#تلنگرانه🌱
اگر براے موضوعے کہ واقعاً ارزش دارد، منقلب بشوے، انسانِ بزرگے خواهےشد.✨
مثلاً فکرکن اگر امامزمان(ع) از تو راضے باشد این نکتہ منقلبت مےکند؟🤔
بگذار دعاےعهد، زیارت عاشورا و روضۀامامحسین(ع) منقلبت کند.😃
اصلاً چرا اشک مهماست؟براے اینکہ علامت منقلبشدنِ دل است.🌱
#استاد_پناهیان
https://eitaa.com/joinchat/1693581381C9d5d00f1d5
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#خـــــلاقیت_تایـــــم
آمـــــوزش نقـــــاشـے آبـــــࢪنگـــےツ🌃🎨
دࢪ ابتـــــدا تمـــــام سطحــے مـــد نظـــࢪ داࢪیـد ࢪو بـا قلمـو آغشتـہ بہ آب خیـس مےڪنیـد تـا ࢪنـگ ها بہ خوبـے پخـــش بشنـد.💦
بعـــد از اتمـــام ࢪنـــگ آمیـزے آسـمان صبـࢪ مےڪنـید تا دوࢪش خشڪ بشـہ و دوبارھ همـین مـــࢪاحل ࢪا بࢪاے ࢪنـگ آمیـزے مـاہ تکࢪاࢪ ڪنیـد.
نڪتہ ⇦جوهـࢪی ڪہ دࢪ آموزش مےبینید جوهࢪ ماژیڪ های آبـرنگے یا اڪولین هستـند البتـہ شمـا مےتونیـد از آبرنـگ هم استفـاده کنیـد⇨☺
https://eitaa.com/joinchat/1693581381C9d5d00f1d5
AUD-20200818-WA0008.mp3
8.51M
🍂🥀🍂🥀
🥀🍂🥀
🍂🥀
🥀
#آن_سوی_مرگ 🔗
#قسمت_چهارم🌱
⭕️تجربه ای از جهان👀 پس از مرگ ⭕️
#پیشنهاد_دانلود👌
─━✿❀✿♣️✿❀✿─━
https://eitaa.com/joinchat/1693581381C9d5d00f1d5
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👥سࢪبـازهـاۍࢪهـبـࢪ🍃
موندن٘ تــۅ راھ حیدࢪ👣
عــمّــاࢪ داࢪھ این٘ خـاڪ😎✌️🏻
.
.
.
🎧|#حامد_زمانی
https://eitaa.com/joinchat/1693581381C9d5d00f1d5
𖤐⃟🧡••some people will learn how to appreciate you by losing you!
برخے از افراد یاد مے گیرند ڪه چگونه با از دست دادن شما قدر شما را بدانند!
#بیو🍊
#انگیزشی🍓
https://eitaa.com/joinchat/1693581381C9d5d00f1d5
#عامل_دشمنی_چیست؟😬🔗
شعار مرگ بر آمریکا عامل دشمنی آمریکا با ماست، اگه اینقدر مرگ بر آمریکا نگیم اینقدر دشمنی و مشکلات برای ما درست نمیشه!! بدبختی ما از وقتی شروع شد که یه عدهای از دیوار سفارت این کشور بالا رفتند.
✅ پاسخ
🔹 کسانی که فکر میکنند دشمنی آمریکا با مردم ایران بعد از ۱۳ آبان و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا پیدا شد، یا نمیدانند یا خود را به ندانستن زدهاند و دشمنیهایی مثل کودتای ۲۸ مرداد را فراموش کردند!! اون زمان نه شعار مرگ بر آمریکا بود و نه حکومت اسلامی و نه حتی یک دولت اسلامگرا، بلکه دولت مصدق که دولتی مردمی و نسبتاً مستقل بود را هم تاب نیاوردند و سرنگون کردند. ( در خصوص اعتراف سیا به نقشآفرینی در کودتای ۲۸ مرداد، به سایت بیبیسی مورخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ مراجعه کنید)
تحمیل قانون کاپیتولاسیون و گرفتن حق توحش برای مستشاران آمریکایی مستقر در ایران در زمان پهلوی نشانههای دیگری از دشمنی آشکار آمریکا نسبت به مردم ایران و روحیهی استکباری این کشور تمامیت خواه است.
همهی اینها، غیر از اسناد غیرقابل انکاری است که از لانهی جاسوسی آمریکا به دست آمد.
بنابراین شعار مرگ بر آمریکا و تسخیر لانه جاسوسی، نتیجهی دشمنی آمریکا با ایران است نه عامل دشمنی!
https://eitaa.com/joinchat/1693581381C9d5d00f1d5
🌸گفتم خدایا چگونه به تو اعتماد کنم؟
🌸گفت هرگز خداوند زیر قولش نخواهد زد
🌸الهی به حق کلام خدا که خالق ماست
همه مشکلات و گرفتاری هامون به زودی حل بشه
#منتظر_اتفاق_خوب 🌈
━
🌹تو چه دانى، شايد خدا از اين پس امرى تازه پديد آورد🌹
https://eitaa.com/joinchat/1693581381C9d5d00f1d5
✨|بِـــــدونِ💌 سِـــــمَت|✨
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸 🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸 🌼🌸🌼🌸🌼🌸 🌸🌼🌸🌼🌸 🌼🌸🌼🌸 🌸🌼🌸 🌼🌸 🌸 #رمان_تایم #پارت_18 #آقای_سلیمان_میشود_من_بخوابم ک
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌸🌼🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸
🌸🌼🌸
🌼🌸
🌸
#ࢪمان_تایـم
#پاࢪت_19
#آقاے_سلیـمان_مےشود_مـن_بخـوابم
از مدیونی او به خودم چیزی نفهمیدم. هرچه اصرار کردم که دلیل لطفش به یک ارمنی را بگوید ،طفره رفت و حرف را عوض کرد . با وجود کنجکاوی ام ،دیگر ادامه ندادم تا اینکه تاجی خانم هم به جمعمان اضافه شد:
_روبیک جان!تو معمای یازده ساله ما رو حل کردی... یازده ساله که حاجی محبوبی منتظر توست.
تاجی خانم تا قبل از این ، توی آشپزخلنه بود و از گفت و گوی ما خبر نداشت و نمی دانست که حاجی محبوبی تا این لحظه نخواسته چیزی در این باره بگوید. حاجی با اشاره چشم و ابرو، میخواست به همسرش بفهماند که چیزی نگوید ،اما تاجی خانم متوجه نشد و رو به او کرد :
_حکایت انتظار یازده ساله ت رو تعریف کردی برای روبیک جان؟
حاجی محبوبی چیزی نگفت . تسبیحش را در دست میچرخاند،دو دور،دورِ مچش پیچید و سیبی از ظرف میوه ها برداشت و شروع کرد به پوست کندن.
هر سه ساکت بودیم . حاجی در حالی که سیب را پوست میکند ،زیر چشمی نگاهی انداخت به من که ساکت بودم و چشم به دهانش دوخته بودم تا حرف بزند . سیب و کارد را تی بشقابش گذاشت و ظرف میوه را با یک دست برداشت و همانطور که نشسته بود ، جلوی من گرفت :
_سیب بخور روبیک جان!برای قلب خوبه ها...
تشکر کردم و پیش دستی ام را نشانش دادم تا به حاجی بفهمانم که برود سراصل مطلب . پر میوه بود که خودش و تاجی خانم هی توی بشقاب گذاشته بودند و من هنوز به هیچ کدام دست نزده بودم . دو تا سیب دست نخورده در آن بود که یکی را خودش گذاشته بود و یکی دیگرش را تاجی خانم .
اما حاجی نمی خواست حرفی بزند و تاجی خانم که هنوز متوجه این نشده بود ،دوباره حرفش را تکرار کرد و از او خواست که ماجرایش را نقل کند..
🌸
🌼🌸
🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸
🌸🌼🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌸🌼🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸
🌸🌼🌸
🌼🌸
🌸
#ࢪمان_تایـم
#پاࢪت_20
#آقاے_سلیـمان_مےشود_مـن_بخـوابم
حاجی سیبش را که نیمه کتره پوست کنده بود،از توی بشقاب برداشت و با وصله پوست کندنش را ادامه داد. چند دقیقه خودش را با سیب مشغول کرد و از خواص سیب گفت ،اما سکوت من و تاجی خانم و عدم همراهی مان با بحث خواص سیب را که دید،انگار مجبور شد حرف بزند . با اکراه و بریده بریده شروع کرد :
_من و این تاج الملوک،پسردایی و دخترعمه هستیم .مادر خدابیامرزش که میشد عمه من ،ساکن تهران بود.
حاجی یک سیب گذاشت توی دهنش تاجی خانم از فرصت استفاده کرد:
_یعنی چون بابای من تهرانی بود از وقتی ازدواج کردن ، باهم رفتن تهران و دیگه برای همیشه موندگار شدن.
حاجی محبوبی سیبی را که در دهان گذاشته بود را سر فرصت جوید و با حوصله قورت داد ;انگار منتظر بود رشته کلام عوض شود،اما اشتیاق من را که دید ادامه داد:
_بعد از اینکه تاجی به دنیا اومد،طولی نکشید که پدرش یعنی شوهر عمه من فوت کرد و عمه م دیگه ازدواج نکرد و تنهایی دخترش رو بزرگ کرد تا اینکه شد عیال ما ،چیزی نگذشت که سر ارث و میراث توی خانواده بگو مگو هایی شد.من چون جوون بودم و جاهل ،رفت و آمد تاجی رو با مادرش ممنوع کردم... جز دو یه بار که به طور اتفاقی پیش اومد،نه گذاشتم تاجی بره تهران و ببیندش و نه وقتی اون میومد تبریز ، عیال حق داشت بره پیشش ...
تاجی خانم قوز کرده بود و با نوک انگشتش با گل های قالی بازی میکرد.چادرش را آنقدر پایین کشیده بود که چیزی از صورتش پیدا نبود . حسم می گفت که ریز ریز اشک می ریزد.
🌸
🌼🌸
🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸
🌸🌼🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸