هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
#پارت_1
_مادر بیا یک نگاه بنداز شاید خوشت اومد! شبیه یه تیکه ماهه!!
با عربده ای که بلند شد چسبیدم به دیوار...بسم الله این صدا برای غول بود؟!
_نمیخوام ننه؛ زن..نمیخواام!!
نکنه.. اون مرد پر از تتو و خفن...پسره ننه بود؟! بدبخت شدم که!!
_الهی قربون یال و کوپالت پسرم؛ ولی بیا ببنیش...حبه قند میمونه بس که دختر شیرینیه! امروز ...
حرف ننه کامل نشده بود که عربده بالا گرفت و...🤣🍓📵
https://eitaa.com/joinchat/2982413568C6b3979effb
هدایت شده از گســترده مــبینا|4 ســاعت بمونه🦢
ایلیا و نگار به دلیل یک اختلاف خانوادگی قسم خوردن هرگز با هم رو به نشن
اما،حالا مجبورن برای انجام یک پروژه ی مشترک در یک شهر غریب
به مدت یک ماه کنار هم زندگی کنن.
همخونه ای اجباری ❤️🔥 چه شود🙊
داستانی : عاشقانه
https://eitaa.com/joinchat/2982413568C6b3979effb
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
بنر تا ســاعت 15 بمونه💕
گســترده 4 ســاعته مــبینا
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
علیرضا ، پسر مغرور و خوشتیپی که کل خانواده بسیج شدن براش زن پیدا کنن
و یه دخترر و نشونش بدن که به دلش بشینههه و بره بگیرتش...
اما این پسر انقدر مغرور و غُده که برای فرار از خانواده و زن نگرفتن ، کلا میخواد مهاجرت کنه و از ایران بره
اما شب قبلِ پروازش ، یه دختر ریزه میزه و کوچولو رو میبینه که نظرش به کل تغییر میکنهههه و همون شب با خانواده میرن خواستگاری 😂🥺
https://eitaa.com/joinchat/3977577623Cda711bfa76