eitaa logo
-بَند ِاُو🌼؛
204 دنبال‌کننده
862 عکس
892 ویدیو
3 فایل
- هو‌الباقی ° بنده ؛ اوست آن که در بند اوست . . آمدم‌‌پیش تو با این همه اندوه ، ولی چه‌‌ غمی هست که پیش تو به پایان نرسد !؟ من؟ | مشتاق پرواز با تو : ) ! @H_33_3 الحمدالله‌که‌نوکرتم الحمدلله‌که‌مادرمی . .
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب وسط روضه یه دختر بچه‌ای هی میومد دم گوش خانوما میگفت : خانم آب میخواید براتون بیارم آب میخواید براتون بیارم ؟! وقتی خانوما میگفتن آره ، با یه ذوقی میگفت چش میدویید با دستای کوچولوش دوتا دوتا آب می‌آورد . . منتظر بودم بیاد پیش من ، سوالی که از همه میپرسید و پرسید منم بهش گفتم خسته نمیشی برام بیار ‌. رفت و برگشت لیوان آبو گرفت سمتم گفتم دخترم چرا برای خانوما آب میاری ؟! گفت آخه میدونید خانوما اینجا برای امام حسین خسته میشن ، تشنه شون میشه ، براشون آب میارم خستگی‌شون بره ! لیوانو از دستش گرفتم سرشو بوسیدم و در گوشش گفتم : کاش کربلا بودی برای امام حسین آب می‌بردی عزیزم :)) آخه آقای ماهم خیلی خسته شده بود . . دورت بگردم با همون خستگیت و جراحاتت تو گودال با رب العالمینت مناجات میکردی و برای امتت‌ دعا میکردی . .
داره میره پسره لیلای کربلا . .
حاج‌مهدی رسولیحاج‌مهدی_رسولی_موندی_غریب_و_بی‌پناه_یاجدا_.mp3
زمان: حجم: 16.2M
وای وای وای ... برید خیمه هارو غارت کنید که دیگه صاحب نداره . . یا جدا یا جدا ! تروخدا اینو به غیر امروز گوش ندید .
حاج مهدی رسولی1_5997066333.mp3
زمان: حجم: 3.1M
علی العباس واویلا حسین تنهاست واویلا.
وقتی‌قرآن‌میشنوم‌یعنی : اذا وقعت الواقعه... تمام شد! آقای ما شهید شد..
روز عاشورا خیلی به امام حسین می‌گفتن بُغضاً لأبيك؛ ینی از بغض و نفرت بابات علی می‌زنیمت.. امروز زیاد به امام حسین بگیم: حُبّاً لِأبیک ، از محبت پدرت علی، امروز اومدیم برات :))
غروب شد خورشید نشست شمر ولی از تنت پا نشد ‌..!
زمان: حجم: 199.4K
مغرب همه باهم برای تسلای دل آقا اذان دادن ، جای علی اکبرت خالی عمه جان‌..
امشب یکی از خانوما بدحال شد ، همه هیئت دورش جمع شدن . یکی آب قند داد ، یکی خرما داد، یکی شکلات داد یکی شونه هاشو ماساژ میداد . یکی از خانوما گفت : از خستگیه‌ ! از صبح زود اینجاییم ، نخوابیدیم‌ . برو یه چیزی بخور و یکم بخواب .. آره ! امشب روضه خون و گریه کن و سینه زن و همه و همه خستن ؛ اما الان همه خونه هاشون استراحت میکنن ! آخ بمیریم برای عمه سادات که از همه خسته تره و تازه مصائبش‌ آغاز شده . ‌. اما دمی به رو نمییاره ! مگر لحظه ای بچه ها خستگیشو ببینن و بیتاب تر بشن .. آخه الان تنها تکیه گاهشون عمشونه ..