eitaa logo
ـ بلیط‌یِک‌طَـرَفـه|☫
128 دنبال‌کننده
572 عکس
316 ویدیو
4 فایل
و جانم را به تو میسپارم؛¹³⁴³ اینجا٫؟وقــفِ دیپلمات ِشهید [دکترحسین‌امیرعبداللهیان]؛ کپی؟! خیر الخصوص در مورد متن‌های که میذارم! هر چی خواستین بگین در خدمتم: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1akm6dk&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
اونجایی که حتّی سایه‌بون نداره، حرم کریمه؛
از گنبد و بارگاه نشون نداره، حرم کریمه؛
ـ بلیط‌یِک‌طَـرَفـه|☫
که دیــدارت مَـرا آرام ِ جـان است؛♥️
-نکند فکر کنی در دلِ من یادِ تو نیست  گوش کن، نبضِ دلم زمزمه اش با تو یکیست
به وقت ِ یکم شهریور ماه ِ سال ِ یک هزار و سیصد و پنجاه و هشت؛)🤍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سهم ما دیدن ُ دل بستن ُ دل کندن شد؛)))
ـ بلیط‌یِک‌طَـرَفـه|☫
ـــ
دی ماه ۱۴۰۲ دکتر امیرعبداللهیان هم به عنوان خادم پذیرفته شد. قرار شد هر زمان که به مشهد رفت، برود پشت یکی از میزها بنشیند و پاسخگوی مردم در زمینه‌ی سیاست خارجه باشد. زمستان ۱۴۰۲ دکتر مشغول قضیه فلسطین بود و فرصت نکرد برود مشهد. بهار ۱۴۰۳ هم جزو روزهای شلوغ او بود، اما دلش نمی‌آمد پوشیدن لباس خادمی اما رضا(ع) را بیشتر از این به تاخیر بیندازد. تصمیم داشت روز میلاد علی‌ابن‌موسی‌الرضا(ع) برود مشهد، لباس خادمی اش را بگیرد و کارش را شروع کند. این تصمیم دکتر بود، اما امام رضا جور دیگری دوست داشت و در شب تولدش او را برای همیشه پیش خود برد. آقای وزیر/ محمد علی جابری
این تیکه از کتاب آقای وزیر بیشتر از بقیه ی قسمت هاش منو به گریه انداخت؛ مهربانی آقا بیشتر از قبل برام روشن شد همین چند خط شد هاله ی امید داخل ناامیدی برای من؛( ولی حقیقتا زبانم قاصره🙂🤌🏻 «این تصمیم دکتر بود، اما امام رضا جور دیگری دوست داشت» [اون دلنوشته هم بمونه برای بعد]