چه کار کنیم؟!
مگر چاره ای داریم جز اُمید داشتن
به آمدنِ روزهای نیامده ای که
حق جوانی ما بود…؟
هدایت شده از -باوان
غمها را نمىتوان كم كرد، بايد خودت را زياد كنى، بايد سينهات را گسترده كنى. آنوقت غمهاى بزرگ در اين سينهى بزرگتر از هستى و عظيمتر از دريا هيچ طوفانى نمىآورند و هيچ بحرانى نمىزايند.
برکت این است که از امکانات محدود بهره زیادی بدست آوری.
عین صاد: استاد علی صفایی حائری
https://eitaa.com/Bi_tab/92 :برای
✨🤍
بیتاب.
غمها را نمىتوان كم كرد، بايد خودت را زياد كنى، بايد سينهات را گسترده كنى. آنوقت غمهاى بزرگ در ا
غم هارا نمیتوان کم کرد...تشکر🌱✨
هدایت شده از • پـَـنـاهــگاهـَم •
نمیدانم در من چه شده بود ! قلبم ذرهذره در اشک چشمانم حل میشد و من نمیتوانستم آن درد ِعظیمش را تحمل کنم ؛
بُهت چَشمانَم را میتوان حتی در دورترین حالت ممکن دید ؛گویی انگار پس از درد های کوچک و ریز برایش یک درد بزرگ شده و آن درد طاقت فرسا :)
روزگار او تلخ میگذشت و او تنها کاری که میتوانست انجام دهد این بود که فقط چشمانش را ببندد و آرام آرام بگریسد !
بله . . . .
او دلتنگ بود ؛
دلتنگ ِخودش ، دلتنگ ِ خاطراتش ، دلتنگ ِ حال خوبش !
اما هیچ راهی نبود که او از این گَزند بگُریزد و فرار کند,تنها کاری که میتوانست انجام دهد این بود که موزیک ِ مورد علاقه اش که از استاد شجریان بود را پلی کند و با تمام وجود خود را بر روی پلکان چشمش خالی کند :)
اما هنوز امیدوارست . . . . .
امیدوار به روزهای خوب!
ولی برای او تنها این دعا را میکنم که قبل از رسیدن به روزهای خوب ، تمام نشود .
نَژَند؟ آری خودش را گفتم .
خوب او را شناختید , آفرین بر شما !
_________
نوشته شده : · نَژَند ·