eitaa logo
بچه فیلسوف
109 دنبال‌کننده
34 عکس
0 ویدیو
0 فایل
👌 رسیدن به حقیقت دغدغه هر انسانی است. ما به شما کمک می‌کنیم: زمینه رشد عقلی و معنوی کودک، برای رسیدن به حقیقت را فراهم کنید. ارتباط با ما: @roshdeaghli_tarbiyatemanavi 👌برگزاری کارگاه‌های تربیت عقلی و معنوی کودک برای مربیان و والدین
مشاهده در ایتا
دانلود
لزوم غذای مناسب برای رشد قوای نباتی کودک انسان سه قوه نباتی دارد: غاذیه، منمیه و مولدۀ. او با استفاده از قوه غاذیه اجسام دیگر را شبیه بدن خود می‌کند تا جایگزین اجزای تحلیل رفته شود و در عین حال با استفاده از قوه منمیه بدن خود را در سه بعد طول، عرض و عمق افزایش می‌دهد او این کار را توسط اجسامی انجام می‌دهد که شبیه اجزای مختلف بدن او شده‌اند. همچنین او با استفاده از قوه مولدۀ بخشی از بدن خود را تبدیل به جسم دیگری مانند خویش می‌سازد. روشن است که همه انسان به شکل غریزی مهارت استفاده از این سه قوه را دارند و به همین دلیل نیازی به تعلیم و تربیت کودک برای به‌کارگیری قوای نباتی نیست. به تعبیر دیگر او به شکل ناخودآگاه نحوه استفاده و فعالیت با این قوا را می‌داند. با این حال اگر ما دغدغه رشد عقلی و معنوی کودک خود را داریم نباید از خورد و خوراک او غافل باشیم چرا که غذای پاک و سالم به‌خاطر تاثیر بسیار مهمی که در بقاء و تکامل جسم دارد بستر لازم برای تربیت عقلی و معنوی را فراهم می‌کند. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
بقاء و تکامل کودک در اثر قوای محرکه حیوانی ما دو قوه محرکه حیوانی داریم. قوه باعثه ما را به حرکت خاصی برمی‌انگیزد و قوه فاعله خودش انجام دهنده یک کار است. فاعله که در اعصاب و عضلات است آن‌ها را حرکت می‌دهد مثل حرکت انگشتان، کشیدن و جمع کردن دست، همچنین شل و سفت شدن عضلات. البته کار فاعله وابسته به باعثه است و پس از رویارویی با یک چیز مورد علاقه یا تنفر انجام می‌شود. مثل میل و اشتها به غذای لذیذی که دست و دهان را به خوردن برمی‌انگیزند یا ترس از گرگ وحشتناک منجر به فرار می‌شود. به این ترتیب باعثه (در دو شعبه شهویه و غضبیه) فاعله را به حرکت برمی‌انگیزد تا اعضای بدن به حرکت درآیند. لذا ما خودبه‌خود به‌خاطر لذت از خیر و نافع، یا غلبه بر شر و مضر دست به اقدامات مختلف می‌زنیم. کسی که در صدد رشد عقلی و معنوی کودک یا تربیت فلسفی و عرفانی او است باید توجه داشته باشد: قوای محرکه حیوانی نقش بسیار مهمی در بقاء و تکامل کودک دارند. چرا که او به صورت غریزی و فطری تمایل به اموری دارد که موجب لذت هستند و از هر چیزی که موجب رنج و عذاب باشند اجتناب می‌کند. هر چند کودک نیازی به آموزش برای انجام این کار ندارد اما ممکن است او با اقدام به یک حرکت اشتباه بقاء یا تکامل خود را در معرض خطر قرار دهد لذا باید در سال‌های اول کودک مراقبت بود تا کاری خلاف سلامت جان و بدن خود انجام ندهد. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
لزوم قوای ادراکی حیوانی برای تربیت فلسفی و عرفانی کودک قوای حیوانی انسان دو دسته‌اند مدرکه و محرکه. ما با برخی از قوای مدرکه (یعنی حواس ظاهری) امور خارج از خود و با برخی دیگرشان (یعنی حواس باطنی) امور داخل خود را درک می‌کنیم. حواس ظاهری یعنی بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه. و حواس باطنی یعنی حس مشترک، خیال، واهمه، حافظه و متخیله. با دیدن رنگ و نور، با شنیدن صدا، با چشیدن طعم‌ها، با بوئیدن بو‌ها و با لمس اموری مثل سردی، گرمی، زبری، نرمی، تری و خشکی درک می‌شوند. همه این‌ها اموری بیرون از ما هستند که حس آن‌ها باعث پیدایش امور دیگری در درون ما می‌شود. مثلا وقتی یک بچه گربه از مقابل ما عبور کند با دیدن رنگ و شنیدن صدای آن تصویرش در حس مشترک پدید می‌آید. لذا ما به وسیله خیال تصویر گربه را ذخیر و یادآوری کنیم. حال هنگام رویارویی با گربه برخی از مردم می‌ترسند و برخی دیگر کیف می‌کنند. این حس خوب یا بد در واهمه شکل می‌گیرد و حافظه آن را ذخیره و یادآوری می‌کند. ما با متخیله دست به ترکیب یا تجزیه اموری می‌زنیم که در دو قوه خیال و حافظه هستند. این کار شبیه فکر است زیرا منجر به ادراکی جدید با استفاده از ادراکات پیشین می‌شود. شکل‌گیری و رشد این قوای ادارکی لازمه شروع تربیت فلسفی و عرفانی کودک است لذا پدر و مادر باید مراقب باشند: هیچ یک از اعضای ادراکی بدن کودک دچار آسیب نشود و او با استفاده از همه آنها به درک اشیای پیرامون خود بپردازد. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
آغاز تربیت فلسفی و عرفانی کودک با قوای انسانی او قوای انسانی انسان غیر از قوای حیوانی و نباتی او هستند. قوای نباتی انسان عبارتند از غاذیه، نامیه و مولده؛ قوای حیوانی او نیز باعثه، محرکه، حواس ظاهری و باطنی هستند. همانطور که از نام قوای انسانی پیداست، این قوا مختص بوده و در هیچ یک از گیاهان و حیوانات یافت نمی‌شود. فلاسفه و حکما قوای نفس ناطقه انسانی را به دو دسته عامله و عالمه تقسیم کرده و هر دو را با عنوان عقل تعریف می‌کنند. آن‌ها معتقدند نفس انسانی به‌خاطر ارتباط با مافوق و مادون خود دو قوه دارد که با یکی رابطه خود با مادون، و با دیگری رابطه خود با مافوق را برقرار و تنظیم می‌کند. به این ترتیب ما انسانها از عقل عملی برای ارتباط با بدن و تدبیر آن استفاده می‌کنیم ولی عقل نظری را برای ارتباط با مبادی عالیه و دریافت آگاهی از آن‌ها به کار می‌گیریم. لذا نفس انسانی ما محل تولد اخلاق و علوم می‌شود چرا که از یک طرف موثر بر مادون و از طرف دیگر متاثر از مافوق است. بر این اساس چون عقلانیت و معنویت با قوای نباتی و حیوانی بیگانه است ولی ارتباطی مستقیم با قوای انسانی دارد تربیت فلسفی و عرفانی کودک باید با تمرکز بر قوای نفس ناطقه او آغاز شود. خیلی فلسفی شد🤦‍♂️ ما بنا داریم مطالب رو با توضیحات کوتاه بیان کنیم. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
اگر دغدغه تربیت کودک داریم نباید از عقل عملی او غفلت کنیم عقل عملی قوه‌ای است که (با درک و اندیشه مربوط به افعال و کردار انسانی) منشاء حرکت بدن می‌شود. این قوه هیچ‌گاه نباید تحت تاثیر قوای حیوانی قرار گیرد بلکه همیشه باید بر آن‌ها مسلط باشد. زیرا اعمال و رفتاری که با حرکت بدن انجام می‌شوند به تدریج تبدیل به اخلاق و ملکات می‌گردند. حال اگر عقل عملی کودک بر قوای حیوانی او مسلط باشد در اثر حرکات بدن و اعمالی که انجام می‌شوند کودک داری اخلاق فاضله می‌شود ولی اگر عقل عملی کودک تحت تاثیر قوای حیوانی او باشد در اثر حرکات بدن و اعمالی که انجام می‌شوند کودک دارای اخلاق رذیله می‌شود. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
زمان آمادگی کودک برای یادگیری فلسفه عقل نظری یکی از قوای نفس ناطقه انسانی است. کودک با استفاده از این قوه امور عقلی را می‌فهمد. با توجه به نسبت بین عقل و اداراکاتش می‌توان گفت: عقل یا چیزی را یافته و درک کرده است یا امکان یافتن و درک آن را دارد. لذا باید بدانیم عقل کودک یک چیز و اموری که او آنها را با عقل خود درک می‌کند چیزی دیگر هستند. به همین دلیل ممکن است کودک امکان درک دلفین را داشته باشد ولی هنوز آن را درک نکرده باشد. از این‌رو کودک در دو وضعیت قرار می‌گیرد چرا که یا عقل او چیزی را درک کرده است و یا اینکه هنوز آن را درک نکرده ولی استعداد درکش را دارد. حال چون برخی چیزهایی که او درک می‌کند ساده و بدیهی اما برخی چیزهای دیگر سخت و نظری هستند رشد و تکامل عقل نظری کودک در چهار سطح یا مرحله انجام می‌شود. در مرحله اول عقل کودک هیچ ادراکی ندارد. او با یادگیری مفاهیم و مطالب ساده به مرحله دوم عقل می‌رسد و به همین دلیل آماده یادگیری مطالب سخت و دشوار می‌شود لذا با یادگیری آن‌ها در سومین مرحله عقل قرار می‌گیرد تا به تدریج به دانای کل شده و چهارمین مرحله عقل پدیدار شود. فلسفه یکی از دانستی‌های سخت و دشوار است. به همین دلیل زمان آموزش آن به کودک، هنگامی است که عقل او اولین مرحله رشد را پشت سر گذاشته باشد و حداقل در دومین مرحله رشد باشد یعنی بتواند مطالب ساده و بدیهی را درک کند که این همان زمان آغاز آموزش‌های رسمی به کودک (یعنی هفت سالگی) است. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
کودک به‌خاطر داشتن اراده و اختیار در رشد و تکامل خود دخالت دارد نطفه طی مراحل مختلفی (توسط قوای نباتی) تبدیل به کودک می‌شود. کودکی که در تبدیل نطفه به خود هیچ اراده و اختیاری نداشت پس از تولد با اراده و اختیار (توسط قوای حیوانی و انسانی) به دنبال بقاء و تکامل خویش برمی‌آید. به همین دلیل اگر تغذیه و رشد در شکم مادر بدون اراده‌ و اختیار کودک یا به صورت خودبه‌خود و طبیعی اتفاق می‌افتاد پس از تولد با اراده او انجام می‌شود چرا که کودک با جست‌وجو، انتخاب و خوردن غذای مناسب رشد می‌کند. به این ترتیب وجود اراده و اختیار بستر رشد و تکامل کودک است. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
رشد ادراکی کودک در اثر پیدایش قوای نباتی، حیوانی و انسانی اگر دغدغه تعلیم و تربیت کودک داریم نباید از ترتیب پیدایش قوای ادراکی و ارتباط آن‌ها با یکدیگر غافل شویم و باید بدانیم: اول قوای نباتی، بعد قوای حیوانی و نهایتا قوای انسانی پدید می‌آیند، به همین دلیل کودک نخست به مهارت حس، سپس به مهارت تخیل و در نهایت به مهارت تفکر دست می‌یابد. لذا می‌توان گفت قوا و ادراک کودک به شکل مشخصی از ضعف و کمال می‌رسند. چرا که کودک در مرحله اول: حیات نباتی، در مرحله دوم: حیات حیوانی، و در مرحله سوم: حیات انسانی دارد و از این‌رو به تدریج رشد می‌کند. یعنی حسی که کودک در اثر قوای نباتی خود دارد به تدریج به تخیل می‌رسد و این خیالی که کودک توسط قوای حیوانی خود انجام می‌دهد به تدریج به تعقلی می‌انجامد که معلول قوای انسانی او است. بر این اساس کودک اول به مهارت حس، بعد به مهارت خیال و سپس به مهارت عقل می‌رسد زیرا اول قوای نباتی، بعد قوای حیوانی و در آخر قوای انسانی او شکل می‌گیرند. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
عدد چیست؟ چیزی شبیه «دو» یا «۱۴۰۰» که در یک متن یا روی تابلو دیده می‌شود یا شاید هم از کسی شنیده می‌شود؟ جالب است که دیدنی فقط رنگ و نور است یا شنیدنی چیزی جز صدا نیست با این حال ما از چیزی که خوانده یا شنیده‌ می‌شود عدد می‌فهمیم. آیا تا به حال درباره عدد فکر کرده‌اید؟ آیا می‌دانید به چه چیزی عدد می‌گویند؟ ساده و خلاصه: عدد یک مقدار است و به همین دلیل مستقیما دیده یا درک نمی‌شود. یعنی باید شیء متعددی مثل پنج سیب، سه کاغذ، هفت آدم و شش درخت باشد تا ما در اثر دیدن آن با عدد روبه‌رو شویم. پس ما بدون سیب و کاغذ با اعداد سه و پنج مواجه نمی‌شویم زیرا این اعداد وابسته به سیب و کاغذ هستند و بدون آن‌ها اصلا پدید نمی‌آیند. به همین دلیل همه پدر و مادرها آموزش عدد به کودک را با توجه به انگشتان، بینی، چشم، خوراکی و اسباب‌بازی او آغاز می‌کنند اما چرا وقتی از کسی بپرسیم عدد چیست؟ او در پاسخ: نام اعداد را می‌گوید یا به نوشته آن‌ها اشاره می‌کند؟ | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
لزوم تغییر هدف برای آموزش فلسفه به کودکان همان‌طور که ما برای انجام هر کار هدف مشخصی داریم در آموزش فلسفه به کودکان هم باید به دنبال هدف خاصی باشیم. مسلما هدف اصلی یا کلی در آموزش فلسفه به کودکان "یادگیری آنها" است. این هدف خیلی دشوار است و به راحتی حاصل نمی‌شود. چرا که سختی فلسفه و آموزش آن رسیدن به این هدف را به چالش می‌کشد. پس اگر ما به دنبال "یادگیری کودک" هستیم، اول باید "اقدام به آموزش" کنیم و بر همین مبنا هدف را از یادگیری به آموزش تغییر دهیم. لذا هدف نباید یادگیری باشد بلکه باید آموزش باشد. به تعبیر دیگر ما نباید به دنبال اتفاقی باشیم که در ذهن کودک یا درون او می‌افتد بلکه باید به دنبال انجام اقدام لازم برای آن اتفاق باشیم. به این ترتیب چون یادگیری معلول آموزش است در اثر آموزش فلسفه به کودک، حتما او آن را یاد می‌گیرد. پس اگر آرزوی فیلسوف شدن کودک را داریم باید بدون اصراری بر یادگیری او، فقط متمرکز بر آموزش خود باشیم تا اسباب و شرایط لازم برای یادگیری او را به درستی فراهم کنیم. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
دیدنی‌ها ما برخی چیزها را می‌دانیم در حالی که واقعا آن‌ها را نمی‌دانیم. خیلی واضح است ما یکدیگر را می‌بینیم، در و دیوار را می‌بینیم، خورشید و ماه را می‌بینیم، پس همه ما می‌دانیم چه چیزهایی را می‌بینیم یا چه چیزهایی دیدنی هستند. اما مساله این است که ما واقعا هیچ کدام از یکدیگر، خورشید و ماه یا در و دیوار را نمی‌بینیم. زیرا چشم در هنگام مواجهه با هر یک از این‌ها فقط و فقط رنگ و نور را درک می‌کند. یعنی وقتی کنار دریا ایستاده‌ و به آب و آسمان نگاه می‌کنیم. چشم ما رنگ آب و آسمان را درک می‌کند. در اثر این ادراک تصاویری در صفحه ذهن ما پدید آمده و منجر به دیدن دریا و آسمان می‌شود. پس در حالی که ما با دیدن نور و رنگ‌های مختلف، پی به اشیاء اطراف خود می‌بریم گمان می‌کنیم که با چشم خود آن‌ها را می‌بینیم. حال چون فلسفه دانشی برای رسیدن به واقعیت و درک آن است کودکان در اثر آموزش فلسفه متوجه می‌شوند: دیدن نور و رنگ‌های مختلف باعث درک اشیاء اطراف می‌شود. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb
مفهوم حرکت حرکت یک مفهوم فلسفی و به معنای تحول تدریجی است. معمولا درک این مفهوم با مشاهده جابه‌جایی اشیاء از یک نقطه به نقطه دیگر آغاز می‌شود. وقتی کودک حرکت یک مورچه را دنبال می‌کند و از دویدن گربه یا پرواز گنجشک متعجب و ذوق زده می‌شود حرکت را یافته است. هر چند این اتفاق در همان دو سال اول تولد رخ می‌دهد اما بدانیم که وجود چنین ادراکی در کودک به معنای درک کامل حرکت نیست. چرا که طی آن کودک فقط یک نوع حرکت (یعنی تغییر مکانی) را درک کرده و باید پس از درک انواع دیگر آن به یک مفهوم درست دست‌یابد. یعنی وقتی کودک علاوه بر تغییر مکان، تغییر کمیت و کیفیت‌های مختلف (مثل قد و رنگ) را درک کرد و به تدریج متوجه تغییر ذات و جوهر اشیاء شد (مثل دیدن تبدیل تخم‌مرغ به جوجه، یا تبدیل شکوفه روی درخت به میوه) معنای اولیه‌ای را درک کرده بود توسعه می‌دهد. پس برای آموزش مفهوم حرکت به کودک باید او را با انواع مختلف تغییر روبه‌رو کرد. | عضو شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/3642426069C6fe0ed31bb