آنسویابرها.
"... تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان!"
داغ عزیزانی که مهرشان با خون در رگهایت آمیخته، هرگز سرد نمیشود. اندوهشان همچون هیزمیست پنهان زیر خاکستر، که با کوچکترین آهی یا نسیمی سرخ میشود و شعلههایش دوباره اوج میگیرد.
به عنوان یه دختر ۱۹ ساله یک زندگی چقدر کم به نظر میرسه واسه امتحان کردن بیش از یک شغل، یادگرفتن کلی زبان، سفر به جاهای مختلف، به دست آوردن تجربههای جدید و...
هدایت شده از ⭐
+ کاش درخت بودم، رشد میکردم و سبز بودم.
- ولی درخت خیلی آفت و حشره داره، اذیتت میکرد.
+ بهعنوان یه درخت، با این چیزا کنار اومدن رو هم بلد بودم.
- پس چرا الان که آدمی، کنار اومدن با مشکلاتی که تو رو به درخت بودن مایل کرده یاد نمیگیری؟
هدایت شده از کاشابربودم.
این شبها که آخر هر تجمع مداح از شهدای جنگ رمضان روضه میخونه و در نهایت گرهشون میزنه به روضههای کربلا، یاد جملهای میافتم که فاطمه توی بیوش نوشته. «هر انسانی، روزی باید روضههای خوانده و گریستهاش را زندگی کند.»
چقدر سایهی بیفایده بودن روی تمام تنم سنگینی میکنه. خدایا لطفاً اون دغدغهای که دنبالشم زود زود بزار تو دامنم.