🌷شهید عبداللہ باقری
تولد : ۲۹ فروردین ۱۳۶۱ تهران
شهادت : ۱ آبان ۱۳۹۴مصادف با شب تاسوعای حسينی حومه حلب(عمليات محرم)
پس از اخذ مدرک دیپلم و در سال 1379در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشغول خدمت شد.
سال 1381 عقد و سال 1382 زندگی مشترکشان را شروع کردند
در آغازِ خدمت عضو تیم رهایی گروگان بود اما از سال 1383 به سپاه انصارالمهدی ملحق شد تا در تیمهای حفاظت اشخاص انجام وظیفه کند.
از همان اوایل آغاز درگیری ها در سوریه تلاش فراوانی برای سفر به سوریه داشت اما هر بار فرماندهان سپاه انصار با درخواست وی مخالفت میکردند تا این که اولین بار در اسفندماه سال 1393 برای یک ماموریت کوتاه سه روزه عازم شامات شد.
وقتی میخواست برود، به مادرش گفت: مادرم تو 5 فرزند پسر داری نمی خواهی خُمسش را بدهی و یکی را در راه دفاع از اسلام و اهل بیت فدا کنی؟
مگر همیشه نمی گفتی فرزندانم فدای اهلبیت! امروز همان روز است؛ تو باید با رضایتی که در رفتن من به سوریه می دهی، به اهل بیت لبیک بگویی و در عمل حمایت خود را از اسلام ثابت کنی، در این صورت است که در قیامت شرمنده نیستی و نخواهی گفت پنج فرزند پسر داشتم و از اسلام دفاع نکردم و در مقابل حضرت زهرا(سلام الله علیها) سرت را پایین نمیاندازی. ما را خودت اینچنین تربیت کردهای.
بعد از شنیدن صحبتهایش مادر با رضایت او را به خدا سپرد.
🌷اشتیاق شهید باقری برای بازگشت به سوریه پس از اولین اعزامش صد چندان شده بود و به تعبیر دایی محترمشان، حاج عبدالله مانند اسپند روی آتش شده بود و با دیدن اوضاع سوریه نمیتوانست اینجا طاقت بیاورد.
اعزام دوباره حاج عبدالله شش ماه طول کشید و در طول این مدت ایشان به هر دری می زد تا سریعتر به جبهه برگردد تا بالاخره در مهر ماه سال 1394 دومین اعزام او رقم خورد و در یازدهمین روز پاییز دوباره راهی شد و تنها 20 روز پس از دومین اعزام در آخرین روز مهر سال 1394 مصادف با شب تاسوعا همراه با امین کریمی که از همرزمانش در سپاه انصار المهدی بود، در حومه شرقی شهر حلب به درجه رفیع شهادت رسید.
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
💠شهید عبدالله باقری:
قربان مظلومیت خانم زینب(س)
چقدرحرمش خلوت بود،بهخاطر اوضاع جنگ حرمش زیاد زائر ندارد،خدا انشاءالله کمک کند که زودتر داعشیها و تکفیریها نابود شوند و سوریه آزاد شود و خانم حضرت زینب(س)هم تنها نباشد میرویم تا انشاءالله سوریه را ازچنگال داعشیها،تکفیریها،آمریکاییها و اسرائیلیها نجات دهیم
پیراهنی که با آن برای امام حسین(ع) عزاداری کرده ام را روی پیکرم داخل قبر بگذارید.
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃 #قسمت_نهم 🌀همیشه روی لبش لبخند بودنه از این بابت که مشکلی ندارد.من خبردارم که
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃
#قسمت_دهم
✳ایام فتنه بود و هرروز اتفاق جدیدی می افتاد.دستوررسیده بودکه بچهای بسیج ایست بازرسی انجام دهند.هادی با یکی ازبچهاکه مسلح بوداطراف خیابان ارجمندی با موتور امدند.
🔷ساعات پایانی شب بودکه کارما آغازشد.هنوزساعاتی نگذشته بود که یه سواری قبل رسیدن به ایست بازرسی توقف کرد بعد دنده عقب گرفت و به سمت خیابان ارجمندی رفت.به محض ورود به آن خیابان هادی ودوستش با موتور مقابل اوقرار گرفتند.
❇هریک از انها درب خودرو را باز کردند وفرار کردند.راننده به سرعت فرار کرد اما یکی از انها به سمت یک کوچه ی بمبست رفت.هادی به سمت اورفت و قبل از اینکه به کمک او برویم آن قاچاقچی تریاک رابا دست وچشمهای بسته اورد.
💟جای تعجب این بود که هادی نصف هیکل آن مرد را داشت و بعدا تعریف کرد که انتهای کوچه تاریک بوده وبه آن مرد گفته اگه حرکت کنی میزنمت و بعد هادی چشمهایش را بسته تا نبیندکه مسلح نیست .
🔶بچه های بسیج مردم را متفرق کردندبعدهم مشغول شناسایی ماشین شدند.یک بسته ی بزرگ زیر پای راننده بود.همان موقع بچهای کلانتری 14از راه رسیدندو شناسایی کردند که این بسته تریاک است.
⭕ماشین و متهم و موادمخدربه کلانتری منتقل شدند.ظهرفردا که وارد مسجدشدیم دیدیم یک پلاکارد تشکر ازسوی مسئول کلانتری جلوی درب مسجد نصب شده بود.از ان پلاکارد از همه ی بسیجیان مسجد بخاطر این عملیات و دستگیری یکی از قاچاقچیان مواد مخدر تقدیر شده بود.
📚برگرفته از کتاب پسرک فلافل فروش
️❣❤️❣❤️❣❤️
❣❤️❣❤️❣❤️
✍ ادامه دارد ...
@Beyzai_ChanneL
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
اولین زائرش
حسین(ع) بـود ...
جای سینه ،
دست بر کمر گذاشت ...
#فنعم_الاخ_المواسي_عباس
@Beyzai_ChanneL
هدایت شده از شهید محمودرضا بیضائی
طبق قرار شبانه هرکس ۵ صلوات به نیابت از #شهید_بیضائی جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان «عج»
» اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم »
@Beyzai_ChanneL