کتابخونه ی بابونه ای:)
خودم نداشتمش ولی الان دیگه خردیمش
جادو به رنگ ابی نقره ای حسش میکنم در پشت مغزم در تمام سرم حسش میکنم اطمینان دارم که وجود دارد در قلبم دارمش مطمعنم روزی شکوفا خواهد شد
این جادوی زیبای ابی نقره ای که در وجود همه ما بزرگ میشود که کلمه ها در وصف او کم می آیند
میتوانم با تمام وجودم در مغزم در ذهنم حسش کنم در تمام کار هایم بدون دیده شدن وجود دارد شاید جادو از مرداب باشد شایدم مرداب و دنیا و جادو یکی باشند
ولی مطمعنم مطمعنم جادو از عشق سر چشمه میگیرد مانند عشق مادر به فرزندانش که تقسیم نمیشود و فقط چند برابر میشود اگر یاد بگیرم که این حس زیبای ابی نقره ای را درک کنم اطمینان دارم که میتوانم از وجودش استفاده کنم
جادو این کلمه ی جادویی
هدایت شده از میگ میگ`
این پیامو فور کنین تا بهتون یه توییت و یه عکس 'بر اساس وایبی که از چنلتون میگیرم' بدم؛
ظرفیت : 30 نفر
از بین این 30 نفر 10 تا 15 همسایه به دلخواه خودم انتخاب میکنم؛
@migmig05
اول اینکه خودم نه دختر بودم و نه پسر و مامان بابام مامان بابام نبودن ولی بودن
بعدش من یه گردنبد داشتم که منو رئیس گرگ ها میکر ولی اون گرگ ها ادمن بودن ولی فیلم بودن بعد جالب اینجاس که توی خوابم فلش بک هم داشتم بعد از یه راه خیلی تند شیب دار دوییدم رفتم پایین به دون اینکه اسیب ببینم و بعد در عرض یک ثانیه دوباره رفتم بالا تو همون قلعه ای که زندگی میکردم
قلعه شبیه قصر السا بود فقط مدل سنگیش
فهمیدین چی گفتم دیگه
شنیدین که میگن اگه میفهمی که داری خواب میبینی نباید به افراد تو خوابت بگی
خب من با دو تا از دختر داییهام (رقیه و ریحانه*خواهر نیستن*)تو یه خونه مهمون بودیم بعد منو ریحانه قبلا اون کلیپ مدگل رو دیده بودیم که میگفت نباید بگیم بعد ریحانه گفت مثلا اینجوری میخوان زل بزنن *سرش برد بالا چشماشو اورد پایین نگام کرد *
بعدش من گفتم که میخوام امتحان کنمش و میدونستم که دارم خواب میبینم ریحانه همونجوری نگام میکرد و رقیه هم انور به کار خودش مشغول بود و اونایی که مهمونشون بودیم هم داشتن میومدن از تو خونه بیرون*ما تو حیاط بودیم * اقا من این جمله رو گفتم (من میدونم که شما تو خواب منین و من دارم خواب میبینم )
بعدش همه یه طور خیلی ترسناکی برگشتن بهم زل زدن و اون لحظه فقط میخواستم که چشم هامو باز کنم ولی نمیشد با اینکه فک کنم یه دیقه بیشتر طول نکشید تا تونستم چشمامو باز کنم ولی خیلی ترسناک بود