🌱مادرم همیشه می گفت:
نذار یه غم ، هزار تا نعمت رو از یادت ببره
خدایا برای همه نعمتها شکر
#حال_خوب
✿══بانوی خاوران ══✿
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کدبانو😉
اگر دنبال صبحونه سنتی و مقوی هستی این خود خودش دوشاب یومورتا😍💯
مواد لازم :
◗ پودر گردو ۲ قاشق
◗ کنجد ۱ قاشق سر پر
◗ دوشاب ۱/۴ لیوان
◗ روغن حیوانی و یا کره ۱ قاشق پر
◗ کمی پودر نارگیل
#صبحونه_سنتی_مقوی
✿══بانوی خاوران ══✿
.
🔸 آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم!
📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر)
تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده میشدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهدا -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار میکرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ میشد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد میرفتیم.
ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو میگرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرفهای یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمیتوانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمیتونم برای کسی که نمیبینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من.
- خب برو ببین خدا کیه!
- از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو میشناسید برام بگید تا بشناسم.
پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد.
- حاج آقا، مگر مسجد نمیروید؟ دیر میشود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا.
- میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم.
مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمدهاند احیا چه میشود؟ نمیتوانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!».
پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش میکنم».
شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که میشنید را باور نمیکرد.
پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من میرود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه میمانم. میخواهیم تا صبح حرف بزنیم».
نمیدانستم چه باید بگویم. از این که بیموقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمیشد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد.
تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوشرویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟»
حالا که برمیگردم و به زندگیام نگاه میکنم، میبینم تمام روزها و لحظههای زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است.
📖 منبع: کتاب «من فاخرهام»؛ پدرانههای تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایتهای فاطمه حائری شیرازی از پدر)
❌تلاش مذبوحانه شریفی زارچی برای سوریهسازی ایران
🔹در بحران سوریه یکی از دلایل اجماع جهانی بر روی سوریه، دروغ به کارگیری سلاح شیمیایی علیه معترضان بود.
🔹حالا این خائن مزدور به زبان انگلیسی نوشته ایران سلاح شیمیایی علیه معترضان استفاده کرده است!
✿══بانوی خاوران ══✿
بیچارگی انسان
از وقتی شروع میشود که
آرام آرام فکر کند خیلی میداند!
_شیخجعفرناصری
✿══بانوی خاوران ══✿
مجتبی رمضانیحال خوب.mp3
زمان:
حجم:
13.7M
هر کسی تو زندگیش یه جوری
با امام حسین میونه داره❤️🩹
🎤 #مجتبیرمضانی
«مَن يَخافُ اللَّيلُ و أَنت القمر...»
کی میتونه از شب بترسه وقتی ماه تویی...؟
#علمدار
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مولودی هلهله مبروک😍
ویژه تولد ماه بنی هاشم🥰
خیلی شاد و قشنگه؛حتما ببینید ولذت ببرید☺️
🔰این روزها نبض شهر گرفتنیست ...
نبض خانواده، نبض دختر و پسر نوجوان و جوان، نبض مادر خانواده، نبض پدر خانواده حتی نبض مادربزرگ و پدربزرگ ها،عمه و عموها، دایی و خاله ها.
🤒بعضی جاها نبض به قدری تند است،حرارت به قدری بالاست که ما را به تشخیص فوری بیماری وادار می کند.
⚠️ تشخیصات مختلفند، اما همه معتقدند که این نبض تند روی التهاب اقتصادی سوار شده. اما مگر می شود این التهاب اقتصادی، #عاطفه_انسانی را از بین ببرد، آن هم در خانواده ایرانی. اگر آمارها میگفت همه فتنه گران غیر ایرانی بودند بیشتر باورم میشد،اما در این صحنه، ایرانی هم بود،درصدش هم کم نبود.
وقتی صحنه ها را می دیدیم،عده ای اصلا انگار از ازل عاطفه ای نداشتن. نوع کنش های فتنه گران دختر و پسر نوجوان و جوانمان، نشان از بی عاطفگی سرشار این ها، بالاخص پسرانمان داشت.
☠بعضی ها میگویند نوعی مسخ شدگی در فتنه گران می دیدیم، اما سوال این جاست که چرا این افراد مسخ شدند؟ ...
این هیجان زدگی ،خامی ،مسخ شدگی ...همه به یک نقطه عمیق اشاره می کنند، به نقطه خلأ عاطفی،بلکه عقده عاطفی.
⁉️این خلأ و عقده عاطفی در کجا؟! در #خانواده_ایرانی... خانواده ایرانی که، خانواده مثال زدنی در دنیا بود، خانواده ای که عریض و طویل بود و در این خانواده بزرگ، همه دل ها برای هم می تپید، دل خانواده ایرانی تاب نمیآورد که یکی از اعضایش مریض شود، حتی اگر با هم مشکلی داشتند به قول خودشان، گوشت هم را میخوردند، اما استخوان هم را دور نمی انداختند. اما امروز ما را چه شده است که از قداره کشیدن یک جوان جلوی نفر دیگر حمایت می کنیم و صحنه های سخت تر از این، که از بس مرور کردیم قلبمان دیگر تاب ندارد...
📣ایرانی عزیز ،ایرانی جان، اگر همت کنیم دوباره با دست در دست هم، اصالت و عاطفه را به همه خانواده های ایرانی،این بار با شدت بیشتر، برگردانیم. این بار اما تربیت عاطفی پسران را هم در دستور کار خود قرار دهیم.
خانواده اصیل و پرعاطفه ایرانی حقش بالاتر از این هاست، او نماد تمدن اصیل است.
ایرانی جان بیا از این عطوفت و اصالت به قیمت نان نگذریم....
#تربیت_عاطفی
🖍هدی صادق زادگان
💠راه سوم
✿══بانوی خاوران ══✿