eitaa logo
ᏰᏋᏗᏬᏖᎥᎦᏬᏝ.🐈🖤
1.2هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
1.9هزار ویدیو
204 فایل
вє нαρρу ιт'ѕ  мαкєѕ уσυя єиємιєѕ ѕα∂ รՇคгՇ 2025/5/26 ᏇᏋ https://eitaa.com/joinchat/3971548332C2c301891ba ภєเﻮђ๒๏гɭץ ςђคՇ..🐈🖤 https://eitaa.com/joinchat/3728934484Cf70413d2ab
مشاهده در ایتا
دانلود
۲_دوستی ، جنگ و عشق دو تا دوست که باهم خوشحالن و میخندن و اصلا نمیتونن بدون هم زندگی کنن . اونا نیلسو و لیزگه بودند . اونا در پارک نشسته بودند . نیلسو گفت : الان واقعا میخوای بری پیش دخترخالت ؟! اون سر کشور ؟! لیزگه گفت : آره به خاطر دانشگاه مجبورم برم پیشش . نیلسو گفت : من نمیتونم دوریت و تحمل کنم . لیزگه گفت : مگه من میتونم . نمیشه تو هم با من بیای ؟! نیلسو گفت : نه . مامانم گفته تنهایی نمیذاره برم سفر . لیزگه گفت : مگه دست اونه ؟! نیلسو گفت : مامانم بعد از مرگ بابام خودشو رئیس خونه میدونه . من و برک و دیوونه کرده . لیزگه گفت : مگه اسم داداشت برک علی نیست ؟! چرا بهش میگید برک ؟! نیلسو گفت : چون که برک علی خیلی سخته . رندش کردیم . بهش میگیم برک . حالا این و ولش . لیزگه گفت : پس خانم آنجلینا جولی افسار تو و داداشت و گرفته تو مشتش . نیلسو گفت : دختر خالت چند سالش بود ؟! اصلا اسمش چی بود ؟! لیزگه گفت : ال . ۲۶ سالشه . ۳ سال ازم بزرگ تره . نیلسو گفت : واقعا ؟! اون وقت . باهاش صمیمی هستی ؟! لیزگه گفت : نه بابا اصلا . رابطمون از موش و گربه هم بدتره . نیلسو گفت : حالا میخوای چجوری باهاش سر کنی ؟! لیزگه گفت : من مخفیانه میرفتم سرکار پول در می آوردم . به ال میگم که یک دوستی دارم میرم پیش اون . بعد با اون پول هایی که دارم هتل میمونم تا بتونم یک خونه ای اجاره کنم . نیلسو گفت : این ور میای دیگه ؟! لیزگه گفت : آره میام . و جفتشان گریه کردند و همدیگر رو بغل کردند ... پارت ۱ ادامه دارد... https://eitaa.com/Beutiful6
و یک پارت دیگه👇🏻
نیلسو با چشمانی پر از اشک به خانه رفت . مادرش یعنی آنجلینا او را دید و گفت : چته دختر . چرا گریه میکنی ؟! نیلسو جوابش رو نداد . مادرش داد زد و دوباره حرفش را تکرار کرد . نیلسو گفت : لیزگه داره میره پیش دختر خالش . آنجلینا گفت : خب به تو چه ربطی داره که لیزگه داره میره . خودش می خواست نره . دختر من نباید گریه کنه . نیلسو گفت : ولی من نمیتونم گریه نکنم . آنجلینا داد زد و گفت : تو غلط میکنی . برک صدای آنها را شنید و از اتاقش بیرون آمد و گفت : چی شده مامان ؟! باز سر نیلسو داد زدی . آنجلینا گفت : آره داد زدم . دخترمه . پس هر وقت دلم بخواد میتونم سرش داد بزنم . برک گفت : آخه سر چی ؟! آنجلینا گفت : سر اینکه خانم برای اینکه دوستش داره از پیشش میره گریه میکنه . دختر من باید قوی باشه . من آنجلینا جولی ام . کم آدمی نیستم . و پاش و محکم رو زمین کوبید و رفت . برک گفت : ولش کن بابا . دیگه داره زیاده روی میکنه . یه دو تا چیز اختراع کرده فکر میکنه کی هست . به خدا اگر میتونستم خودم و تو رو از دستش یه جایی گم و گور میکردم . نیلسو اشکش رو پاک کرد و آروم گفت : چرا نمیتونیم ؟! میتونیم شب که خوابه از خونه بزنیم بیرون و با لیزگه بریم . برک فکر کرد و اونم آروم گفت : آره فکر خوبیه . امشب این کار و میکنیم . برو برق های اتاقت و خاموش کن . منم خاموش میکنم . که فکر کنه خوابیم . بعد وسایلت و جمع کن ساعت ۴ آماده باش . الان هم بریم شروع کنیم . برو به لیزگه هم زنگ بزن هماهنگ کن . منم بلیت میگیرم . نیلسو گفت : باشه . نیلسو و برک به اتاق هایشان رفتند ... پارت ۲ ادامه دارد... https://eitaa.com/Beutiful6
Good night🦋💖
ᏰᏋᏗᏬᏖᎥᎦᏬᏝ.🐈🖤
علی یاسینی متولد ۱۴ آذر ۱۳۷۵ در تهران است، او فارغ‌التحصیل رشتهٔ معماری در مقطع لیسانس می‌باشد، با ن
تولدش مبارک🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🧸🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀