eitaa logo
کتابخونه ی بابونه ای:)
114 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
307 ویدیو
8 فایل
به کتابخونه کوچکم خوش اومدین.. برای من و هرکسی که دوست داشت.
مشاهده در ایتا
دانلود
اول اینکه خودم نه دختر بودم و نه پسر و مامان بابام مامان بابام نبودن ولی بودن بعدش من یه گردنبد داشتم که منو رئیس گرگ ها میکر ولی اون گرگ ها ادمن بودن ولی فیلم بودن بعد جالب اینجاس که توی خوابم فلش بک هم داشتم بعد از یه راه خیلی تند شیب دار دوییدم رفتم پایین به دون اینکه اسیب ببینم و بعد در عرض یک ثانیه دوباره رفتم بالا تو همون قلعه ای که زندگی میکردم قلعه شبیه قصر السا بود فقط مدل سنگیش فهمیدین چی گفتم دیگه
بعدش یه خواب دیگه دیدم
شنیدین که میگن اگه میفهمی که داری خواب میبینی نباید به افراد تو خوابت بگی
خب من با دو تا از دختر داییهام (رقیه و ریحانه*خواهر نیستن*)تو یه خونه مهمون بودیم بعد منو ریحانه قبلا اون کلیپ مدگل رو دیده بودیم که میگفت نباید بگیم بعد ریحانه گفت مثلا اینجوری میخوان زل بزنن *سرش برد بالا چشماشو اورد پایین نگام کرد * بعدش من گفتم که میخوام امتحان کنمش و میدونستم که دارم خواب میبینم ریحانه همونجوری نگام میکرد و رقیه هم انور به کار خودش مشغول بود و اونایی که مهمونشون بودیم هم داشتن میومدن از تو خونه بیرون*ما تو حیاط بودیم * اقا من این جمله رو گفتم (من میدونم که شما تو خواب منین و من دارم خواب میبینم ) بعدش همه یه طور خیلی ترسناکی برگشتن بهم زل زدن و اون لحظه فقط میخواستم که چشم هامو باز کنم ولی نمیشد با اینکه فک کنم یه دیقه بیشتر طول نکشید تا تونستم چشمامو باز کنم ولی خیلی ترسناک بود
چرا این گیف معلم زبانمون اینقد رو مخه
چراااا؟؟؟؟؟
فک کنم ۱۰۰ سال پیش بود
من وای فای ندارم که بتونم براتون پست بزارم پس در عوضش گفتم متن بزارم هر وقت هم وای فای در دسترس بود پست میزارم ولی شما لف میدین واقعا چرا؟
و اینکه چرا تا من یه کانال پیدا میکنم که دوسش دارم دیل میزنه