1_1145674643.mp3
2.63M
•••
ختم گویای نهج البلاغه بخش حکمت ها🌱
حکمت ۱۹۱ تا ۱۹۹
•••
https://eitaa.com/abotorabalhasan
‹ مشکلات دنیایی - اخلاقی ›
« همانا انسان در دنيا تخته نشان تيرهای مرگ است، ثروتی كه دستخوش تاراج مصيبتهاست، با هر جرعه نوشيدنی اندوهی گلوگیر و در هر لقمه ای استخوان شکسته ای قرار دارد و بنده نعمتی به دست نياورد جز آنكه نعمتی از دست بدهد و روزی به عمرش افزوده نمی گردد جز با كم شدن روزی ديگر، پس ما ياران مرگيم و جانهای ما هدف نابودی ها، پس چگونه به ماندن جاودانه اميدوار باشيم؟در حالی كه گذشت شب و روز بنایی را بالا نبرده ،جز آن كه آن را ويران كرده، و به اطراف پراكند. »
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۱
‹ پرهیز از زراندوزی ، اخلاقی، اقتصادی ›
« ای فرزند آدم! آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنی ، برای ديگران اندوخته ای. »
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۲
‹ راه به کار گرفتن قلب، اخلاقی، علمی، تربیتی ›
« دلها را روی آوردن و پشت كردنی است، پس دلها را آنگاه به كار واداريد كه خواهشی دارند و روی آوردنی، زيرا اگر دل را به اجبار به كاری واداری كور می گردد. »
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۳
‹ ضرورت پرهیز از خشم، و انتقام، اخلاقی، اجتماعی ›
« چون خشم گيرم، كی آن را فرونشانم؟ در آن زمان كه قدرت انتقام ندارم؟ كه به من بگويند، (اگر صبر كنی بهتر است.) يا آنگاه كه قدرت انتقام دارم؟ كه به من بگويند: (اگر عفو كنی خوب است.) »
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۴
‹ پرهیز از بخل ورزی، اخلاقی ›
« (در سر راه از كنار زبالهدانی عبور می كرد) و درود خدا بر او فرمود: اين همان است كه بخيلان به آن بخل می ورزند.
(و در روايت ديگري نقل شد كه) اين چيزی است كه ديروز بر سر آن رقابت می كرديد.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۵
‹ عبرت آموزی از إتلاف اموال ، اخلاقی›
« مالی كه نابودی آن تو را پند می دهد، از دست نرفته است.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۶
‹ روش درمان روح، اخلاقی، علمی ›
« اين دلها همانند تن ها خسته می شوند، برای نشاط آن به سخنان تازه حكيمانه روی بياوريد.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۷
‹ ضرورت حکومت، اعتقادی، سیاسی ›
« ( امام وقتی شنيد كه خوارج می گويند، حكومت فقط از آن خداست)فرمود: سخن حقی است كه از آن اراده باطل دارند. »
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۸
‹ نکوهش اُوباش (انسانهای شرور)، اخلاقی، سیاسی ›
« در توصیف جمع اوباش، فرمود: آنان چون گرد هم آيند پيروز شوند، و چون پراكنده شوند سود دهند (از امام پرسيدند چون اوباش گرد هم آيند زيان رسانند را دانستيم، اما چه سودی در پراكندگی آنان است فرمود:) صاحبان كسب و كار، و پيشه وران به كارهای خود باز می گردند، و مردم از تلاش آنان سود برند، بنا به ساختن ساختمان، و بافنده به كارگاه بافندگی، و نانوا به نانوایی روی می آورد.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۹۹
‹ بابحِطّة ›
-
یک زمانی پیر مستی خورد چای روضهات
توبه کرد و گفت: به به! مِی نمینوشم دگر. .