eitaa logo
𝐌𝐨𝐧𝐬𝐭𝐞𝐫 ²
41 دنبال‌کننده
29 عکس
23 ویدیو
0 فایل
آقا ما برگشتیم ✋ از اورثینکام چیز جالبی دربیاد می‌نویسم براتون • @Hiva_2
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐌𝐨𝐧𝐬𝐭𝐞𝐫 ²
ز اندازه بیرون تشنه ام ساقی بیار آن آب را اول مرا سیراب کن وانگه بده اصحاب را ıllıllı ᴍᴏɴꜱᴛᴇʀ ıllıllı
عزیزم من الان فصل ۱۰ زندگیم هستم تو مال فصل ۷ بودی تموم شدی ıllıllı ᴍᴏɴꜱᴛᴇʀ ıllıllı
یه نفر دیگه بیاد متنی که قول داده بودم و میزارم
در ذهنم چیزی برای بازگویی و به رخ کشیدن ندارم و هرآنچه که میپندارم ، سرد و سیاه و بی روح است و آگاهی از آن برای غیر چندان خوشایند نیست . اما چنین مپندارید که این مرده‌ی متحرک ، این چای سرد شده و این درخت بی شاخ و برگ ، همیشه بدین حال بوده ... نه ، من روزگاران خوشی داشتم و در عالم خویش به سان پادشاهی می تاختم . داستان از تخت به زیر آمدنم از حوصله‌ی شما خارج است و به مکدر کردن خاطرتان نمی‌ارزد ، فی‌الحال شعری را بخوانید که ساخته و پرداخته‌ی این حقیر است و به زبان کردی نوشته شده ... 🌱هیزگِر هیزگِر ، آی دُتَ لیوَه (بلند شو بلند شو ، دختره‌ی دیوونه) 🌱مَگَر چَه بیَ؟ مِن مِردمَوَ وا خم بار چودَ؟ (مگه چی شده؟ مگه من مردم که چشمات انقدر غمگینه؟) 🌱دَترسیدَوَ لی عالم زانم غی ناکا هیلانم ، هامَ لادَوَ مِن (میدونم که از این دنیای بزرگ میترسی عیبی نداره آرامشم ، من کنارتم ) 🌱روژو شَومَ لهَ یادی توما ، جرگم سوتاوَ له اسری تویا (شب و روزمو به یاد تو میگذرونم و اشک های تو جگرمو میسوزونه ) 🌱هیزگِر باوانگم ، هیزگِر باوانگم (پاشو باوانِ من ، پاشو باوانِ من) این شعر به کسی تعلق دارد که به تنهایی خستگی هایم را به در میکرد و تاج روزگاران پادشاهیم بود ، اشک هایش فرشته‌ی مرگ بود و خنده اش اکسیر حیات. او روحی در تنم ، قند روزهای تلخم ، و گلی در باغچه‌ی کوچک زندگیم بود . در وصفش میتوانم قرن ها بنویسم ، تا جایی که قلم ها تمام شوند و همه‌ی درختان سر بریده شوند و فدا شوند تا با مرگ خویش حرف های مرا حمل کنند ، ارزشش را دارد اما باز هم نمیتوانم علاقه‌ی خویش را آنگونه که هست در کلمات بگنجانم ، به همین خاطر آنقدر باید بنویسم تا عمرم تمام شود . ولی امشب میخواهم شما را با لغتی آشنا کنم که نزدیک ترینِ حروف به احساسات‌اند ‌ ‌ `` باوان `` باوان یک لغت کردی و با معانی بسیار و عمیق است که همه‌ی آنها مفهوم آرامش را در ذهن شما تداعی میکند ، به طور مثال (خانه‌ی پدری ، پناهگاه امن و..) نمونه هایی از معانی این لغت‌اند این کلمه‌ی با ارزش هر زمانی و برای هر کسی به کار برده نمیشود و ... اصلا بگذارید جور دیگری بگویم . آرامش اصلی ترین و کمیاب ترین خواسته‌ی انسان است و جز در پروردگار یافت نمیشود اما آن هنگام که شما در شخصی آرامش را می‌یابید گویی معبود زمینی خویش را ملاقات میکنید و با بکار بردن کلمه‌ی باوان او را تسبیح میگویید و نیاز خویش را به وجودش اغراق میکنید و علاقه‌ی خود را به آن نشان میدهید . عذرخواهم که حتی از توصیف کامل این لغت عاجز شده ام اما حقیقت این است که این کلمه‌ی مقدس باید در لحظات احساس شود . همان هنگام که غرق چشمان رب زمینی خویش شدید و احساس کردید که زمان به احترام شما و برای بر هم نزدن مستیتان ایستاده ، آنجاست که باوان حس میشود . اگر به عنوان جوانی که دل پیری دارد بخواهم نصیحتی بکنم ... باید بگویم که از دل خویش مراقبت کنید و نگذارید که گرفتار و سرمست باوانی شود . اما اگر نتوانستید و مست شدید ، جان را فدای معبود زمینی خود کنید و او را از گزند و آسیب دور بدارید ، در غیر اینصورت لحظات به هنگام نبودنش تیری میشوند و بر جانتان مینشینند و هر ثانیه شاهد مرگ خویش خواهید بود . ıllıllı ᴍᴏɴꜱᴛᴇʀ ıllıllı
یه ایران داره پاشو از استرس تکون میده... ıllıllı ᴍᴏɴꜱᴛᴇʀ ıllıllı
روز جوان ؟ انگار یه چیزیش کمه روز دخترانِ جوان ، نوجوان ، کودک ، نوزاد مبارک ıllıllı ᴍᴏɴꜱᴛᴇʀ ıllıllı
فقط وقتایی که پیش تو بودم دلم نمی‌خواست بمیرم ıllıllı ᴍᴏɴꜱᴛᴇʀ ıllıllı