هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
✧ #جرقه_عشق_نهفته 🎩🪄
#Part_99 🌿
صدای خش خش برگ هارو پشتم حس کردم که نشونه از قدم های فردی در پشتم بود ، سرعت قدم هام رو بیشتر کردم و سعی کردم فقط به جلو نگاه کنم ...
با کشیده شدن دستم و چرخیدنم به سمت اون با دیدن دو چشم قرمز خواستم جی غی بکشم که دستش جلو دهنم قرار گرفت...
چیزی نگفت و من رو کشید سمت ماشینی اونطرف ، با یه دستش دوتا دستمو شکار کرد ، تقلا کردم که یهو برگشت و داد زد : یا میای یا آرواره های نامزد قشنگتو خورد کنم!
وایی خدای من ، این واقعا ماهان بود ؟!!!
سر تکون دادم که دستشو برداشت به جلو رفت ، تازه حواسم به رگ های بر آمدش جمع شد...
اروم گفتم+ماهان ولم کن داری منو میترسونی چت شده...
اما اون بدتر داد زد : نمیفهمی؟؟ نمیفهمی که مال منی؟ و خواهی بود
با عجز ادامه داد : تو نمیدونییی این حالم تقصیر توعه لع نتی !!
+ مگه چیکارت کردم؟!
عجز نگاهم کرد و ادامه داد: نترس لعنتی.. نترس از من... نترس همه چیزم !!
منو سفت در آغو .شش گرفت با داد بابا...😰🖇🤫💓
https://eitaa.com/joinchat/1333134022C8352b9a0a6
ایتا رو ترکونده🤏🏻 😱، بزن رو لینک رمانش نبود برو...💆🏻♀️🍃👀
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
یه شب که از خونه نامزدم بر میگشتم ، پسر عمم که سربازی بود با شنیدن خبر نامزدی من ، تو تاریکی در خونه کمین کرده بود ، گیرم انداخت و با کاری که کرد...😰💞🤫
https://eitaa.com/joinchat/1333134022C8352b9a0a6
🔴این رمان دارای صحنه های فوق هیجانی میباشد !
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
بنر تا ســاعت 23 بمونه💕
گســترده 4 ســاعته مــبینا
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرکی بامداد خمار میبینه عضو بشه👇🏼🥺
https://eitaa.com/joinchat/2631337375C0fb77ecd13
عاشق مثل منصور..:)!
هدایت شده از TB
روزمرگی های فاطمه کنکوری که میخواد فردای کنکورش ازدواج کنه 😐😂
JoinUs → // @ F A T E M E H .