هدایت شده از بانوی وکیل
#گزارش_تصویری
❇️ اجرای نمایش و تعزیه با موضوع بصیرت و جهاد تبیین
♦️تصویر سازی اسیران کربلا در مجلس یزید
🔻در جمع اصحاب رسانه و خبرنگاران مشهد در محل صحن قدس حرم مطهر رضوی
♦️ کانون بسیج تعزیه و هنرهای آئینی امام رضا علیه السلام- خداقوت به برادر همایونی
🔰 پایگاه بسیج مداحان تعزیه خوان و شبیه خوان استان خراسان رضوی
❇️ سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی
هدایت شده از بانوی وکیل
📜 پیام مسئول سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی به مناسبت روز خبرنگار
◾️با سلام و درود به روان پاک شهدای گرانقدر و ادای احترام به همه مجاهدان عرصه اطلاع رسانی، امانت داری، مسئولیت پذیری، روز خبرنگار را گرامی میداریم.
◾️ درود خداوند متعال نثار مجاهدانی که قلم خود را در راستای حفظ و تعالی ارزشها، آرمانهای امام ره و آقا و حفظ دستاوردهای انقلاب تقویت نمودند.
◾️به راستی که فعالان و زحمتکشان رسانه وجدان بیدار و تصویرگر زمان خویش می باشند که همواره با نگاه ژرف و عمیق خود از عمق جامعه کاستی ها را شناسایی میکنند و با بیان و قلم زرین خود در پی حل مشکلات آحاد مردم می باشند.
◾️اینجانب ضمن گرامیداشت یاد و نام شهید خبرنگار، محمود صارمی، از خداوند متعال سلامتی و توفیق تان را در مسیر اهلبیت عصمت و طهارت و اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران خواستارم.
🌹محسن صابر
مسئول سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی
✅ @madihesara
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاثیر کار خودتون یعنی مداحی اهلبیت (علیهم السلام ) و
تاثیر روحانی شهدا خصوصا شهدای گمنام و ببینین
پس؛
هم افتخار کنین هم کار
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
ایام شهادت شهید مدافع حرم مرتضی حسین پور و ایام شهادت شهید محسن حججی گرامی باد. #واحدرسانهبسیجو
44.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 کلیپی زیبا از یادواره شهید مدافع حرم، مرتضی حسین پور (شهید حسین قمی) و سخنرانی زینب سلیمانی در شلمان لنگرود
#واحدرسانهبسیجوکانونمداحاننیشابور
@BASIJMD
بسیج ، کانون مداحان و شاعران آئینی و هیئات مذهبی شهرستان های نیشابور ، زبرخان و میان جلگه
تو کفِ این آیه مونده بودم که خدا این حرفِت یعنی چی ؟! ( اِن تَجتَنِبوا کبائِرَ ما تُنهَونَ... اگر
تکونش دادم ، چشاش و باز کرد
شروع کرد بلند بلند گریه کردن
گذاشتم سَبُک بشه
فهمیدم که فهمیده چیکار کرده
گفت ؛ ای داد بیداد ! دیدی چیکار کردم ؟ راست میگی!
خوب که فکر میکنم ، بنده خدا میخواسته برا رضای خدا سوارم کنه
محکم زد به پیشونیش
دوباره خودش و انداخت رو دستام و شروع کرد گریه کردن
گفتم بی بی ، نه ببخشید مادرجان!
عیبی نداره، خودت و ناراحت نکن شما که از عمد اینکار و نکردی
نمیدونستی دیگه
ولی مگه آروم میشد
مرتّب به خودش بد و بیراه میگفت و هی میخواست از من تاییدیه بگیره برا کارِش
یه کم که آروم شد گفت؛
میگی تا من برسم دکتر گوهرجو نمیره ؟
یخ کردم عینِ یه آدم برفی تو زمستون !
با لُکنت گفتم ؛
نه ننه حتما نمیره
یعنی نباید بره
باید بمونه تا تو برسی
هاج و واج به من نیگا میکرد که این حرفا یعنی چی ؟!
شاید با خودش فکر میکرد که ؛
مگه تو چیکاره ای که برا دکتر تعیین تکلیف میکنی
فکر کنم اونم به عقل من شَک کرده بود ولی نمیدونست که تازه سَرِ عقل اومدم !
گفت ؛ ناراحتیِ اعصاب دارم ،دست خودم نیست ، دیدی چیکار کردم؟
یه کاری میکنم بعد میفهمم اشتباه بوده
دوباره اعصابم بیشتر بهم میریزه
دوباره زد زیرِ گریه !
دستم و گذاشتم رو پشتش
استخونای ستون فقراتش زیر دستم قلبم و اذّیت کرد
گفتم ؛
بی بی ؛
آخ نه ! ببخشید مادرجان ؛
گریه کنی گریه میکُنما !
و واقعاً م به زور خودم و کنترل میکردم
شرمنده ی خودم و خدا و آباء و اجدادم شده بودم
به خودم گفتم ؛
خودت بگو؛
انصافاً چند بار این آیه رو خوندی ؟ ها!
( یا ایُّها الَّذین امَنوا اجتَنِبوا..
ای کسانی که ایمان آورده اید ، از بسیاری از گمانها بپرهیزید چرا که پاره ای از گمانها، گناه است و..)
سوره حجرات آیه ۱۲
راستی یادم رفت این و بگم که؛
اونروز با خدا یه شرطی بسته بودم
به خدا گفته بودم ؛
ببین ؛
خالق ناظم رَفیق شَفیق !
یه امروز و میخوام اَدات و دَر بیارم
میشه ؟!
یه امروز و میخوام صبوری کنم کریمی کنم شکوری کنم
خلاصه بزا یه امروز و مَنَم خُدایی کنم (نَعوذُ بِاللّه )
یادم که از این حرفام و شَرطام اومد شرمنده ش شدم
رو کردم به آسمونش و گفتم؛
باشه تو بُردی !
البته فقط دَستِ اوّل و ها
بهت که گفته بودم ؛
قرارمون تا شبه !
هنو که شب نشده ، شده ؟
# انتظار
ادامه دارد ✍