پرسید: «چطور اینقدر خوب دلداری میدهی؟»
گفتم: «همان حرفهایی را میزنم که روزی دلم میخواست کسی به من بگوید.🤍»
تو ندانی که چه ها با منِ ویران کردی ؟
که مرا یک دفعه از عشق پشیمان کردی
چه کسی بعدِ تو در خانه من می ماند
که گلستانِ مرا گوشه یِ زندان کردی
تو فقط خواسته بودی که عذابم باشی
ابرِ دلتنگِ مرا تشنه یِ باران کردی
هر چه از غیرِ جفا دیده دلت یک عمری
همه را نزد من آوردی و جبران کردی :)!