیت است؛ آنچه به عنوان «رابطه‌ی امت و امام»، در نگاه تمدنی اسلامی مطرح است، از اساس و بنیان متفاوت از «رابطه‌ی شهروند با دولت» در الگوی لیبرال دموکراسی است. 🔸 براساس آموزه‌های رهبر شهید (در سلسله جلسات طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن ـ مهر ماه 1353)، «امام» قلب امت اسلامی بوده و ارتباط با امام شرط حیات، تحرک و پایداری امت اسلامی است و بر این اساس «ولایت» (به عنوان بستر تحقق این رابطه‌ی ایمانی، عاطفی و انسانی) عبارتست از: ارتباط فکری و ارتباط عملی مستحکم و نیرومند هر یک از آحاد امت اسلام، با آن قلب امت. 🔸 ایشان در تبیین آیات 51 تا 56 سوره¬‌ی مبارکه‌¬ی مائده، می‌فرمایند: اگر سه بُعد ولایت‌مداری را مراعات کردیم، یعنی حفظ پیوندهای داخلی، قطع پیوند و وابستگی به قطب¬های متضاد خارجی و حفظ ارتباط دائمی و عمیق با قلب پیکر اسلامی و قلب امت اسلامی یعنی امام و رهبر، آنگاه طبق وعده‌ی قرآن، آن کسانی که قبول ولایت کنند، اینها غالب و پیروزند. 🔸 این رویکرد و نگاه ویژه و مسئولانه به نقش، جایگاه و وظایف الهی و انسانی مردم و حاکمان و نحوه‌ی تعامل آنها که برگفته از تعالیم سیاسی اسلام است، به کلی مغایر با آن چیزی است که در الگوی فکری مستقر و رایج برآمده از تمدن غربی قابل دریافت است. 🔸 نتیجه و محصول جامعه‌ای که بر مبنای نگاه هستی‌شناسانه و انسان‌شناسانه اسلام بنا شود، رشد، بلوغ و مسئولیت‌شناسی مردمی است که همدلانه و در قالب یک «امت»، خود عهده‌دار سرنوشت جامعه‌ای می‌شوند که تمام حیات و زندگی‌شان در آن شکل گرفته و در جریان است. 🔻 و چه زیبا این بلوغ امت مسلمان ایران در نخستین پیام رهبر معظّم انقلاب اسلامی (21 اسفند 1404) تجلی یافت که: «از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همه‌ی عرصه‌ها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان، و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود. ایشان این‌طور معنای حقیقی جمهور و جمهوریّت را فعلیّت بخشیدند و از عمق جان هم به آن معتقد بودند. اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کلّ قوا بود، دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعه‌ی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید. اگر آن نعمت عظمی [وجود رهبر شهید] از ما سلب شد، به جایش بار دیگر حضور عمّارگونه‌ی ملّت ایران به این نظام اعطا گشت. این را بدانید: اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاه‌های مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت». @BaazKhaani
تأملات جنگی ـ 7 ایران، پرچمت بالاست! 🔹 یکی از برکات خفیّه‌ی جنگ تحمیلی سوم، شفاف شدن مرزهای اختلاف و تعارض انقلاب اسلامی با صهیونیسم جهانی و مشخصاً دستگاه تبلیغی و رسانه‌ای تحت نفوذ شبکه‌ی یهود در جهان است. 🔹 آنها که بیش از پنج دهه با هجوم تبلیغی و رسانه‌ای و راه‌اندازی جنگ شناختی و تولید انواع مغالطه‌ها، دروغ‌ها و تخریب‌ها تلاش داشتند تا چهره‌ای غیر انسانی و تمدن‌ستیز از اسلام و از انقلاب اسلامی ایران نشان دهند، خودشان چنان در باتلاق نسل‌کشی، کودک‌کشی و جنایات جنگی گرفتار شدند که زدودن سیاهی نفاق و نیرنگ تا ابد از چهره‌شان ناشدنی است. 🔹 از جمله فریب‌های سال‌های اخیر رسانه‌های نظام سلطه، ایجاد اختلاف بین حاکمیت و مردم ایران و تزریق و شیوع بی‌اعتمادی به مسئولان کشور بود از طریق ایجاد تمایز میان «ایران» و «جمهوری اسلامی». یکی از اصلی‌ترین راهبردهای رسانه‌ای دشمن (در بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، اینترنشنال، من و تو و ...) خصوصاً در دو سال گذشته، این بود که نشان دهند دوستدار و غمخوار «ایران» هستند، اما این «جمهوری اسلامی» است که مصالح ملی و منافع و رفاه مردم خودش را به گروگان و یا نادیده گرفته است. 🔹 اما آنچه که شاید در برنامه‌ی اولیه آنها پیش‌بینی نشده بود، در کشاکش جنگ تحمیلی سوم اتفاق افتاد؛ افشای برنامه‌ها و طرح‌های «تجزیه‌طلبانه» دشمن و برخی عقده‌گشایی‌های ناشی از شکست، حسد و حقارت، نشان داد که اتفاقاً اصل مسئله‌ی دشمن، «ایران» و تمدن و فرهنگ پرافتخار و ریشه‌دار آن است و برخی سخنان به ظاهر دوستانه و دلسوزانه، تنها پوششی برای مخفی نگاه داشتن کینه‌های عظیم تاریخی است. 🔹 این چنین شد که در تقابل با این کینه‌توزی، «نمادهای ملی» در نهضت مقدس این روزهای مردم ایران، معنا و جانی تازه یافت و سرود ملی، پرچم و قهرمانان باستانی (رستم تهمتن، آرش کمانگیر، کاوه آهنگر و ...)، به نشانهای غالب در تجمعات، سروده‌ها و تجلیات هنری مردم تبدیل شدند. 🔹 امروز نه تنها هویت فرهنگی و ملی جامعه‌ی ایرانی، به وسیله‌ی نمایش پرچم، احترام نظامی به آن و اهتزاز چشمگیر پرچم بر روی دست‌ها، بر فراز وسایل نقلیه، سردر خانه‌ها و اماکن، در معرض بازنمایی و روح مشترک ملی و مذهبی ایرانیان از این طریق در حال تقویت است، بلکه پرچم ایران به نمادی برای حرکتهای عدالت‌خواهانه و رهایی‌بخش در بین آزادیخواهان و حق‌طلبان تمام دنیا بدل شده است. @BaazKhaani
تأملات جنگی ـ 8 سروده‌های حماسی، موشک‌های جنگ نرم ▪ هر جنگی، ابزار ویژه‌ی خود را می‌طلبد. در روزگاران دور، تعداد بیشتر نظامیان، یکی از اصلی‌ترین عناصر تعیین کننده‌ی برتری در جنگها محسوب می‌شد، اما در روزگار مدرن و به لطف پیشرفت دانش و فناوری، به‌تدریج ورق محاسبات برگشت و دارندگان سازوبرگ جنگی و تجهیزات پیشرفته، به فاتحان جنگها بدل شدند (همچنانکه یکی از علل اصلی شکست سپاه ایران در جنگهای معروف با امپراتوری روس در دوره‌ی قاجار، نداشتن ابزار جنگی مؤثر همچون «توپ جنگی» ذکر شده است). ▪ در بیش از یک قرن اخیر و خصوصاً بعد از پایان جنگ جهانی دوم، این نوع از برتری‌طلبی فناورانه و تولید ادوات پیشرفته جنگی، عرصه‌ی مسابقه‌ای بین‌المللی در تولید تسلیحات نظامی پدید آورد که آثار و تبعات نظامی، اقتصادی و انسانی بی‌شماری را بر جای گذاشت؛ تولید بمب هسته‌ای، انواع سلاحهای کشتار جمعی، سلاحهای شیمیایی و میکروبی، زیردریایی‌ها، هواپیماهای رادارگریز، انواع موشکها، به کارگیری لیزر، پلاسما و ... ظرفیت عظیمی از دانش، سرمایه‌ی مادی و انسانی بشریت را به خود اختصاص داد که اگر درصد کوچکی از آن صرف عمران و آبادی و رفاه انسانها می‌شد، امروز شاهد بهشتی بزرگ بر روی زمین بودیم. ▪ اما در کنار این فناوریهای مادی، به‌زودی معلوم شد که نوع دیگری از سلاح نیز وجود دارد که در مقام اثرگذاری کم از تجهیزات مکانیکی ندارد! این نوع از فناوری نرم، قادر است بدون جنگ و کشتار و خونریزی، انسانها را وادار به تسلیم کرده و فتح سرزمینها را ممکن سازد. ▪ این چنین شد که «جنگ سرد» و مبارزه رسانه‌ای در جهت گسترش نفوذ و سلطه از طریق تبلیغات و تسخیر روانی مخاطبان به دستور کار اصلی جنگ‌افروزان جهانی تبدیل شد و تاریخ نیز شاهد است که نظام سرمایه‌داری غربی با بهره‌گیری از همین ابزار، چگونه توانست بدون رودررویی نظامی با نظام سوسیالیستی و کمونیستی، آن را از دور رقابت خارج کند. ▪ تجربه‌ی مذکور نشان داد که برای مقاومت و برای ماندن در عرصه‌ی مبارزه، داشتن عِدّه و عُدّه و تجهیزات و ماشین جنگی پیشرفته، کافی نیست؛ جنگ نرم، ابزار نرم می‌طلبد و در عرصه‌ی تقابل امروزین با دشمن، نباید از تولید خبر، گزارش، تصویر، فیلم، توییت، انیمیشن، بازی و ... غفلت کرد. ▪ تجربه‌ی افسران ورزیده جنگ نرم در جنگ تحمیلی سوم نشان داد که چگونه یک سروده، یک رَجَز، یک مداحی، یک نماد (مثل پرچم یا کوله‌پشتی مدرسه) یا یک انیمیشن (شبیه تولیدات لوگویی) می‌تواند تا عمق قلب و جان مخاطبان داخلی و خارجی نفوذ کرده و حرکت و شور و شعور بیافریند. ▪ جامعه‌ی شاعران و مداحان حماسی‌خوان در دو جنگ اخیر، اثرگذاری بی‌بدیلی در پشتیبانی از میدان جنگ نظامی داشتند که این نقش‌آفرینی در مجال وسیع‌تری شایسته‌ی تحلیل است. @BaazKhaani
تأملات جنگی ـ 9 جنگ و رشد تاب‌آوری 🔻 براساس مبانی اعتقادی ما، «نظام خلقت»، ساختی حکیمانه و هدفمند دارد. هیچ خلقتی، هیچ حرکتی، هیچ اثرگذاری و هیچ واقعه‌ای از سر تصادف و شانس ایجاد نمی‌شود و «حیات» قواعد و ضوابطی عادلانه و دقیق دارد. گاهی بشر به مدد عقل، تجربه و یا الهامات آسمانی، بخشی از این قوانین را کشف کرده و در ساماندهی امور خود از آن بهره می‌گیرد و گاه نیز شناختی حاصل نمی‌شود و روزگار بشر در ابهام ناشی از بی‌خبری سپری می‌شود. 🔻 از جمله وعده‌های قطعی خداوند به بشر «یاری رساندن به کسانی است که دین خدا یاری می‌کنند»، این وعده الهی را می‌توان به عنوان یک قانون در زندگی شخصی، زندگی اجتماعی و حیات تاریخی جوامع بشری تلقی کرد و براساس آن برخی پدیده‌های اجتماعی و تاریخی را به‌دقت تحلیل و تبیین نمود. 🔻 یاری رساندن خداوند به ناصران دین الهی، گاهی در لمس پیروزی‌های مستقیم در میدان جنگ دیده می‌شود (همچون حماسه آزادسازی خرمشهر) و گاه در قالب پایمردی و اطمینان و آرامشی ظهور می‌یابد که خداوند آن را در قلوب مؤمنان نازل می‌کند. 🔻 شاید از جمله برکات پنهان و هدیه‌های لطیف خداوندی به ملت صبور ایران که در اثر تحمل مصائب و ناملایمات برآمده از سه نوبت دفاع مقدس (هشت ساله، 12 روزه و 40 روزه) ارزانی شده، بتوان مواردی را برشمرد؛ ـ شکسته شدن ابهت نظامهای سلطه‌گر جهانی خصوصاً آمریکا، ـ اتحاد و انسجام همدلانه مردم ایران، ـ توجه جهانی به گفتمان مقاومت، ـ شکوفا شدن استعدادها و رشد خوداتکایی ملی، و ... بسیاری توفیق‌های ناشمردنی دیگر. 🔻 افزایش معجزه‌گونه‌ی «تاب‌آوری» در میان امت بزرگ اسلامی نیز یکی دیگر از برکات نصرت دین خداوند است که باعث حیرت هر صاحبنظری شده و خود، نقشی بدون جایگزین در پیروزی‌های میدانی جبهه‌ی مقاومت ایفا نموده است. 🔻 اکنون بهتر از قبل می‌توان فهمید که چرا در دیدگاه معمار کبیر انقلاب اسلامی (ره) «جنگ» (علیرغم تمام نامطلوبی‌هایی که در ذات خود دارد مثل: ویرانی، مرگ، جراحت، اسیری، خسارت، گرانی و ...)، به مثابه «لطف پنهان» خداوندی نگریسته می‌شود؟ در چنین نگاهی، جنگ فرصتی است برای «حیات طیبه جمعی»، فرصتی است برای دفاع از حقیقت و عدالت، فرصتی است برای تحرک اجتماعی، فرصتی است برای عبرت آموختن به دیگران و فرصتی است برای رشد فضائل اصیل انسانی (همچون اخلاص، پایداری، شجاعت و ...). 🔻 این دیدگاه نه فقط جنگ، بلکه تمام بلایا و ابتلائات بشری را (به خاطر اعتقاد به همان ساخت حکیمانه و عادلانه خلقت) فرصتی در مسیر کمال فردی و گروهی انسانها می‌داند، به شرطی که اقتضائات برخورد صحیح با آن رعایت شود و شاید این، همان تعبیر معروف قرآنی باشد که «عَسَى اَن تَكرَهُوا شَيئاً وَ هُوَ خَيرٌ لَكُم» (بقره 216) @BaazKhaani
تأملات جنگی ـ 10 اعتلای شور و تعمیق شعور 🔸 امام خمینی (ره) در فراز معروفی از وصیتنامه سیاسی ـ الهی خود فرموده‌اند: «من با جرأت مدعى هستم که ملت ایران و توده میلیونى آن در عصر حاضر، بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن على ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ مى‌باشند». 🔸 شاید با همین سبک و سیاق بتوان مدعی شد که ملت «امروز» ایران، حتّی از ملت «چهل و چند سال پیش» ایران که انقلاب اسلامی را برپا و مستقر کردند نیز، بهتر هستند. 🔸 این جمله ممکن است به ذائقه‌ی برخی، چندان خوش نیاید و با بعضی تحلیل‌های شایع چندان همخوانی نداشته باشد، چرا که هستند کسانی که دهه‌ی نخست انقلاب اسلامی را دهه‌ی ایده‌آلی بخوانند و آن را برتر و بهتر از شرایط کنونی بدانند. 🔸 معمولاً استناد گروه اخیر به شاخص‌هایی از حیات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن دهه و اوضاع جاری است؛ ممکن است بهتر بودن وضعیت شاخص‌هایی چون: حجاب و پوشش، قناعت و ساده‌زیستی، ایثارگری، زندگی همدلانه و گروهی و روابط عاطفی و ایمانی را در دهه نخست انقلاب، دلیل درستی قضاوت خود بدانند که البته توجه به این شاخص‌ها در تحلیل مقایسه‌ای اوضاع و احوال و شرایط جامعه‌ی ایرانی در دو مقطع ذکر شده، اشکالی هم ندارد. 🔸 اما آنچه که می‌تواند امتیاز جامعه‌ی امروز ایرانی نسبت به وضعیت دهه‌های گذشته باشد، افزایش آگاهی، رشد بینش، اعتلای شخصیت فردی و جمعی، توسعه‌ی عقلانیت، پختگی تجربی در اثر حدود 5 دهه زندگی جمعی و آزموده شدن پس از بسط تاریخی دیدگاههای نظری و مکاتب فکری مختلف در سطح داخل و بین‌الملل (از کمونیسم و سوسیالیسم و لیبرالیسم گرفته تا اصلاح‌طلبی و اصولگرایی و اعتدال‌خواهی) است. 🔸 قاعدتاً پس از وقوع نهضتهای بزرگ اجتماعی (نظیر انقلاب)، فضایی از حرکت و شور انقلابی و عاطفی، در جوامع بروز و ظهور پیدا می‌کند که طبیعی تلقی شده و متناسب با آن رویدادهایی نیز به وقوع می‌پیوندد (از تصویب قوانین و مقررات خاص گرفته تا ایجاد ساختارهای جدید و یا حتی گاه تسویه حسابهای فردی و جناحی). اما اغلب با فروکش نمودن فضای هیجانی ناشی از تغییرات انقلابی و بهانه‌تراشی‌هایی چون رسیدن انقلاب به اهداف، ضرورت مدیریت عقلانی، تبدیل نهضت به نهاد، حفظ تعاملات بین‌المللی و ... حرکت‌هایی آغاز می‌شود که گاه به فرسایش آرمانها و استحاله درونی جریان انقلابی منجر شده و نهضت را به ضد خود تبدیل می‌کند. این دغدغه در ذهن بسیاری از متفکران انقلابی ایران همچون دکتر علی شریعتی نیز نمود داشت و علاوه بر آن ده‌ها اثر هنری در دنیا ـ درست یا غلط ـ برای نقد همین استحاله‌ها تولید شدند (نظیر رمان قلعه حیوانات، فیلم زنده باد زاپاتا و ...) 🔸 در این میان شاید «ایران»، تنها نمونه‌ی تاریخی باشد که آرمانخواهی انقلابی مردم آن، پس از حدود 5 دهه، عمیق‌تر شده و جمعیتی کثیر از عموم مردم و فعالان و نخبگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن، «امروز» با بینش، انگیزه و اصراری به مراتب بیشتر از بهمن 1357، خواهان به ثمر نشستن آرمان‌های اصلی انقلاب خود هستند. @BaazKhaani
تأملات جنگی ـ 11 جنگ و استمرار نهضت مواسات 🟢 افول تمدن «نفس‌محور» و بریده از آسمان غربی و طلوع تمدن نوین اسلامی، امروز دیگر تنها یک «آرزو» نیست. دهها داده و تحلیل تاریخی در دسترس است که نشان از پوست‌اندازی جهان دارد و گذر از سلطه‌ی نظام سلطه‌گران را نوید می‌دهد. بدیهی است که تمدن جدید باید بر مبنایی متفاوت از مفاهیم و چارچوبهای نظری سابق استوار شود و تناسبات و تعاملات تازه‌ای را در نسبت بین «انسان با جهان»، «انسان با آسمان» و «انسان با انسان» طراحی و تبیین کند. 🟢 از جمله این مفاهیم نوین و الگوی اجتماعی و فرهنگی مرتبط با آن که در سال‌های اخیر مجال مناسبی برای بسط پیدا کرده، «مواسات» (یا همان نهضت همدلی مؤمنانه) است؛ الگویی که مشابهی از آن در تمدن منفعت‌پرست غرب هرگز نمی‌بینید. 🟢 هرچند مفهوم مواسات اخیراً بیشتر مورد عنایت قرار گرفته، اما روح و جان مردم ایران قرنهاست که تحت تعالیم الهی و انسانی اسلام، با آن خو گرفته است. در انقلاب اسلامی نیز (خصوصاً سالهای اول پیروزی) مصادیق بسیاری از همدلی مؤمنانه مردم را می‌توان سراغ گرفت و در سالهای اخیر در حوادث طبیعی (زلزله، سیل و ...)، اردوهای جهادی، کروناستیزی و در کمکهای همدلانه مناسبتی (نظیر اعیاد ملی و مذهبی، ماه رمضان، بازگشایی مدارس و ...) جلوه‌های بیشتری از آن را پیش رو داریم. 🟢 این مفهوم و الگوی تازه‌ی زیست جمعی (یعنی مواسات و همدلی)، به واقع نوعی «مشارکت اجتماعی» اما در معنایی غیرمدرن است که قرار بود مانند بسیاری دیگر از ابزارهای نظری مورد نیاز، از طریق اندیشمندان متعلق به جریان انقلاب اسلامی و توسط راهبران نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی در عرصه‌ی عمل، توسعه یافته و به تدریج جایگزین سازوکارهای ناکارآمد و تقلیدی تمدن غربی شود، که متأسفانه این فرآیند به‌خوبی پیش نرفت. 🟢 تأکیدات و توصیه‌های مکرر رهبری شهید در خصوص تقویت و استمرار مواسات در جامعه اسلامی و توصیه به «کمک‌های فکری، مالی، جسمانی آبرویی مؤمنان به هم» (بیانات مورخ 31 شهریور ۱۳۸۶ و بسیاری بیانات دیگر) را باید فراتر از «منظر اخلاقی» و به مثابه «رویکرد تمدنی» نگریست که لازم است بیشتر بدان پرداخته شود و این همان امری است که در پیام مورخ 20 فروردین 1405 رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بر آن توصیه مؤکد شده است؛ «خیلی بجاست که این خصوصیت خیرخواهی خالصانه برای یکدیگر و مواسات را رویّه خود سازیم که این ویژگی و توأم با آن، نظر به رحمت واسعه الهی داشتن، فرقی مهم بین کسی است که تحت پرچم حق ایستاده و آن کسانی که حول پرچم باطل حلقه زده‌اند. مسلّماً پیگیری چنین رویّه‌ای، گشاینده درب‌های آسمان و فرودآورنده انواع امدادهای الهی و غیبی خواهد بود؛ از نزول باران رحمت گرفته تا غلبه بر دشمن و حتی پیشرفتهای علمی و فناورانه.» @BaazKhaani
تأملات جنگی ـ 12 زمان، زمان مفهوم‌سازی و نظریه‌پردازی است ▪ شاید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ما از جنگ تحمیلی سوم، «شکستن هیمنه‌ی امپراتوری غرب» باشد؛ امری که سالها در مقام تحلیل و نظر، گفته می‌شد و بسیاری از روشن‌اندیشان ایرانی و غیر ایرانی نیز، طلیعه‌ی برآمدن چنین روزی را نوید می‌دادند و البته نشانه‌های میدانی کمتری از آن قابل مشاهده و احصاء بود. ایستادگی و مجاهدت بزرگ ملت ایران و نیروهای مسلح غیرتمندش، نقطه‌ی آغاز افول سلطه‌ی آمریکا در منطقه و جهان را در مقابل دیدگان اهل نظر، به روشنی ترسیم کرد. ▪ در این باب، گفتنی‌ها بسیار است، اما فعلاً با نگاهی به آینده، فقط به جنبه‌های نظری مرتبط با این تحول اشاره‌ی کوتاهی خواهیم داشت؛ «توماس کوهن» در کتاب معروف خود تحت عنوان «ساختار انقلاب‌های علمی»، دیدگاهی را در خصوص فرآیند و چگونگی تغییرات بنیادی و ساختاری در الگوهای توسعه‌ی علوم مطرح می‌کند و برای تبیین موضوع، از اصطلاحی به عنوان «پارادایم» بهره می‌گیرد. به تعبیر کوهن «پارادایم» عبارت است از: مجموعه‌ي مفاهيم، باورها، نظريه‌ها، قوانين، پیش‌فرض‌ها و موازين جهان‌شناختی، انسان‌شناختی، روش‌شناختي و معرفت‌شناختي جامعه علمي که چارچوب تفکر، گفتگو و تفاهم جامعه‌ی علمی را شکل می‌دهد و در عمل به دانشمندان مي‌گويد چه چيزي را به عنوان مسئله بشناسند و پاسخ‌هاي آن مسئله را در قالب کدامين مفاهيم و اصطلاحات صورت‌بندي کنند و در تبیین موضوعات علمی، با کدام اصول و نظريه‌ها هماهنگي داشته باشند تا پژوهش آن‌ها منجر به رشد ثمربخش علم گردد. ▪ به عقیده‌ی کوهن، بروز برخی بحران‌ها (فکری، علمی، مفهومی و ...) باعث می‌شود که پارادایم غالب درهم شکسته شود و دگرگونی‌ها در حوزه‌ی علوم به وجود آید و پس از مدتی به‌تدریج پارادایم جدیدی غلبه کرده و دوره‌ای جدید از علم آغاز شود. ▪ شکست عملیات نظامی آمریکا و متحدانش در جنگ تحمیلی سوم، نه تنها سلطه‌ی نظامی غرب را در هم شکست، بلکه به نظر می‌رسد اکنون پارادایم غالب فکری، فرهنگی و تمدنی غرب در حال تخریب و فروپاشی است. ▪ نکته‌ی بسیار مهم اینکه: برای استقرار نظام و الگوهای جایگزین (در عرصه‌های مختلف)، به‌شدّت و به‌سرعت به تولید مفاهیم، موازین و نظریه‌های نو نیاز است که بر پایه‌ی مبانی و باورهای متناسب با دوره‌ی جدید بازطراحی شده باشند؛ وظیفه‌ای که پیش از این بر عهده‌ی متفکران مسلمان انقلابی قرار داشته و اکنون بیش از گذشته سنگینی می‌کند. ▪ شاید فهم این فرازها از اندیشه‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی، اکنون ملموس‌تر باشد: «نقص فلسفه ما این نیست که ذهنی است ـ فلسفه طبعاً با ذهن و عقل سروکار دارد ـ نقص فلسفه ما این است که این ذهنیّت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد. فلسفه‌های غربی برای همه مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن می‌کند: سیستم اجتماعی را معیّن می‌کند، سیستم سیاسی را معیّن می‌کند، وضع حکومت را معیّن می‌کند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن می‌کند؛ اما فلسفه‌ی ما به طور کلّی در زمینه‌ی ذهنیّاتِ مجرّد باقی می‌ماند و امتداد پیدا نمی‌کند. شما بیایید این امتداد را تأمین کنید، و این ممکن است؛ کما اینکه خود توحید یک مبنای فلسفی و یک اندیشه است؛ اما شما ببینید این توحید یک امتداد اجتماعی و سیاسی دارد. «لا اله الا اللّه» فقط در تصوّرات و فروض فلسفی و عقلی منحصر و زندانی نمی‌ماند؛ وارد جامعه می‌شود و تکلیف حاکم را معیّن می‌کند، تکلیف محکوم را معیّن می‌کند، تکلیف مردم را معیّن می‌کند. می‌توان در مبانی موجود فلسفی ما نقاط مهمّی را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریان‌های بسیار فیّاضی را در خارج از محیط ذهنیّت به وجود می‌آورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن می‌کند». (بیانات در مورخ 1382.10.29) @BaazKhaani
📚 حکمت 259 نهج‌البلاغه؛ 🔸 الْوَفَاءُ لِأَهْلِ الْغَدْرِ، غَدْرٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْغَدْرُ بِأَهْلِ الْغَدْرِ، وَفَاءٌ عِنْدَ اللَّهِ. 🔹 وفادارى با بى‌وفايان، بى‌وفايى با خداست و بى‌وفايى با بى‌وفايان، وفادارى با خداست. @BaazKhaani
این، تنها زبانی است که می‌توان به وسیله‌ی آن با آمریکا سخن گفت!
آغاز مسابقه کتابخوانی سوگواره دانشجویی «طنین آزادگی» به گزارش ایکنا، حضرت حر بن یزید ریاحی نماد آزادگی، بصیرت و بازگشت آگاهانه به حقیقت است. در این راستا سازمان قرآنی دانشجویان جهاددانشگاهی، مسابقه کتاب‌خوانی «آزاده ادب» اثر محمدمحسن غفوریان را در قالب سوگواره دانشجویی «طنین آزادگی» برگزار می‌کند. این مسابقه کتابخوانی با هدف آشنایی بیشتر دانشجویان با سیره، شخصیت و پیام‌های ماندگار حضرت حرّ بن یزید ریاحی برگزار می‌شود. مسابقه شامل ۱۱ سؤال چهارگزینه‌ای است که به‌صورت یک روز در میان یک سوال منتشر خواهد شد. نخستین سؤال مسابقه، امروز ساعت ۱۲ منتشر می‌شود و مهلت ارسال پاسخ آن تا ساعت ۲۳ روز ۳۰ تیرماه خواهد بود. همچنین، شرکت‌کنندگان می‌توانند پاسخ صحیح هر سؤال را از طریق پیامک به شماره ۱۰۰۰۰۰۱۱۴ ارسال کنند. سازمان قرآنی دانشجویان جهاددانشگاهی از همه دانشجویان دعوت کرده است تا با مطالعه کتاب «آزاده ادب» در نخستین مرحله این مسابقه شرکت کرده و از جوایز ارزنده آن بهره مند شوند. کتاب «آزاده ادب» نوشته محمدمحسن غفوریان روایتی خواندنی و عبرت‌آموز از زندگی حر بن یزید ریاحی است؛ فرمانده سپاه کوفه که مأموریت یافت کاروان امام حسین(ع) را متوقف کند، اما در مسیر این مأموریت با کرامت و ادب امام(ع) مواجه شد و به تدریج حق را تشخیص داد. کتاب در ۱۰ گام، سیر تحول او را از مقابله با امام(ع) تا توبه و پیوستن به یاران ایشان در روز عاشورا به تصویر می‌کشد و تأکید دارد که رمز نجات حر، «ادب» او نسبت به خاندان پیامبر(ص) به‌ویژه حضرت فاطمه(س) بود؛ همان ادبی که باعث شد امام حسین(ع) توبه‌اش را بپذیرد و او در راه حق به شهادت برسد. این کتاب به‌عنوان منبع رسمی مسابقه «سوگواره طنین آزادگی» برای دانشجویان انتخاب شده و سوالات مسابقه براساس محتوای آن طراحی شده است. دانشجویان علاقه‌مند به شرکت در این مسابقه می‌توانند پاسخ سوالات را به شماره پیامکی ۱۰۰۰۰۰۱۱۴ ارسال کنند. کتاب با نثری روان و مستند علاوه بر روایت تاریخی، پیام امیدبخش «بازگشت به سوی حق» را برای مخاطب به ارمغان می‌آورد. علاقه‌مندان برای دریافت فایل کتاب «آزاده ادب» اینجا کلیک کنند. لینک خبر: https://iqna.ir/00IJXs @BaazKhaani
حضرت امام خمینی (ره)؛ یک دسته‌ای نصیحت‌‌ ‌‌[می]کنند ما را که شما باید بکنید. این مال ضعفاست؛ این اشخاص ضعیفی که همیشه در‌ دام بوده‌اند یا امثال اینها از این مسائل می‌گویند. لکن ما تازه خارج شدیم از این‌‌ ‌‌دام، دوباره حاضر نیستیم وارد بشویم. ملت ما حاضر نیست به اینکه دوباره در این دام وارد بشود؛ دوباره مستشارهای آمریکا بیایند و هر حکومتی می‌خواهند بکنند. تا حالا ما‌‌ ‌‌را عقب نگه داشتند، بس است این. صحیفه امام جلد 20 ص 272
امام باقر (ع) فرمود: گویا می‌بینم مردمی در مشرق قیام کرده‌اند. حق را طلب می‌کنند، ولی به آنان نمی‌دهند. دوباره حق را می‌طلبند، به آنان داده نمی‌شود. وقتی اوضاع را چنین دیدند، شمشیرهای خود را بر شانه‌ها می‌گذارند، آنگاه حاضر می‌شوند که حق آنان را بدهند، اما آنان دیگر قبول نمی‌کنند. تا اینکه به پا خواسته و آن [حکومت] را جز به مولای شما تحویل نمی‌دهند. منبع: غیبت نعمانی، ج 50، ص273