هدایت شده از حماسه جنوب،خاطرات
🍂
🔻 خاطراتی از حضرت امام (ره)
💠 تعداد تفنگها
در روزهاي اول جنگ، امام به من گفتند: «ما چند تا تفنگ داريم؟ اين را تحقيق كنيد!»
فوري همه فرماندههان نظامي را جمع كردم و دستور امام را گفتم. آنها هم اطاعت امر كردند. يك آمار و عددي از همه جا جمع شد و به من گفتند كه من از تعداد تفنگها خندهام گرفت.
خدمت امام رفتم و گزارش دادم. ايشان يك تاملي كردند و با يك لحن بسيار خاطر جمعي گفتند: «خيلي بيش از اينهاست. بدانيد كه اسلحه و مهاماتي كه در كشور تعبيه شده خيلي بيشتر از اين حرفهاست. برويد و بگرديد و پيدا كنيد.»
همانطور بود که ایشان فرموده بود. بعدها مهماتي را در داخل كشور كشف كرديم كه حتي فرماندهان ارتش نيز از آن خبر نداشتند.
راوی : رهبر معظم
@defae_moghadas
#خاطرات_امام
🔰ملاک #اسلام است
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی:
💢امام بارها به ما می فرمودند که: «اگر مردم هم با شما (شورای نگهبان) مخالفت کردند و شما دیدید قانونی از مجلس گذشته که برخلاف قوانین اسلام و قانون اساسی است، ردّش کنید.
#خاطرات_امام
📚برداشت هایی از سیره امام خمینی(ره) |جلدچهار؛صفحه ۳۰
#شما_هم_به_بسیج_ولایت_بپیوندید
╭┅───🇮🇷✊🇮🇷┅╮
@Basijvelayat1
╰┅──────┅
🔰 چرا کسی را که به بیت انتساب دارد برای سخنرانی بردید
حجةالاسلام والمسلمین علی اکبر آشتیانی:
💢یک بار تصمیم داشتم که در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کنم. پس از ثبت نام و تهیهٔ مقدمات به آشتیان رفتم و به کارهای مربوط از جمله تبلیغات مشغول شدم. از طرف ستاد انتخاباتی که تشکیل شده بود، پوستری از این جانب به همراه امام تهیه شد. قصد این بود که آن را در نقاط مختلف شهر نصب کنند و البته این کار طبق مقررات هیچ اشکالی نداشت.چندی بعد حاج احمد آقا از قول امام به من گفتند که معظم له فرموده اند:چرا شما آقای بروجردی را که انتساب به بیت دارند، به منظور سخنرانی به آشتیان برده اید؟باید یادآوری کنم که آقای بروجردی داماد حضرت امام می باشند. من به حاج احمد آقا گفتم: «سلام مرا خدمت امام برسانید و بگویید که من کار خلافی انجام نداده ام. بلکه تنها از عکسی که با حضرتعالی داشتیم در قالب پوستر و به منظور تبلیغات، استفاده کردم و این مورد نیز خلاف مقررات انتخابات نیست. گذشته از آن، نوار سخنرانی آقای بروجردی موجود است که اگر اجازه می فرمایید بفرستم تا مشخص شود که ایشان هیچ سخنی برای من و به منظور انتخاب شدن من ایراد نکرده اند. با این همه اگر خاطر حضرتعالی نگران است، تمنا دارم هیأتی را تعیین کنید تا بررسی کنند و نتیجه را خدمت جنابعالی بیاورند. »
#خاطرات_امام
📚برداشت هایی از سیره امام خمینی(ره) | جلدچهار؛صفحه ۲۶۲
#شما_هم_به_بسیج_ولایت_بپیوندید
╭┅───🇮🇷✊🇮🇷┅╮
@Basijvelayat1
╰┅──────┅
🔻یکی از خدمتکاران امام نقل میکند:
بعدازظهر ساعت یک ایشان ناهار می خوردند. صبح ساعت شش چای می خوردند که برایشان می بردم. نمی دانم چه موقع شب بلند می شدند که تا صبح بیدار بودند. وقتی من چای می بردم آقا در حال قرآن خواندن بودند. بعداً چای برایشان می بردم. چایشان که تمام می شد طبق معمول باید قدم می زدند.
#خاطرات_امام
#شما_هم_به_بسیج_ولایت_بپیوندید
╭┅───🇮🇷✊🇮🇷┅╮
@Basijvelayat1
╰┅──────┅
🔰 در کربلا روزی دو مرتبه حرم میرفتند
🔹آیت الله خاتم یزدی: امام همیشه تا هفتم محرم، در نجف بودند و پس از آن به کربلا مشرف میشدند. تا سیزدهم محرم در کربلا مشرف بودند و بعد دوباره به نجف باز میگشتند و زیارت عاشورا را در این روزها ترک نمیکردند.
🔹امام در کربلا هر روز دو مرتبه حرم میرفتند. قبل از ظهر و بعد از ظهر، که می دانید در حرم امام حسین (ع) در این روزها چقدر شلوغ است.
🔹آقای فرقانی میگفت: یکبار امام چنان در میان جمعیت گیر کردند که من برای نجات جان ایشان به امام حسین (ع) متوسل شدم که از بین نروند. بعد که بیرون آمدیم دیدم امام چنان عرق کرده که گفتنی نیست و عبایشان هم نیست! از طرف دیگر نمیشد به ایشان گفت که آقا جمعیت خیلی زیاد آمده و نمی شود به حرم رفت؛ چون اعتنا نمی کردند.
📚برداشت هایی از سیره ی امام خمینی | جلد ۳ ، صفحه ۲۳
#خاطرات_امام
#شما_هم_به_بسیج_ولایت_بپیوندید
╭┅───🇮🇷✊🇮🇷┅╮
@Basijvelayat1
╰┅──────┅
🔰بهترین لحظات من همان بود
🔹بعد از سخنرانی در بهشت زهرا امام اظهار تمایل کردند که به داخل جمعیت بروند. یک عکس هم از امام هست که نه عمامه دارد و نه عبا و وسط جمعیت گیر افتادهاند. امام بعدها می فرمودند: «من احساس کردم دارم قبض روح می شوم». تعبیر امام این بود که بهترین لحظات من همان موقعی بود که زیر دست و پای مردم داشتم از بین می رفتم. این خود نهایت تواضع و خلوص امام را می رساند که این طور نسبت به مردم ابراز احساسات داشتند.
#خاطرات_امام
📚برداشت هایی از سیره امام خمینی (ره) | جلد ۱ ، صفحه ۱۴۲
#شما_هم_به_بسیج_ولایت_بپیوندید
╭┅───🇮🇷✊🇮🇷┅╮
@Basijvelayat1
╰┅──────┅