هدایت شده از چرایی
نه تنها خود فرهنگها آسیب میبینن بلکه همزمان ما به عنوان یه ایرانی بهترین پزشکمون یه ازبک (بخاراییها ازبک نیستن ولی طبق نظرات صد من یه غاز ازبکستان و در جهان موازی) میشه بهترین داستانسرامون یه ترک (آذریها ترک نیستن ولی ما طبق نظریهی خود دولت جمهوری آذربایجان میگیم) میشه بهترین عارفانهگومون یه افغان (جامه میدرم وقتی تاجیکای بلخو افغان صدا میزنن) بهترین ریاضیدانمون یه ازبک (خوارزم هم مثل بخارا)
هدایت شده از چرایی
طبق کمانکهام متوجه شدین احتمالا که کشورهای نوپای اطراف ما که عموما براساس هویت قومی بنا شدن چه ایراد بزرگ ساختاریای دارن. اونا ملت نیستن مجموعه اقوام پراکندهاین که توی یه کشور زندگی میکنن و سعی دارن از چیزهایی که توی کشورشون از یه کل بزرگ باقی مونده یه هویت بسازن (از یه تکه پارچهی جدا شده یه روسری معنادار بسازن)
هدایت شده از چرایی
ازبکستان با جمعیت نیم یا حتی نیم بیشتر فارسیزبان یه استان شورویه که رسما برای نگه داشتن تاجیکها در اقلیت بنا شده! بخارا سمرقند و خوارزم از مهمترین شهرهای تاجیک نشین سیصدسالی میشه که از خجند و بلخ و پنجشیر جدا شدن و توی هشت میلیون جمعیت فارسیزبان ده تا مدرسه به فارسی هم نیست. یه کشور ۱۰۱ ساله که داره گل سرسبد بهترین شهرهای خراسان بزرگو بیهیچ زحمتی به ارث میبره
هدایت شده از چرایی
همزمانی که بخش بزرگ فرهنگ یه ایرانی از ما گرفته میشه همونطور که گفتم از بین نمیره فقط به یه سری وارث دروغین میرسه. تیمور لنگ و چنگیز که فاتحان و عاملان بدبختی مردم بخارا بودن میشن سازندگان بزرگش و ازبکای بیتمدن فاقد حتی شهرنشینی میشن اجداد بزرگ ترکیهایهای رومی (یه بار درمورد قضیهی ملت ترک حرف میزنم. هربار به اینا فکر میکنم عمق فاجعهی جهانمونو میفهمم)
هدایت شده از چرایی
به عنوان پایان نه چندان درست و حسابی بحث خیلی پراکندهی امشب درمورد این بگیم که مردم جاهای مختلف هم مثل ماست نشستن و عوض شدن فرهنگ و هویتشونو نگاه کنن. توی بخارا هیچکس ازبکی معیار رو نمیفهمه و لهجهی ازبکی بخارایی مثل ایناست که تازه مدرک زبان گرفتن: یه جور استفاده از ساختار ازبکی برای ادای واژگان فارسی. توی بخارا حتی ازبکهای تازه بخارا آمده فارسی حرف میزنن و فارسی تا ۹۰ درصد زبان رایج شهریه که ازبکها سر فارسی حرف زدنش آدمها کشتن تبعید و شکنجه کردن.