هر چند امیدی به وصال تو ندارم
یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم
ای چشمه ی روشن ! منم آن سایه که نقشی
در آینه ی چشم زلال تو ندارم
می دانی و می پرسیم ای چشم سخنگوی
جز عشق جوابی به سوال تو ندارم
ای قمری هم نغمه ! درین باغ پناهی
جز سایه ی مِهرِ پر و بال تو ندارم
از خویش گریزانم و سوی تو شتابان
با این همه راهی به وصال تو ندارم
^᪲᪲بـہلیـمۅ
در هوا پیچیده عطر خوب تو،
اشتباه کردم من بوی گل اینجا پر شده.!!
#بهلیموِ_نویسنده
.