هدایت شده از ماهــی فروشـی♪🐋]
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
˓ ִֶָ ࣪ ᨳ ₊˚ ·˚ ♡⸝⸝ ✦ ᖗ ⊹ ✦ 。°˖ ✧
شب داره بیشتر و بیشتر میدرخشه و اون با چتر قرمز که بالای سرش نگه داشته داره اسم منو صدا میکنه،من میتونم بفهمم اون اسم منه اما چیزی نمیشنوم.
درحالیکه دستهامو باز کردم و میخوام که نیوفتم دستهام رو برای زنده موندن نگه میدارم اما به سمت زمین کشیده میشم و به دنیای شکستگی های بزرگ کشیده میشم،به دنیای زیرینی که تموم جسدهارو درون خودش دفن کرده،زیرزمینی که تموم احساسات مخفی رو قورت داده اما میخنده و من رو هم برای همیشه به دست فراموشی میسپاره،میخواد واقعا من رو بکشه؟اما من همچین چیزی رو نمیخوام.
با سیلی دردناکی که به گونهام میخوره چشمهام رو باز میکنم و اون رو میبینم در حالیکه با اشک و لبخند نگاهم میکنه.
من واقعا زنده موندم!
برای سیتا:https://eitaa.com/Baboonbook
از طرف من:@Gupna20☆