🟤نسبت روحانی و نواف سلام
نواف سلام را این روزها به خلع سلاح حزب الله میشناسند. نخست وزیر لبنان که طرح دیکته شده آمریکا را مو به مو اجرا میکند و حزب الله را به جنگ داخلی تهدید میکند.
استدلالهای او را دنبال کنید، طعم استدلالهایش برایتان حتما آشنا خواهد بود. کاری که او "بعد از جنگ" و زیر سایه تهدید دشمن انجام میدهد، جریانی در ایران دیروز زیر سایه تحریم و امروز زیر سایه تهدید دنبال میکند.
گفتمان خلع سلاح سپاه در ایران را حتما فراموش نکرده اید، سخنان مرحوم هاشمی را که معتقد بود باید سلاح را تحویل بدهیم چون دوران سلاح به سر آمده، او تنها نبود، حسن روحانی همان روزها معتقد بود توجه بیش از حد به امنیت مانع رشد اقتصاد است.
اینکه امروز نتانیاهو ، آب مردم را به کنار گذاشتن ابزار قدرت و اقتدار ایران گره زده، سخن جدیدی نیست چندی پیش حسن روحانی بطری آب را برداشت و گفت حتی همین آب هم به مذاکرات گره خورده. مذاکراتی که یک سوی آن خلع سلاح ایران بود.
تقابل "چرخ هسته ای" و "چرخ زندگی" که آن روز روحانی میگفت چیزی شبیه همین تقابل "دلسوزی" مقابل "خانمانسوزی" است که امروز میگوید. آن روز میگفت هسته ای را بدهیم امروز میگوید قدرت منطقه ای را بدهیم برود.
نواف سلام هم همین را میگوید، مساله او یکپارچگی لبنان نیست که میداند این برای حزب الله خط قرمز است، اقتدار حاکمیت لبنان هم نیست که میداند ارتشش قدرت لازم را ندارد، او فکر میکند تهدید دشمن را بر میدارد اگر سلاح مقاومت را تحویل دهد.
این خط استراتژیکی است که توسط جریان غربگرا یا مرجفون ( ترسانندگان از دشمن) در کل منطقه دنبال میشود. روحانی حین مناظرات اعلام کرد بعد از برجام اول سراغ برجام دوم و سوم هم خواهیم رفت و مرادش چه بود؟ همان که غرب میگفت؛ قدرت موشکی و قدرت منطقه ای.
امروز نواف سلام جای جلاد و شهید را عوض میکند اما برای ما فراموش نشدنی است که روحانی حین رقابتهای انتخاباتی، جمهوری اسلامی را متهم کرد به اعدام هایی که رهبری چندی بعد به تلخی و جلوی چشم همه به او تذکر داد که جای جلاد و شهید را تغییر نده.
روحانی اخیرا گفته باید صدا و سیما را و کار اطلاعاتی و امنیتی را باید از حاکمیت گرفت و به مردم سپرد، او توضیح میدهد که مراد از مردم کیست. مردم کیست؟ او میگوید مردم احزابند. حزب یعنی قدرت طلبان و ثروت طلبان داخلی.
حرف نویی نیست همانکه خاتمی در دهه هفتاد با شعار جامعه مدنی دنبال میکرد، همانکه میرحسین از ابتدای دهه هشتاد تا امروز میگوید. مردم کنار بروند، ما جای آنها بنشینیم. لذا در مثل ۸۸ که اراده مردم و این احزاب مقابل هم قرار میگیرد، دم خروسشان بیرون میزند. زیر بار مردم نمیروند.
روحانی میگوید تصمیمات کلیدی و راهبردی کشور را به رفراندوم بسپارید. تا ما با فضای رسانه ای که در دست داریم صحنه گردان شویم. و یکی از ابزارهای قدرت رهبری را بگیریم. سپاه قدس که ورود راهبردی و دیپلماتیک در عرصه منطقه ای دارد کار را تحویل بدهد، خلاصه در یک کلام ابزارهای اقتصاد و فرهنگ و ابزار نظامی و همه را تحویل بدهید.
ورود در ابزار سپاه را امروز نمیشود به صراحت مطرح کرد، اما راه روحانی جالب است، او در عوض ورود خارج نشینان به عرصه ابزار جنگ سپاه را پیشنهاد میدهد. او دولتی را اداره کرده که به محض سر کار آمدن، رهبری پرچم نفوذ را در دست گرفته. دولتی که فرمان آتش به اختیار را رهبری در حوزه فرهنگش داده است. دولتی که مخفیانه آموزش و پرورش را هم حتی با غرب معامله میکرده باید بشناسیم چه کسی دم از ورود خارج نشینان به سلاح سپاه و ورود مردم به کار اطلاعاتی میزند.
ناگفته های امام جمعه اردبیل از نخستین روز جنگ
آیت الله سید حسن عاملی:
روز جمعه اولین روز جنگ پس از حمله تروریستی رژیم صهیونیستی اینجانب وقتی با لباس مقدس سپاه پاسداران برای اقامه نمازجمعه وارد مصلی شدم، با اجتماع بسیار استثنایی ملت عزیز مواجه شدم این عزیزان که کاملاً از جهت احساس طوفانی بودند با ملاحظه لباس مقدس سپاه در تن امام جمعه طوفانی تر شدند.
اینجانب بدون اینکه کلمهای بگویم مدتی صدای شعارهای حماسی از حضار به آسمان برخواست صدا و شعار قطع نمی شد و فضای مصلا و بیرون مصلا کاملاً حماسی شده بود من در عمرم چنین صحنه ای را ندیده بودم هر چه میخواستم حضار را ساکت کنم، نمیشد
بغض تماماً گلویم را گرفته بود متحیر مانده بودم که چگونه خطبه را آغاز کنم و پیش از آغاز خطبه دعا کردم که خدایا کمکم کن در میانه ایراد خطبه گریه امانم را نگیرد. خطبه را شروع کردم ولی لحظه لحظه خطبه با تکبیر حضار مقرون می گشت.
26.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنر توحیدی، هنرمند موحد
انتشار بخشی از دیدار آیت الله جوادی آملی و مرحوم استاد فرشچیان، نمیانگر اوج نگاه توحیدی این هنرمند سرشناس کشورمان به مقوله هنر است.
علامه جوادی نیز در این دیدار و همچنین در سخنان اخیر خود بعد از درگذشت این استاد بزرگ از هنر و مقام شامخ و اخلاص او در خدمت به تعالی جایگاه اهل بیت در جامعه تقدیر و تمجید کردند.
فقط از سکوت خواص داریم ضربه میخوریم ، آقا فرمودند کربلا از سکوت خواص شکل گرفت...
#شُرَیح_قاضی_ها
و اگر سکوت کردید ، کربلاها تکرار خواهد شد...
تمجید رسانه صهیونیستی از حامی پزشکیان/ وقتی مولوی عبدالحمید دل صهیونیست ها را شاد میکند
یک صدای جسور در جمهوری اسلامی: یک روحانی سنی که امام یکی از بزرگترین مساجد سنی در کشور است، از فلسطینیها خواست مسیر افراطگرایی را رها کنند و بهطور ضمنی اشاره کرد که حکومت تهران نیز باید دست از شعارهای «نابودی اسرائیل» بردارد.
مولوی عبدالحمید، خطیب مذهبی شناختهشده و محبوب در میان حلقههای سنی در کشوری با اکثریت شیعه، در خطبه نماز جمعه گفت: «افراطیهای اسرائیلی میکوشند فلسطینیها را نابود کنند. این نوع تفکر به سود یهودیان هم نیست.»
عبدالحمید که بهرغم داشتن سمت منصوب از سوی حکومت، بهعنوان چهرهای اپوزیسیونی شناخته میشود، وقتی در همان خطبه جمعه گفت: «فلسطینیها نیز باید راه افراطگرایی را کنار بگذارند. آنها نباید خواستار نابودی اسرائیل شوند.» او همچنین افزود: «دیگران هم نباید خواستار نابودی اسقاطیل باشند» ــ که انتقادی آشکار از رفتار حکومت تهران بود، جنجال آفرید. او خطاب به پیروانش گفت: «بهترین راهحل برای وضعیت کنونی، ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل است.»
مولوی، با عینک آفتابی و ریش بلند، به شخصیتی ارزشمند در میان مخالفان رژیم در کشور تبدیل شد، چه در میان سنیها و چه در میان شیعیان، چراکه برای آزادی صدها زندانی که در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۱ علیه حکومت آیتاللهها بازداشت شده بودند، تلاش کرد.
این واعظ سنی از اقلیت بلوچ در شرق ایران است و امام مسجد مکی در شهر زاهدان، بزرگترین و مهمترین مسجد سنی در ایران. موضع اخلاقی او علیه حکومت، در دفاع از آزادی بیان و مخالفت با اجبار مذهبی، او را به صدایی برجسته در جهان سنی و نشانهای از اعتدال بدل کرده است. همین مواضع باعث شد که تهدیدهایی علیه جان او صورت گیرد، با این حال، مقامات از اقدام مستقیم علیه او میهراسند و او همچنان میتواند خطبههایش را بدون مزاحمت حکومت ایراد کند.
بصیرتی
ببینید کار نظام شیعی به کجا رسیده که این عُمَری بدبخت جهنم واجب اون رو نصیحت میکنه!
حتما میدونید که احناف (مذهب حنفی تابع امام ابوحنیفه ملعون)یعنی همین سنی های سیستان و بخشی از سنی های استان گلستان،بیشترین زاویه رو با شیعیان دارن. کمی تحقیق کنید متوجه میشید که در نزد اینها جایگاه ملعون دومی از پیامبر که هیچ،حتی گاهی از خدا هم بالاتره.معتقدن خداوند متعال با اجازه ملعون دومی آیات قرآن رو نازل میکرده،اینا اعتقادات اینهاست. خلاصه اینکه این عبدالیزید هم از داره از بیخاصیتی دولت علیل نهایت استفاده رو میبره
🟤 سعی کنید از این الاغ کمتر نباشید
بیانیه جبهه اصلاحات را اگر نخواندهاید، خلاصه اش چنین است: غنیسازی را کنار بگذارید، با آمریکا مستقیم و جامع مذاکره کنید و به بازرسان آژانس هستهای اجازه نظارت گسترده دهید.
این بیانیه از زوایای مختلف قابل نقد است، اما ترجیح میدهم روش انتقادی علامه مصباح یزدی در ماجرای فتنه ۸۸ را یادآوری کنم؛ روشی که بسیار آموزنده بود.
در آن سالها تحلیلهای گوناگونی درباره فتنه ارائه میشد: امنیتی، اعتقادی و .... اما نگاه آیتالله مصباح بیش از همه بر پایه روانشناسی و شخصیتشناسی افراد استوار بود و صرفا به دنبال ضوابط منطقی و برهانهای پیچیده نمیرفتند. اینکه دقیقا چه گفتند بماند؛ رجوع کنید که شیرین است.
این روش تحلیلی قابل تأمل است، چراکه بسیاری از مباحث امروز فضای رسانهای بیش از آنکه تحلیل باشند، روایتاند. تفاوت روشن است: روایت، بازتاب احساس و تلقی افراد است نه حقیقت میدان. این احساس نیز ریشه در شاکله و خصلت انسان دارد؛ همانطور که برداشت آدم ترسو با آدم شجاع از یک واقعه یکسان نیست.
خدا رحمت کند شهید مطهری را، میگفت گاهی انسان آنقدر میترسد که به بیماری «استسباع» دچار میشود و مثال حیوانی را در جنگل میزد که از ترس شیر، به سمت شیر فرار میکند. بسیاری از تحلیلهای سیاسی امروز هم چنیناند؛ آنقدر رنگ اضطراب و انفعال دارند که آدم نگران میشود مبادا زندگی شخصی گویندگان هم آسیب ببیند.
مرحوم مصباح یادآور میشد که فتنه را باید بیش از هر چیز با تحلیل شخصیتی فهمید، نه صرفا با ضوابط فکری. البته نقد استدلالها نیز لازم است، بهویژه برای کسانی که ممکن است این سخنان را باور کنند.
اما پرسش اینجاست: به کسانی که پس از حمله نظامی آمریکا ـ آنهم در بحبوحه مذاکره، آنهم با هدف قرار دادن تأسیسات هستهای و ترور مردم، دانشمندان و نظامیان ما ـ باز هم از مذاکره مستقیم و جامع با آمریکا سخن میگویند، چه باید گفت که حق مطلب ادا شود؟
مرحوم مصباح یزدی در ادامه همین مباحث، تمثیلی شنیدنی از مرحوم شیخ غلامرضا یزدی نقل میکرد. او میگفت: «شبی بارانی در یزد، به مهمانی دعوت داشتم. بر الاغی سوار شدم و در کوچهای به جوی آبی رسیدم. پوشش روی آن سست بود، پای الاغ فرو رفت و من هم به زمین افتادم. همه لباسهایم گلآلود شد. همسایهها مرا به خانه بردند، لباسم را عوض کردند و سر و صورتم را شستند. منصرف شدم و به خانه بازگشتم. یک سال بعد، دوباره به همان خانه دعوت شدم. باز هم با همان الاغ رفتم. وقتی به همان کوچه رسیدیم، الاغ ایستاد. هرچه کوشیدم حرکت نکرد. پیاده شدم تا علت را بفهمم. ناگهان یادم آمد سال گذشته در همین نقطه پای الاغ در گل فرو رفته بود و ما هر دو زمین خورده بودیم. به همین دلیل دیگر حاضر نبود از آن مسیر عبور کند.» شیخ غلامرضا یزدی این ماجرا را بر منبر نقل میکرد و در پایان میگفت: «عزیزان من، سعی کنید از این الاغ کمتر نباشید.»
🟤چرا جناب حسن روحانی به نیروهای مظلوم نظامی و دفاعی زخم زبان می زند !
می خواهم پاسخ جناب روحانی را را از بخشِ آشکارِ یک جلسه محرمانه ی کمیسیون امنیت ملی با شهید عالیقدر ؛ سپهبد باقری رئیس فکور و ملی _ انقلابیِ ستاد کل نیروهای مسلح بدهم:
جناب حسن روحانی به تازگی در باره امور مختلف کشور اظهاراتی داشتند ؛ بخصوص اینکه گفت "ما از کجای دنیا تقلید کردیم که نظامی ها را به تجارت و اقتصاد راه داریم ؛ هرکسی باید به کار خودش بپردازد"
این حرف البته حرف درستی است؛ بنظرم حتی امام خامنه ای هم بر همین رآی باشد؛ اما در آخرین دیدار کاری کمیسیون امنیت ملی با سرلشگر باقری عزیز نوّرالله مرقده که خدمت شان رسیدیم حرف های نگفته ی محرمانه و آشکاری داشت ؛ حرف های محرمانه ی او بماند که هروقت یادم می آید از آن چهره صبور و آینده نگر و ملّی خجالت می کشم و....
من از بخش آشکار جلسه برای اولین بار گزارش می دهم ؛ دل سرلشگر از ساختار بودجه ریزی کشور در دولت های ادوار پُرخون بود؛ سردار با تلخی گفت "مجلس و دولت، ما نظامی ها را نفت فروش و معدنکار و تاجر کردند ، این کارها به ما چه ؟! آیا دنیا با بخش دفاع و فرزندان نظامی و دفاعی و انتظامی اش مثل ما رفتار می کند ؟!"
سپس گفت "دنیا قبل از تقسیم بودجه ی سنواتی سهم امنیت و بهداشت را از تولید ناخالص ملی سوا می کند و سنگین و رنگین تحویل نظامی ها می دهد و به حوزه ی دفاع نمی گوید برو نفت بفروش برو معدن پیدا کن اما در اینجا ما را درگیر بروکراسی های سازمان برنامه و پیچ و خم بودجه می کنند و همان قول و قرارها را هم نقض می کنند " ؛ سردار می گفت" همه چیز را باید به مردم سپرد الا کارهای بنیادینی که باید در دست حکومت باشد "
آقای روحانی ! شما نزدیک به ۲۰ سال عالی ترین مسئولیت امنیتی کشور را در دست داشتید ۸ سال هم رئیس جمهور بودید اگر برای تغییر این ساختار بروکراتیک نظامی کُش و رفع تحقیر بودجه دفاعی ایران نسبت به کشورهای درجه سوم قدمی بر نداشتید لااقل به بروبچه های ارتش و سپاه و فراجا زخم زبان نزنید!
اگر هم مقصود شما قرارگاه خاتم الانبیاست که هنوز بدهی های دولت های ادوار با وجود اتمام پروژه ها به قرارگاه پرداخت نشده است !
اما جناب روحانی ! من گمان می کنم سخنان اخیر شما هیچ ربطی به ارزیابی حکمرانی در کشور نداشت ؛ چون شما خود بخشی از ناکارآمدی ها بودید و در بین نخبگان این تصور موجب تصدیق است ؛ پس چرا این سخنان را بر زبان آوردید ؟!
اینک همه چیز بخصوص در جنگ اخیر و روزهای پسا جنگ معلوم شد ؛ سخنان شما یک نقشه ای برای گم کردن ردّ پاها و فرافکنی ای با هدف ماستمالیزاسیون خسارت های محض برجامی بود؛ که آخرینش تله اسنپ بک اروپای خبیث است ؛ آقای محترم ! من نمی گویم مذاکره کنندگان اصلی برجام در دولت تان خائن یا جاسوس بودند برعکس افراد اصلی مذاکره وطن خواه هم بودند اما تا ابد ننگ ناشی گری و نابلدی در مذاکرات با آمریکا _ اروپا و نیز به گروگان کشانیدن منافع ملّی ایران در تاریخ به نام شان و بنام تان ثبت شده است ؛
آقای روحانی من با چشم خود بتن ریزی در حفره های قلب نیروگاه اراک را در ازای هیچ دیدم !
آقای روحانی ! حافظه تاریخی ایرانیان کوتاه مدت نیست ؛ چرا برای ماستمالیزاسیون خسارت های برجامی به نظامیان عزیزمان که همه چیزمان را مدیون شان هستیم آنهم در وسط جنگِ با جنایتکاران لگد زدید ؟!؟!
🟤چرا از سپاه می ترسند و به آن می تازند؟!
در مطالب برادر بزرگوار جناب آقای زارعی به هر دلیلی همه واقعیات بیان نشده .
همه می دانیم تهاجم به سپاه فقط مربوط به این مقطع و یا حتی در دوره ظهور اصلاح طلبان تابحال نیست ، بلکه این تهاجمات زهرآگین از بدو تاسیس سپاه توسط قدرتهای خارجی و غرب و دنباله روهای داخلی آنان همچون منافقین و دیگر براندازان شروع شد و علت اصلی آن به ماموریت سپاه در حفظ و حراست ازانقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است که حضرت امام (ره) وپس ازآن در متمم قانون اساسی بعهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گذاشته شد که عساره آن در کلام بنیانگذار جمهوری اسلامی ، "اگرسپاه نبودکشورنبو" دبیان شد .
اگر سپاه ناگزیر به حضو ردر عرصه هایی غیر از ماموریتهای نظامی میگردد صرفا اجرای قانون اساسی براساس وظایف محوله به اوست
قانون اساسی نیروهای مسلح را موظف به حضور درعرصه های سازندگی از توانمندی های مازاد خود در زمان غیر جنگ بوده و تا به حال هر ماموریتی که توسط قرارگاه سازندگی به انجام رسیده بنابر تقاضای دولتهای وقت انجام شده و بنا بر اعتراف همه دولتها این حضور در عرصه هایی بوده که یا بخش خصوصی توانمندی پذیرش آن پروژه ها را نداشته و یا برای دولتها واگذاری آنها به بخشهای خصوصی مقرون به صرفه نبوده است
و اما چرا روحانی همواره در مقاطع مختلف به خصوص در این مقطع حساس که دشمن صهیونی و اربابش از توان دفاعی سپاه ضربات هولناکی خورده ،هماهنگ با هم پالگی هایش ، از زبان نیشدار همیشگی خود علیه سپاه استفاده میکند :
اولا شخص روحانی سابقه ای سیاه در تاریخچه زندگی سیاسی خود علیه سپاه دارد
هیچگاه اواخر دهه ۶۰ را فراموش نخواهیم کردکه بلافاصله پس از تحمیل قبولی قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل توسط ایشان و هاشمی رفسنجانی به امام خمینی( ره ) ، تشکیل ستاد کل نیروهای مسلح را زمینه ای برای انحلال سپاه دانستند و با ادغام ستاد کل سپاه و ستاد مشترک ارتش ، محل استقرار ستاد کل را ستاد مشترک ارتش قرارداده و زمزمه ادغام نیروهای مسلح برپایه انحلال سپاه و ادغام در ارتش را مطرح و در حد توان پیگیر آن بودند، تا اینکه پس از مقاومت سپاه و ارتش با این اقدام و مخالفت رهبری ، این طرح از دستور کار هاشمی و دستیار ویژه اش یعنی روحانی خارج شد، اما پس از آن به طرق و بهانه های مختلف این برخوردهای زهرآگین تا کنون ادامه یافته است که علت آن را خود روحانی و البته بسیاری از ما میدانیم .
دوما چرا روحانی و همفکران او هیچگاه و به خصوص در این مقطع دست از کینه توزی نسبت به سپاه برنداشته و قطعا بر نخواهند داشت؟
حسن روحانی و همفکران غربگرای او بدلیل مواضع همسویشان با دشمنان انقلاب ، عملا خود را در مقابل دستاوردهای انقلاب اسلامی و در راس آن استقلال و اسلامیت نظام قرارداده که نمود آن را در دستاورد دولت ۸ ساله او یعنی برجام نافرجام ملاحظه کردیم .
طبیعی است منافع و مواضع خود را که هم راستا با دشمنان انقلاب است در تعارض با ماموریتهای قانونی سپاه میدانند و ناگزیر به تلاش درجهت تضعیف و ایراد تهمت های زهرآگین به سپاه هستند و انتظاری هم جز این نیست
اصولا روحانی و همفکران غربگرایش هیچگاه حاظر نیستند این واقعیت را بپذیرندکه آنان همواره در مقابل دستاوردهای انقلاب ایستاده اند وبا نفاق ذاتی جرات و جسارت اعتراف به واقعیات را ندارند لذا به حاشیه سازی و انحراف افکار عمومی از اولویت های روز که انسجام داخلی و حفظ منافع ملی است، می پردازند
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رهبری: نمیگذارم عدهای خیانتکار،
کشور را تسلیم دشمن کنند!