💢 مقام معظم رهبری:
البتّه من بارها گفتهام که هر بخشی سهمی دارد؛ کارآفرین و کارفرما و کارگر و مدیرِ دولتی هرکدام سهمی دارند؛ این عناصر گوناگون که با هم همکاری بکنند، کار در اوج زیبایی و خوبی و کمال انجام میگیرد؛ این معلوم است، باید همه با هم همکاری کنند؛ امّا نقش کارگر را بهعنوان محورِ حرکتِ کار و فعّالیّت و اشتغال در کشور، بایستی [بهعنوان] ارزش معرّفی کرد که مایهی سربلندی باشد.
۱۳۹۶/۰۲/۱۰
#فرهنگی_پایگاه
@samanefin
۶ مردادماه روز کارآفرینی
#دانش
#جسارت
#تجربه
#تجارت
#کارآفرینی
🔴شجره ملعونه یعنی در 🕋 حرم امن الهی خون حجاج بی گناه را بریزی
#الشجره_الملعونة
#السعودیة
♦️شش ذی الحجه سالروز شهادت حدود ۴۰۰ نفر از حجاج ایرانی و زخمی و مجروح شدن بیش از هزار نفر به دست آل سعود در سال 66
🌺 اللهم عجل لولیک الفرج 🌺
@samanefin
══💝══════ ✾ ✾ ✾
✨اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم✨
کانال موعظ عدديه-سه چيز مرد در خانه.mp3
6.95M
⁉️ مسابقه #منبرک ۱۶
#روانشناسی_خانواده
🎙استاد رفیعی
💠 مردان به چه ویژگیهایی در خانه نیاز دارند؟
❓سوال منبرک۱۶❓
💠 با توجه به منبرک۱۶، امام صادق علیه السلام، بیماری فرزندشان اسماعیل را کفاره چه کاری دانستند؟
📝پاسخ به سوال از طریق:👇🏼👇🏼👇🏼
🆔digisurvey.net/answers?sid=ennF9LFzXJfi6AJkPOLJkQ%3D%3D
🎁هر هفته_۵ برنده
⏰مهلت شرکت در مسابقه تا فردا
( سه شنبه) ساعت ۲۲
@samanefin
دوستانی که از پایگاه و کانال سمانه شرکت میکنید نام کانون #پایگاه_سمانه
بنویسید👆👆👆
┄══•ஜ۩🌹۩ஜ•══┄
🌸 رنگ خدا را به دیگران هدیه دهیم.
🌐 کانال "زندگی به رنگ خدا"
🔸️ایتا
🆔 eitaa.com/rangekhoda14
🔸️ واتساپ
🆔 chat.whatsapp.com/HA95TlfW5hDC0EKrJl9lOb
✨#قصص_قرآنی
✨#حضرت_ادریس_عليه_السلام
✨#قسمت_اول
👈#ویژگیهای
حضرت #ادریس علیه السلام
🌴يكى از پيامبران كه نامش در قرآن دو بار آمده(انبياء، 85، مريم، 56)و در آيه 56 سوره مريم به عنوان #پيامبر_صديق ياد شده، #حضرت_ادريس است كه در اين جا نظر شما را به پاره اى از #ويژگى هاى او جلب مى كنيم:
🌴ادريس كه نام اصيلش اخنوخ است در نزديك كوفه در مكان فعلى مسجد سهله مى زيست. او #خياط بود و مدت سيصد سال عمر نمود و با پنج واسطه به آدم عليه السلام مى رسد. #سى_صحيفه از كتابهاى آسمانى بر او نازل گرديد. تا قبل از ايشان مردم براى #پوشش بدن خود از #پوست_حيوانات استفاده مى كردند، او #نخستين كسى بود كه #خياطى كرد و طرز دوختن لباس را به انسانها آموخت و از آن پس مردم به تدريج از لباسهاى دوخته شده استفاده مى كردند.
@samanefin
🌴او بلندقامت و تنومند و نخستين انسانى بود كه با قلم خط نوشت و بر #علم نجوم و #حساب و #هيئت احاطه داشت و آنها را تدريس مى كرد. كتابهاى
آسمانى را به مردم مى آموخت و آنها را از اندرزهاى خود بهره مند مى ساخت، از اين رو نام او را #ادريس 👇
(كه از واژه درس گرفته شده) نهادند.
🌴خداوند بعد از وفاتش، #مقام_ارجمندى در بهشت به او #عنايت فرمود و او را از #مواهب_بهشتى بهره مند ساخت.
🌴ادريس عليه السلام بسيار درباره #عظمت_خلقت مى انديشيد و با خود مى گفت: اين آسمانها، زمين، خلايق عظيم، خورشيد، ماه، ستارگان، ابر، باران و ساير پديده ها داراى پروردگارى است كه آنها را تدبير نموده و سامان مى بخشد، بنابراين او را آن گونه كه #سزاوار_پرستش است، پرستش كن.
📚(بحار، ج 11،ص 270 - 280)(كامل ابن اثير، ج 1،ص 22.)
✍ادامه دارد۰۰۰۰۰
بصیرت نیاز همیشگی
💢 مقام معظم رهبری: البتّه من بارها گفتهام که هر بخشی سهمی دارد؛ کارآفرین و کارفرما و کارگر و م
عرض تبریک ویژه به کار آفرین ماخانم #درستکار ❤️مدیریت کافه راه شیری
کار روی دست وتندیس مسابقات روی تابلو فرش و آموزش این هنرها
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#شهادت_امام_محمد_باقر علیه السلام بر حضرت صاحب الزمان عج
و همه دوستداران اهل بیت بالاخص اعضای محترم وبزرگوار تسلیت باد
@samanefin
◾️🥀◾️🥀◾️🥀◾️🥀
بصیرت نیاز همیشگی
🌺❤️ بی تو هرگز❤️🌺 🇮🇷 #پارت_بیست_و_ششم ✒رگ یاب اون شب علی مثل همیشه دیر وقت و خسته اومد خونه ... ر
🌺❤️ بی تو هرگز❤️🌺
🇮🇷 #پارت_بیست_و_هفتم
✒حمله زینبی
بیچاره نمی دونست ... بنده چند عدد سوزن و آمپول در سایزهای مختلف توی خونه داشتم ... با دیدن من و وسایلم، خنده مظلومانه ای کرد و بلند شد، نشست ... از حالتش خنده ام گرفت ...
- بزار اول بهت شام بدم ... وسط کار غش نکنی مجبور بشم بهت سرم هم بزنم ...
کارم رو شروع کردم ... یا رگ پیدا نمی کردم ... یا تا سوزن رو می کردم توی دستش، رگ گم می شد ...
هی سوزن رو می کردم و در می آوردم ... می انداختم دور و بعدی رو برمی داشتم ... نزدیک ساعت 3 صبح بود که بالاخره تونستم رگش رو پیدا کنم ... ناخودآگاه و بی هوا، از خوشحالی داد زدم ...
- آخ جون ... بالاخره خونت در اومد ...
یهو دیدم زینب توی در اتاق ایستاده ... زل زده بود به ما ... با چشم های متعجب و وحشت زده بهمون نگاه می کرد ... خندیدم و گفتم ...
- مامان برو بخواب ... چیزی نیست ...
انگار با جمله من تازه به خودش اومده بود ...
- چیزی نیست؟ ... بابام رو تیکه تیکه کردی ... اون وقت میگی چیزی نیست؟ ... تو جلادی یا مامان مایی؟ ... و حمله کرد سمت من!
علی پرید و بین زمین و آسمون گرفتش ... محکم بغلش کرد...
- چیزی نشده زینب گلم ... بابایی مرده ... مردها راحت دردشون نمیاد ...
سعی می کرد آرومش کنه اما فایده ای نداشت ... محکم علی رو بغل کرده و برای باباش گریه می کرد ... حتی نگذاشت بهش دست بزنم ...
اون لحظه تازه به خودم اومدم ... اونقدر محو کار شده بودم که اصلا نفهمیدم ... هر دو دست علی ... سوراخ سوراخ ... کبود و قلوه کن شده بود ...
ادامه دارد...
@samanefin
👆👆👆
#فرهنگی
📣📣📣دوستان #کپی و فوروارد فقط با ذکر نام کانال امکان پذیر هست✅✅✅
بصیرت نیاز همیشگی
🌺❤️ بی تو هرگز❤️🌺 🇮🇷 #پارت_بیست_و_هفتم ✒حمله زینبی بیچاره نمی دونست ... بنده چند عدد سوزن و آمپول
🌺❤️ بی تو هرگز❤️🌺
🇮🇷 #پارت_بیست_وهشتم
✒مجنون علی
تا روز خداحافظی، هنوز زینب باهام سرسنگین بود ... تلاش های بی وقفه من و علی هم فایده ای نداشت.
علی رفت و منم چند روز بعد دنبالش ... تا جایی که می شد سعی کردم بهش نزدیک باشم ... لیلی و مجنون شده بودیم ... اون لیلای من ... منم مجنون اون ...
روزهای سخت توی بیمارستان صحرایی یکی پس از دیگری می گذشت ... مجروح پشت مجروح ... کم خوابی و پر کاری ... تازه حس اون روزهای علی رو می فهمیدم که نشسته خوابش می برد ...
من گاهی به خاطر بچه ها برمی گشتم اما برای علی برگشتی نبود ... اون می موند و من باز دنبالش ... بو می کشیدم کجاست ...
تنها خوشحالیم این بود که بین مجروح ها، علی رو نمی دیدم ... هر شب با خودم می گفتم ... خدا رو شکر ... امروز هم علی من سالمه ... همه اش نگران بودم با اون تن رنجور و داغون از شکنجه، مجروح هم بشه ...
بیش از یه سال از شروع جنگ می گذشت ... داشتم توی بیمارستان، پانسمان زخم یه مجروح رو عوض می کردم که یهو بند دلم پاره شد ... حس کردم یکی داره جانم رو از بدنم بیرون می کشه!
زمان زیادی نگذشته بود که شروع کردن به مجروح آوردن ... این وضع تا نزدیک غروب ادامه داشت ... و من با همون شرایط به مجروح ها می رسیدم ... تعداد ما کم بود و تعداد اونها هر لحظه بیشتر می شد ...
تو اون اوضاع ... یهو چشمم به علی افتاد ... یه گوشه روی زمین ... تمام پیراهن و شلوارش غرق خون بود ...
ادامه دارد...
@samanefin
👆👆👆
#فرهنگی
📣📣📣دوستان #کپی و فوروارد فقط با ذکر نام کانال امکان پذیر هست✅✅✅