eitaa logo
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
879 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
76 فایل
#مرجع_رسمی اخبار و اقدامات سازمان بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های #نیشابور#زبرخان#میانجلگه با حضور ستایشگران، مداحان، شاعران آیینی، مجمع الذاکرین و هیئات شاخص شهرستانی 🍃🍂🍃🍂🍃🍂 ارتباطات کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
به طور کلی کف زدن فی نفسه به نحو متعارف در جشن‌های اعیاد یا برای تشویق و تأیید و مانند آن اشکال ندارد ولی بهتر است فضای مجالس دینی به خصوص مراسمی که در مساجد و حسینیه‌ها و نمازخانه‌ها برگزار می شود، به ذکر صلوات و تکبیر معطّر گردد تا انسان به ثواب آن‌ها برسد. به کانال بزرگ بسیج و کانون مداحان نیشابور بپیوندید.👇 https://eitaa.com/Basijmd
آنهایی که در خانه‌‏های مجلل، راحت و بی‏درد آرمیده اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصیبت‌های جانفرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنه ‏های محروم، تنها ناظر حوادث بوده ‏اند... نباید به مسئولیت‌های کلیدی تکیه کنند، که اگر به آنجا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یک‌شبه بفروشند. صحیفه امام؛ ج20؛ ص333 | پیام به مسلمانان ایران و جهان؛ 6 مرداد 1366
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
زمزمه شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام زندان رواق روشنی شد غرق نورت دیوارها نمناک از شرم حضورت دهلیزها مَستند هنگام عبورت زنجیر تسبیحی به دستانِ صبورت این بند‌ها در بند زلف دل‌پذیرت موسای دربندی و هارون‌ها اسیرت یوسف که ترس از تنگی زندان ندارد جان جهان است او غم کنعان ندارد سیمرغ عاشق فکر آب و نان ندارد زندان توان بستن مردان ندارد عاشق دلش دریاست حتّی کنج زندان تصویری از دنیاست حتّی کنج زندان ای هفت دریا خیره در پهنای صبرت هفت آسمان یک برکه در دریای صبرت ای هفت شهر عشق در معنایِ صبرت زانو زدن ایّوب‌ها در پای صبرت آقا به این حجم بلا عادت ندارم باید بگویم شاعرم طاقت ندارم آقا به این حجم بلا عادت ندارم باید بگویم داکرم طاقت ندارم سنگی شلّاق و آن بازو خدایا زنجیر بر آن قامت دل‌جو خدایا چنگال زندان‌بان و آن گیسو خدایا خون و شکست تاب آن ابرو خدایا هرچند در دستان او جام بلا بود از تشنگی یک ریز یاد کربلا بود معصومه دلتنگ است چشمانش به راه است فهمیده‌اند انگار یوسف بی گناه است بر صودتش امّا چرا ردّی سیاه است پایان این قصّه گمانم اشتباه است یوسف می‌آید روی تابوت است امّا از اشک یاران دجله مبهوت است امّا موسای ما از طور سینا بی عصا رفت تخت سلیمان باز با باد صبا رفت این روح روی موجی از اشک و دعا رفت تا پر کشید اوّل دلش پیش رضا رفت بی او اگرچه عشق مشکی پوش می‌شد نور خدا بود او مگر خاموش می‌شد در بند بود و عالَمی در بند اویند سادات جمله نوری از پیوند اویند شه‌زادگان اینجا همه فرزند اویند هرگوشه فرزندان دانشمند اویند وامی‌کند بر روی ما بن‌بست‌ها را باب الحوائج شد بگیرد دست ما را گریه زیاد کردم، روضه زیاد خوندم پشت سرت خیلی و ان یکاد خوندم و ان یکاد الّذین کفروا نیزه فرو شد به تنت و ان یکاد الّذین کفروا خودت بگو از کفنت جلوی نامحرما معذّیم من زینبم خواهر تو جلوی نامحرما معذّبم چی بگم از حنجر تو جلوی نامحرما معذّبم چی بگم از دختر تو حسین وای وای وای هر بلایی سرم آمد کفنم دست نخورد وقت تشییع تنم پیرهنم دست نخورد لب من غرق به خون بود ولی حرف زدم چون که ترکیب لبان و دهنم دست نخورد حسین یارالی حسین به کانال بزرگ بسیج و کانون مداحان نیشابور بپیوندید.👇 https://eitaa.com/Basijmd
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
روضه شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام زیر بار کینه پرپر شد ولی نفرین نکرد در قفس ماند و کبوتر شد ولی نفرین نکرد هرچه آن صیاد ها را صید خود کرد شکار روزی‌اش یک دام دیگر شد ولی نفرین نکرد 2 روزه‌ی غم، سجده‌ی غم، شُکرغم، افطار غم زندگی با غم برابر شد ولی نفرین نکرد وای اگر نفرین کند دنیا جهنم می‌شود از جهنم وضع بدتر شد ولی نفرین نکرد وقت افطار آمد و دیدم که خرماها چطور یک به یک درسینه خنجر شد ولی نفرین نکرد قاتل حیا کن چشم مولا نیمه باز است فرصت بده این آخرین راز و نیاز است نا محرمان را .... به کانال بزرگ بسیج و کانون مداحان نیشابور بپیوندید.👇 https://eitaa.com/Basijmd
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
نوحه شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام پشت میله‌ی زندونم روز و شب خدا حیرونم اشهدم رو هی می‌خونم دوباره رفتم از حال امون از این سیاهچال یه روز شبیه کوچست یه روز شبیه گودال دستِ بزن داره ملاقاتی من😭 خیلی دلم رو می‌شکنه با حرفایی که میزنه خلصنی یا الهی الهی الهی بی قرارم و غم دارم روضه با دعا شد کارم سیلی یه فقط افطارم تنم رو توی زنجیر با زخمایی که داره چهار تا غلام می‌آرن به روی تخته پاره دیگه رضا همراه معصومه بیا واسه غسل و کفنم جونی نمونده تو تنم خلصنی یا الهی الهی الهی روضه دارم و دلگیرم زخمیه غل و زنجیرم یا حسین میگم می‌میرم سه روز رو جسر بغداد می‌مونه پیکر من نه بی‌کفن میشه نه رو نی میره سرمن از تن من غارت نشد پیرهن من کسی نزد خواهرمو نبردن انگشترمو حسین بی سرو سامان تو ام یا حسین 6 دست به دامان تو ام 6 حسین به کانال بزرگ بسیج و کانون مداحان نیشابور بپیوندید.👇 https://eitaa.com/Basijmd