باهاشون راحت بودم
اهل تَکَلُّف و بگیر و ببند نبودن
ساده و بی ریا
فضا و حال و هوای خونه ، نشون از این میداد که مجلس ، مثل همیشه مجلس روضه نیست!
رنگ لباسا و شیرینی و ..
البته اونروزا هنوز حال و هوای عید غدیر بود ولی من برا مجلس روضه دعوت شده بودم
صابخونه چند تا دختر داشت
اونیکه من دَم در دیده بودم دختر بزرگشون بود که همسرش دوسه سال قبل، فوت کرده بود
گفتم؛
دخترا چه خبره؟!
مگه ؟!
دختر کوچیک که خیلی ام شوخ و شنگ بود ،همونطور که ریسه میرفت از خنده گفت ؛
خانم .. مولودی داریم دیگه !
گفتم ؛ جونم؟!
وروجک، شما به من زنگ زدین گفتین روضه که ؟!
دستاش و گذاشت روسرش و باز از خنده ریسه رفت و گفت؛
آخ ببخشید تو روخدا ، یادم رفت بهتون بگم
حاج خانم این ماه هوسِ مولودی کردن !
دوباره غَش کرد از خنده
چون میدونستم حاج خانوم همیشه روضه میخونه حتی ایّام عید
وقت اومدن ، دفتر و برگه های مولودی رو با کمال اطمینان گذاشتم خونه
خُب البته دوسه تا مطلب و میشد از حفظ یه کاریش کرد
ولی این خونواده و این دخترا و این مجلس، راضی به یه کم و دو کم نبودن که
پس باید یه کار دیگه میکردم
گفتم ؛ حاج خانوم ماشین هست ؟
گفت ؛ بله عزیزم
ماشین مریم هست
گفتم ؛ مریم جان سوار شو بریم
هنوز فرصت داریم
بدون معطلی سویچ و برداشت و گفت؛ بریم خانوم جان
ذهنم درگیر مریم بود
مریمی که تو ذهن من بود با مریمِ اونروز فرسنگها فاصله داشت !
مریمی که
حتی تو مجلسای روضه ی خونه شون روسری از سرش نمی افتاد
دَستا تا مُچ پوشیده و ..
ولی مریم اونروز..
یه لَچَکِ تزئینیِ نازک رو سرش بود و غرق آرایش و دَستا تا آرنج برهنه و ..
حالَم اصلا خوب نبود
و کاملا معلوم بود که حال اون خیلی بَدتر از حالِ منه
میدونست تا حرف نزنه ، حرف نمیزنم
سکوت معناداری بین ما حاکم بود
و یه آن
یه تیکاف و پاش و محکم زدرو تُرمز و سَرش و گذاشت رو فَرمون و بُغضش ترکید !
# انتظار
✍ ادامه دارد
هدایت شده از بانوی وکیل
🏴 تفاهمنامه همکاری
◾ قابل توجه اعضای محترم سازمان بسيج مداحان و هیآت مذهبی خراسان رضوی:
▪️به مناسبت فرارسیدن ماه محرم و شهادت جانسوز حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام و در راستای خدمت به ستايشگران مذهبی و خانواده محترم آنها، تفاهم نامهای بین سازمان بسيج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی و مرکز آموزشهای آزاد آرمان، برگزار کننده دورهها و کارگاههای آموزشی مختلف، منعقد گرديده است.
▪️بر اين اساس، همه ستايشگران مذهبی و اعضای محترم خانواده درجه ۱ آنها، از تخفيفات ويژه تا سقف ۵۰ درصد برخوردار شده و میتوانند از طریق لینک زیر اقدام به ثبتنام نمایند.
عناوین دورهها:
۱. مکالمه زبان انگلیسی (ترمی نوجوانان و بزرگسالان)
۲. کارگاه ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی
۳. دوره کاربردی فوتوشاپ
۴. اکسل مقدماتی
۵. آشنایی با تولید محتوا (بزودی)
۶. آشنایی با نگارش پایاننامه و مقاله (بزودی)
⛔ در پایان هر دوره، گواهی و مدرک معتبر ارائه میشود.
لینک ثبتنام:
https://www.armantrc.ir/registration/
➖➖➖➖➖➖
کسب اطلاعات بیشتر ⬇️
🆔 @arman_register
➖➖➖➖➖
🏛مرکز آموزشهای آزاد آرمان
☑️احمدآباد، بلوار بعثت، نبش بعثت ۹
📱۰۹۱۵۵۱۹۹۵۰۲
📱۰۹۰۱۹۴۶۲۱۶۱
☎️ ۰۵۱۳۸۴۴۰۰۶۱
🆔️ @arman_college کانال ایتا
🔰 سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی
✅ @madihesara
ماجرای حر در کربلا
نشان داد
خداشبِ امتحانی ها را
هم قبول ميکند
امّا
با یک امتحانِ سخت!
حضرتِ مادر أَغِثنی...
واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور
@BASIJMD
#میکشی_مرا_حسین
واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور
@BASIJMD
#میکشی_مرا_حسین
واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور
@BASIJMD
کاروان امام در حرکت بی نظیرش به مسلخ عشق دانه های باقی مانده از انارِکربلا را برمیچید و میبرد.
در منزل زَرود دستور داد خیمه ها را برپا کنند اینجا هم دانه ایی درخشان بر جریدهٔ عالم غریب افتاده بود. امام باید او را با خود میبرد. تقدیرِ زیبایش اینچنین خوش عاقبتش خواسته بود😭
پیکی بر در خیمه اش آمد و گفت : حسین تو را فراخوانده با تو سخن دارد خیامش در همین حوالی است.
اکراه داشت و از رفتن بیزار
همسرش گفت پسر پیامبر خدا تو را فراخوانده برو حرفش را بشنو
زهیر با اکراه میرفت
وارد خیمهٔ امام شد
دیگر کسی ندید و نشنید که امام چه فرمود و زهیر چه عاشقانه ایی شنید
زهیر در راه بازگشت کربلایی شده بود شوق جان دادن در وجودش گل کرده بود
شب عاشورا امام فرموده بود از تاریکی شب استفاده کنید و راه خویش برگیرید و بروید بیعتم را از شما برداشتم
همین زهیری که عثمانی مسلک بود و حالا دلبر کربلا دلش را برده بود برخاست
گریه میکرد اشتیاقش را اینگونه سرود؛
اگر در راهت کشته شوم و باز زنده شوم و این عاشقانه هزار بار تکرار شود تا تو و خاندان پاکت از جان دادن برهید به خدا قسم که خواهان این مردن و زنده شدن هزار باره ام
زهیر روز عاشورا نیز ....
بماند برای محرم
فقط خواستم عرض کنم؛ این شبها زهیر درونمان را به خیمهٔ امام ببریم
کلامهای واپسین حضرت عشق شنیدنی است مانند دعای عرفه اش مملو از عرفان میشویم
بیتوته مان را در زَرودِ نگاهمان طولانی کنیم شاید امام پیک دیگری به سوی ما بفرستد و ما را مثل دانه های غریب مانده انارِ خویش برچیند برای خودش😭😭
#میکشی_مرا_حسین
واحد رسانه بسیج وکانون مداحان شهرستان نیشابور
@BASIJMD