هدایت شده از The Pale Baroness
- روباه
این حیوان نمادِ زیرکیه. اون معمولا بدون درگیری مستقیم، با نقشه و فریب به هدفش میرسه. روباه زیباست، اون حتی با اینکه چنین هدفی نداره، زیباییاش دیگران رو جذبش می کنه. در نظر من اون فقط به شکار علاقه نداره، اون دوست داره با شکارش بازی کنه و این ویژگیِ که من رو یاد تو میاندازه.
- تله گذاری
همونطور که گفتم، روباه بدون درگیری مستقیم به هدفش میرسه. روباه دشمن های کمی نداره، پس همیشه باید آمادگیِ کمین هاشون رو داشته باشه. ولی نمیتونه همیشه آمادهی جنگیدن باشه، پس، ساده ترین راه چیه؟ اون شکارچی هارو، تبدیل به شکار کنه. و یا گولشون بزنه تا خودش به راحتی راهی برای فرار پیدا کنه.
- فاصله گرفتن
روباه موجودی کاملا اجتماعی نیست. رابطهی اون با انسانها همراه با ارتباطِ مستقیم نیست. برای انسان معنایی نداره که روباه رو اهلی کنه، برای روباه هم معنایی نداره به انسان به چشمِ صاحب بنگره. روباهِ که ترجیح میده در مکانی وقت بگذرونه که به اون معنا میده. اون معنا رو هر موجود ساده ای درک نمیکنه، شاید حتی متوجه اش هم نشه. درکِ قویِ روباه، نشان برتری اونئه که موجب شده نه با انسان وارد درگیری بشه نه اجازه بده انسان به قلمروش تجاوز کنه.
هدایت شده از The Pale Baroness
- طاووس
این حیوان نمادِ خودباوری، غرور و نمایشِ هویته. برای این حیوان تفاوتی نداره که نگاهِ قاضی به دنبالشه یا خیر، اون به عمد زیبایی هاشو به نمایش میذاره. طاووس مرزی میان غرورِ سالم و غرورِ افراطیئه و این در نظر من سایه ای از توئه.
- اغوا
طاووس حیوانِ اثر گذاشتنه. زیباییِ اون، چیزیه که از اون محافظت میکنه. برای طاووس غیرممکن نیست که حتی شکارچیان هم، آنقدر محوِ تماشایش بشن که شکار کردن رو فراموش کنن و تا ابد به این زیبایی نگاه کنن.
- دوستانه
انسان ها خوب می تونن زیبایی هارو بشناسن، تحسین کنن و به نمایش بگذارن. چیزی که به طاووس فرصت اینو میده که بیشتر دیده بشه، دوستِ طاووسه.
هدایت شده از The Pale Baroness
- دلفین
به نوعی نمادِ بازیگوشی، هوش و روح آزاد هستن. دلفین ها آزادنه و حتی بی هدف در آب ها می چرخن و بازی میکنن، با وجود هوشی که دارن، سعی در جدیت ندارن. ماجراجو ان، به دنبال هیجانن و به همین دلیل زود حوصله شون سر میره. ویژگی دیگری ام وجود داره، اجتماعی بودن اونهاست و به قطع این من رو یاد تو میاندازه.
- فرار
دلفین موجودی وابسته نیست. براش سخت نیست مکانی که در اون امنیت نخواهد داشت رو ترک کنه و به آب های آزاد تر برسه. اون باهوشه، پس منطقی ترین تصمیم چیزیه که بیشتر از همه به نفعشه و با تواناییاش سازگاره، پس مهاجرت رو انتخاب می کنه.
- کنجکاوِ نسبت به انسان
دلفین ها متوجه تفاوت دنیای انسان ها با دنیای خودشون میشن. این چیزیه که باعث میشه برای بیشتر فهمیدن تلاش کنن. اگرچه در نهایت دلفین و انسان در کنار هم قرار نخواهند گرفت، چون روحِ آزاد دلفین اهلی نمیشه.
هدایت شده از The Pale Baroness
- قوی سیاه
نمادِ ظرافت و وحشت. متفاوت و کمی مرموز بنظر میرسه؛ چون جذب چیزهای معمولی نمیشه. حرکاتی هماهنگ و حساب شده داره؛ انگار که میفهمه تماشاگرش میخواد چی ببینه. بدین سبب حضورش بیشتر از وحشت آمیز؛ الهام بخشه. چون طبق روحیات تماشاگر ردی از خودش به جای می گذاره. حضورِ اون، حتی بدون این که تلاشی کنه کاملا یادآورِ هنره. بی شک این من رو یاد تویی که روحت رنگ شده از هنره و خونه؛ می اندازه.
- حمله به دشمن
لطافت اون به معنیِ آسیب پذیری اش نیست. اون با این که زیباست؛ یک حیوان وحشیه. جفت و جوجه هاش براش مهم ترین چیزه؛ پس کوچکترین احساس خطر برای خانواده و خودش، روحیه تهاجمی اون رو آشکار می سازه.
- سازگار
قوی سیاه آنقدر زیباست که انسانی جرعت آسیب زدن به اون رو نداشته باشه، مگر این که طمع کنه و آنموقع قوی سیاه آنقدر وحشیه که انسانی توانایی مقابله باهاش رو نداشته باشه. بنابراین اون؛ موجودی دست نیافتنیه. اون شاید گاهی زیادی درون خودش فرو بره؛ فاصله گرفتن رو به جای توضیح دادن انتخاب کنه، اما در نهایت با تمام تفاوت و احساسات عمیقاش پذیرفته می شه.
هدایت شده از The Pale Baroness
- گربهی سیاه
نمادی از استقلال، شهود، جذابیت و رازهای درونیاشه. اون با شب و تاریکی ها پیوند خورده، بدین معنا که از چیزهای تازه و دیده نشده هراسی نداره، در سکوت راحت تر و دیدِ شبش بهش اجازه دیدن چیزهایی رو میده که دیگران نمیبینن. به گونه ای بین دنیای شناخته ها و ناشناخته ها قدم می زنه. شاید یکی از شناخته ها این جهان و ناشناخته ها مرگ ئه و این چیزیه که من رو یاد تو می اندازه.
- دفاع و جنگِ هوشمندانه
گربهی سیاه معمولاً سریع تصمیم نمیگیره که حمله کنه، اون فاصله؛ حرکات و انواع راه هارو میسنجه. بازیِ اون طبق نقشه های ذهنش پیش میره. اگر اون مجبور به هشدار و یا حمله بشه، بازهم توانایی و آمادگی اش رو داره؛ چون برای مقابله برای هرگونه شرایطی فقط کافیه تصمیم بگیره با چه چیزی راحت تره.
- همانندِ آینه
گربهی سیاه نماد موجودیست که خودش رو به هر کسی نمیده. به نوعی هرآنچه که بهش نشان داده بشه رو نشون میده. آدمها جذب گربهی سیاه می شن، چون ساخته شده از بعد های متضاد یکدیگره. ولی گربهی سیاه درش رایجه که زیادی خودش رو پنهان کنه، سخت اعتماد کنه، احساساتش رو مستقیم نشان نده. اون هرکسی رو وارد دنیاش نمیکنه، بنابراین با وجود اینکه گربهی سیاه رفتاری همانند آینه با دیگران داره؛ اون ها ممکنه حس کنن فاصله میانشون خیلی زیاده.
هدایت شده از The Pale Baroness
- پلنگ سیاه
نماد غرور، رنج و وفاداریِ پنهان. اون ظاهری کاملا معمولی ولی درونی خطرناک داره. این تضادِ میان چیزیه که وجود داره و چیزیه که بنظر میرسه؛ بنابراین این حرکات اون رو برای دیگران غیرقابل پیشبینی می کنه. شکار اون برای لذت از پاره کردن گوشت نیست، برای بقاست. اون مستقله؛ ولی وقتی ارتباط با کسی رو واقعا بپذیره بهش بشدت اهمیت می ده و این چیزیه که من رو یاد تو میاندازه
- جنگ و خونریزی
پلنگ ها معمولا تنها زندگی میکنن، قلمروی اونها اولین جاییِ که درش احساس امنیت میکنن. پلنگ ها شخصیتی دارن که به کسی وابسته نیست؛ ضعف رو نشون نمیده و ترجیح میده همه چیز رو درون خودش بریزه. این باعث میشه احساسات براش بی نهایت ارزشمند باشن بنابراین، احساس امنيتاش چیزی می شه که با تمام توانایی ازش محافظت می کنه.
- خمصانه ولی با استثنا
پلنگ سیاه به هرکسی نزدیک نمی شه. خوی وحشی اون بهش این امکان رو میده هرکسی ام به اون نزدیک نشه و آرامش تنها بودنش رو برهم نزنه. ولی اگر به کسی نزدیک بشه؛ اگر به کسی اعتماد کنه قطعا عمیق ترین رابطه اش رو تجربه میکنه و همیشه در تلاش به اون فرد کمترین آسیب رو بزنه.