eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
276 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
بخشی از زيبایی های وقايع کربلا ...! ✿ زيباترین خواهش یک زن ↯ همراه کردن زهير با امام حسین (ع) توسط همسرش ✿ زيباترين بازگشت ↯ توبه حر و الحاق به سپاه امام حسين (ع) ✿ زيباترين وفاداری ↯ آب نخوردن حضرت اباالفضل (ع) در شط فرات ✿ زيباترين جنگ ↯ نبرد حضرت علی اکبر (ع) با دشمن ✿ زيباترين واکنش ↯ پرتاب کردن سر وهب توسط مادرش به طرف دشمن ✿ زيباترين پاسخ ↯ احلیٰ مِن الْعَسَل جناب قاسم ابن الحسن(ع) ✿ زيباترين هديه ↯ تقديم عون و محمد به امام حسين (ع) توسط مادرشان حضرت زينب (س) ✿ زيباترين نماز ↯ نماز ظهر عاشورا در زير باران تير ✿ زيباترين جان نثاری ↯ حائل قرار دادن دست ها، توسط عبدالله ابن الحسن (ع) و دفاع از عمو ✿ زيباترين سخنرانی ↯ سخنرانی امام سجاد (ع) و حضرت زينب (س) در کاخ ظلم ❗️ از همه زيبايى ها زيباتر، جمله «ما رأيتُ إلّٰا جميلاً» که حضرت زينب (س) حيدر وار بيان کرد. وقتی که یزید با کنایه از ایشان پرسید: خب, چه دیدی؟ و خانم جواب دادند: ⇦ غیر از زیبایی چیزی ندیدم ⇨ @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
◼️ #محمد_تولایی، طلبه جوان مشهدی که چندی پیش مورد سوء قصد قرار گرفته بود، صبح‌ امروز در بیمارستان ق
لعنت خدا بر اندک "روحانی‌"‌های اشرافی و مسئولان مرفه و بی درد که این طلبه ساده و مستاجر مشهدی، قربانی اقدامات آنها شد (حجت الاسلام که چندی پیش با قمه افراد ناشناس مضروب شده بود، صبح امروز درگذشت تا در کنار اربابش حسین متنعم باشد) "عباس کلاهدوز🇮🇷" @Beyzai_ChanneL
‌ بسم الله الرّحمن الرّحیم يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ ...(نساء/٥٩) قصه غریبی است این ماجرای عطش و از آن غریب تر قصه کسی است که همه او را ساقی بدانند و چشم همه برای آب به او باشد، اما کاری از او بر نیاید ...! سکینه و رقیه و بچه ها گفته بودند: آب ... و هستی ِ عباس آب شده بود و قطره قطره چکیده بود پیشِ پایشان ... من نمی دانم میان این عمو و آن برادزاده ها چه گذشته بود که عباسِ ادب ، پیش روی ِ شما ایستاده بود و گفته بود: آقا تابم تمام شده است ... و شما رخصت داده بودید دلتان ولی ناآرام بود تا آن که صدای استغاثه اش بلند شد که: اَدرک اُخاک من فدای شما، آن لحظه ای که صدایتان هلهله دشمن را به آسمان برد: الان انکسر ظهری و قلّت حیلتی ... خاک بر من بدون عَلَم بازگشتید، بدون علمدار، بدون مشک، بدون سقا ... در برابر نگاه منتظر بچه ها فقط به سمت خیمه عباس رفتید و عمود خیمه را کشیدید ... سلام بر لبهایی که آب را تا ابد شرمنده کرد السلام علیک یا ساقی عطاشی کربلاء @Beyzai_ChanneL
💠چهل و دو: ⚫️معمولا وقتی با هم بودیم، در مورد وضعیت سوریه از او زیاد سؤال می‌کردم. ⚪️حدود دو سال پیش بود که یکبار آمده بود تبریز. در خانه پدر بودیم که بحثمان کشید به بشار اسد و من پرسیدم که بنظرت بشار می‌ماند یا رفتنی است؟ گفت: اگر تا ۲۰۱۴ بماند، بعد از آن حتما رأی می‌آورد. 🔵در فضای رسانه‌ زده آنروز اصلا انتظار چنین جوابی را نداشتم. گفتم: از کجا معلوم تا ۲۰۱۴ بماند؟ گفت: اگر ارتش سوریه کاملا از بین برود هم بشار اسد باز مقاومت می‌کند. 🔵بیشتر تعجب کردم اما او این حرف‌ها را با اطمینان و بدون تزلزل میزد. این روزها تحلیل‌هایش مدام یادم می‌افتد. بصیرت سیاسی خوبی داشت و در مورد اوضاع سیاسی آدم مطلعی بود. یادش بخیر. ☝️🏻☝️🏻 تعقیب سلسله ی خاطرات کپی مطلب با ذکر صلوات برای شادی روح شهید بیضائی عزیز، بلامانع است. @Beyzai_ChanneL
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔶 نام: #شهید #محمد_تولایی. 🔶 جرم: طلبه بودن. 🔶 محل ضربت خوردن: داخل پیکان لاکچریش و بعد از بیرون آمدن از کتابخانه. 🔶 وضعیت تاهل: متاهل و دارای سه فرزند. 🔶 وضعیت اسکان: مستاجر. @Beyzai_ChanneL
🌷شهید عبداللہ باقری تولد : ۲۹ فروردین ۱۳۶۱ تهران شهادت : ۱ آبان ۱۳۹۴مصادف با شب تاسوعای حسينی حومه حلب(عمليات محرم) پس از اخذ مدرک دیپلم و در سال 1379در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشغول خدمت شد. سال 1381 عقد و سال 1382 زندگی مشترکشان را شروع کردند در آغازِ خدمت عضو تیم رهایی گروگان بود اما از سال 1383 به سپاه انصارالمهدی  ملحق شد تا در تیم‌های حفاظت اشخاص انجام وظیفه کند. از همان اوایل آغاز درگیری ها در سوریه تلاش فراوانی برای سفر به سوریه داشت اما هر بار فرماندهان سپاه انصار با درخواست وی مخالفت می‌کردند تا این که اولین بار در اسفندماه سال 1393 برای یک ماموریت کوتاه سه روزه عازم شامات شد. وقتی می‌خواست برود، به مادرش گفت: مادرم تو 5 فرزند پسر داری نمی خواهی خُمسش را بدهی و یکی را در راه دفاع از اسلام و اهل بیت فدا کنی؟ مگر همیشه نمی گفتی فرزندانم فدای اهل‌بیت! امروز همان روز است؛ تو باید با رضایتی که در رفتن من به سوریه می دهی، به اهل بیت لبیک بگویی و در عمل حمایت خود را از اسلام ثابت کنی، در این صورت است که در قیامت شرمنده نیستی و نخواهی گفت پنج فرزند پسر داشتم و از اسلام دفاع نکردم و در مقابل حضرت زهرا(سلام الله علیها) سرت را پایین نمی‌اندازی. ما را خودت اینچنین تربیت کرده‌ای. بعد از شنیدن صحبتهایش مادر با رضایت او را به خدا سپرد. 🌷اشتیاق شهید باقری برای بازگشت به سوریه پس از اولین اعزامش صد چندان شده بود و به تعبیر دایی محترمشان، حاج عبدالله مانند اسپند روی آتش شده بود و با دیدن اوضاع سوریه نمی‌توانست اینجا طاقت بیاورد. اعزام دوباره حاج عبدالله شش ماه طول کشید و در طول این مدت ایشان به هر دری می زد تا سریعتر به جبهه برگردد تا بالاخره در مهر ماه سال 1394 دومین اعزام او رقم خورد و در یازدهمین روز پاییز دوباره راهی شد و تنها 20 روز پس از دومین اعزام در آخرین روز مهر سال 1394 مصادف با شب تاسوعا همراه با امین کریمی که از همرزمانش در سپاه انصار المهدی بود، در حومه شرقی شهر حلب به درجه رفیع شهادت رسید. @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
💠شهید عبدالله باقری: قربان مظلومیت خانم زینب(س) چقدرحرمش خلوت بود،به‌خاطر اوضاع جنگ حرمش زیاد زائر ندارد،خدا ان‌شاءالله کمک کند که زودتر داعشی‌ها و تکفیری‌ها نابود شوند و سوریه آزاد شود و خانم حضرت زینب(س)هم تنها نباشد می‌رویم تا ان‌شاءالله سوریه را ازچنگال داعشی‌ها،تکفیری‌ها،آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها نجات دهیم پیراهنی که با آن برای امام حسین(ع) عزاداری کرده ام را روی پیکرم داخل قبر بگذارید. @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃 #قسمت_نهم 🌀همیشه روی لبش لبخند بودنه از این بابت که مشکلی ندارد.من خبردارم که
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃 ✳ایام فتنه بود و هرروز اتفاق جدیدی می افتاد.دستوررسیده بودکه بچهای بسیج ایست بازرسی انجام دهند.هادی با یکی ازبچهاکه مسلح بوداطراف خیابان ارجمندی با موتور امدند. 🔷ساعات پایانی شب بودکه کارما آغازشد.هنوزساعاتی نگذشته بود که یه سواری قبل رسیدن به ایست بازرسی توقف کرد بعد دنده عقب گرفت و به سمت خیابان ارجمندی رفت.به محض ورود به آن خیابان هادی ودوستش با موتور مقابل اوقرار گرفتند. ❇هریک از انها درب خودرو را باز کردند وفرار کردند.راننده به سرعت فرار کرد اما یکی از انها به سمت یک کوچه ی بمبست رفت.هادی به سمت اورفت و قبل از اینکه به کمک او برویم آن قاچاقچی تریاک رابا دست وچشمهای بسته اورد. 💟جای تعجب این بود که هادی نصف هیکل آن مرد را داشت و بعدا تعریف کرد که انتهای کوچه تاریک بوده وبه آن مرد گفته اگه حرکت کنی میزنمت و بعد هادی چشمهایش را بسته تا نبیندکه مسلح نیست . 🔶بچه های بسیج مردم را متفرق کردندبعدهم مشغول شناسایی ماشین شدند.یک بسته ی بزرگ زیر پای راننده بود.همان موقع بچهای کلانتری 14از راه رسیدندو شناسایی کردند که این بسته تریاک است. ⭕ماشین و متهم و موادمخدربه کلانتری منتقل شدند.ظهرفردا که وارد مسجدشدیم دیدیم یک پلاکارد تشکر ازسوی مسئول کلانتری جلوی درب مسجد نصب شده بود.از ان پلاکارد از همه ی بسیجیان مسجد بخاطر این عملیات و دستگیری یکی از قاچاقچیان مواد مخدر تقدیر شده بود. 📚برگرفته از کتاب پسرک فلافل فروش ️❣❤️❣❤️❣❤️ ❣❤️❣❤️❣❤️ ✍ ادامه دارد ... @Beyzai_ChanneL 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا