eitaa logo
اشعار مداحی‌های حاج ابوذر بیوکافی
1.6هزار دنبال‌کننده
22 عکس
0 ویدیو
2 فایل
﷽ 🇮🇷کانال‌حفظ‌ونشرآثارحاج‌ابوذربیوکافی @AbozarBiukafi_ir ارتباط با ادمین @Biukafi_Admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🎵 فایل صوتی قطعه زندگی چیز دیگری شده است، تا به نامت رسیده‌ایم حسین عشق سوغاتِ کربلاست اگر، مزه‌اش را چشیده‌ایم حسین هر دلی را به دلبری دادند، هر سری را به سَروری دادند ما که هر وقت گفته‌ایم خدا، از خدایت شنیده‌ایم؛ حسین از خدایت شنیده‌ایم که گفت؛ نقش‌ها ما کشیده‌ایم اما «حَسنُ الخالِقین» از آن روییم که تو را آفریده‌ایم حسین زینت شانه‌های پیغمبر، تا شنیدیم ساعت آخر؛ دل چگونه بُریدی از اکبر، دل از عالم بُریده‌ایم حسین این عَلَم‌ها و این علامت‌ها این چنین بی‌دلیل خَم نشدند همه‌ی ما شریک غم‌های خواهری قدخمیده‌ایم حسین تن بی‌دست مانده‌ی سقا دیده‌ای، وای از دلت آقا در عوض ما کنار هر آبی عکس دستی کشیده‌ایم حسین بین شرم نگاه عباس و آن دل نازک شما چه گذشت؟! از حرم تا حرم نفهمیدیم ما که هر چه دویده‌ایم حسین روضه‌های مدینه می‌خوانیم اول کربلا و می‌دانیم از دعاهای مادرت بوده که به این جا رسیده‌ایم حسین شاعر: آقای [شب پنجم ۱۴۰۴.۰۴.۰۹] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه دیدم افتاده پیر می‌خانه می‌روم دورش می‌گردم مثل پروانه جان دهم بعد از رزم جانانه زندگی من باید باشد شهیدانه گریان از خیمه دویدم حیران بودم که رسیدم دست از زندگی کشیدم عمه، مُردم، از آن صحنه‌ای که دیدم «مستان همه افتاده و (ساقی نمانده)۲» «یک گل برای باغبان (باقی نمانده)۲» (والله جدا نمی‌شوم از حسین) چاره جز اشک بی‌امانم نیست یک ستاره هم حتی در آسمانم نیست ماندن و دیدن در توانم نیست طاقت گریه با زخم خیزرانم نیست رفتم تا شوم مقرَّب جانِ من رسیده بر لب تنها مانده عمه زینب اما خیمه غوغا خواهد شد از امشب «ساقی غریب و می‌کده (می‌سوزد امشب)۲» «یک غنچه یاس گمشده (می‌سوزد امشب)۲» (والله جدا نمی‌شوم از حسین) [شب پنجم ۱۴۰۴.۰۴.۰۹] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه سلام ای مظهر ایمان سلام ای حضرت جانان [سلام ای باطن قرآن] سلام عالم و آدم به تو ای شاه شهیدان پریشانِ، عزایت شد، تمام عالم امکان سلامُ الله، علی المظلوم، سلامُ الله علی العطشان (حسین جانم حسین جانم) ندارم تاب جدایی به جانم شور و نوایی مهیای سفرم من رسیده وقت رهایی دگر عمه، رهایم کن، که عالم گشته آشفته میان نیزه و شمشیر، عمویم بین خون خفته (عمو جانم عمو جانم) امان از این همه پَستی چرا بر سینه نشستی؟! بمیرم آینه‌اش را به سنگ‌کینه شکستی نکِش خنجر، به حلقومش، که آن را عمه بوسیده سرش را، برنگردان که، به سمت خیمه چرخیده (عمو جانم عمو جانم) [شب پنجم ۱۴۰۴.۰۴.۰۹] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه روزای عمرم رفته و هنوزم من دارم با روضه‌ت می‌سوزم با تو خوبه حالم توی این زمونه کاش بشه آقا این نوکری ما تا ابد بمونه توو روضه‌ت آروم نمی‌گیرم چرا از داغت نمی‌میرم؟! شنیدم با، نیزه روی خاک، هی تو رو کشیدن تو رو پیش، چشم مادرت، زنده سربُریدن (حسین عزیز دل من) نفس بُریده باسپاهی از آه اومدی به گودال عبدالله خیلی سخته در این لحظه‌های جانکاه جلوی چشمام، میزنی بال و پر، می‌خونی «وا اُمّاه» تو که بودی زینت دوشم نشو پرپر بین آغوشم نداره گُل‌برگِ پیکرت، طاقت این هجمه چی می‌کِشه، از غم دوری‌ت، مادر تو نجمه (ای نوجَوونِ سپاهم) عزا می‌گیرم این دمای آخر ای عزیزِ جونِ برادر گلوت و می‌بینم با دو دیده‌ی تر بین آغوشم تو دست و پا زدی، مثله علی‌اصغر به من بسته شد راه چاره شده با تیر حنجرت پاره شد از خونِ، پاکت عبدالله، خاکِ این مقتل گِل روی سینه‌م، جون دادی ای وای، مثلِ مرغِ بِسمِل (ای نوجَوونِ سپاهم) [شب پنجم ۱۴۰۴.۰۴.۰۹] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه (از کربلا پیام آور | چون زهرا حیدر دیگر) آیینه‌ی وقار است معنای اقتدار است هر خطبه‌ای که خوانده شمشیر ذوالفقار است سخنانش شد روح قیام کوهِ ایستاده پشت امام زینب کبری والا مقام (از کربلا پیام آور | چون زهرا حیدر دیگر) گَشته در کوفه بلوا به گمان برگشته مولا کوفیان می‌شناسند این لحن آشنا را شده است رودرروی ستم خطبه می‌خواند، بانوی غم کوفه می‌ریزد، دیگر به هم (از کربلا پیام آور | چون زهرا حیدر دیگر) زینب دارد مکرر شاگردانی دلاور تا دنیا پُر شود با بانگ «الله اکبر» مکتب زینب داده ثمر هنوز ایستاده رأس خبر که شود زنده روح بشر (از کربلا پیام آور | چون زهرا حیدر دیگر) [شب پنجم ۱۴۰۴.۰۴.۰۹] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه کیست مراد همگان غیر من؟! مست ز رویم شده هر انجمن ماه به پابوسی من دائماً زلف محنّای شکن در شکن نافه‌ی گیسوی ختن در ختن إن تنکرونی فأنا ابن الحسن بنده‌ی آزاده‌ام و حُر منم شهد عسل ساخته درخور منم در یَم احسان حَسن دُرّ منم آنکه به او کرد تفاخر منم قاسمم و کرب‌وبلایم وطن إن تنکرونی فأنا ابن الحسن جلوه‌ی حق نور نمایان منم «یوسف» و «مؤمنون» و «فرقان» منم تابش تمثال حَسن جان منم جان به کف شاه شهیدان منم می‌خَرمش هرچه بلا را به تن إن تنکرونی فأنا ابن الحسن نور منم شمس منور منم پور حَسن حُسن مصور منم وارث زهرای مطهر منم پیرو عباس دلاور منم نسل غیور حیدر صف‌شکن إن تنکرونی فأنا ابن الحسن از علی‌اکبر سِری آموخته‌ام حکمت و حق‌محوری آموخته‌ام پیچ و خم دلبری آموخته‌ام شیوه‌ی جنگ آوری آموخته‌ام فاتح هر معرکه‌ی تن‌به‌تن إن تنکرونی فأنا ابن الحسن در ره دلدادگی بیرق شدم از حَسن و حسین مشتق شدم آمدم و مدافع حق شدم واهمه‌ی لشکر اَزرق شدم هر که جلو آمده شد بی‌بدن إن تنکرونی فأنا ابن الحسن [شب ششم ۱۴۰۴.۰۴.۱۰] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه هر که از عاشقی خبر دارد در دلش میل تَرک سر دارد آنکه از نسل حیدر و زهراست شوق پرواز بیشتر دارد کربلا جای پَرکشیدن‌هاست قاسم از راز آن خبر دارد رنگ و بوی حسین دارد او همنشینی گُل اثر دارد سیزده ساله است و با این حال جگری مثل شیر نر دارد ذکر «احلی من العسل» به لبش پیش او مرگ هم شِکر دارد بی‌زره آمده، عدو می‌گفت؛ چقدر این پسر جگر دارد آمده مثل شیر می‌غرد نسل حیدر عجب ثمر دارد یاد صفین زنده شد امروز بس که او جلوه‌ی پدر دارد زاده‌ی یوسف است و یوسف‌روی جلوه‌هایی چنان قمر دارد نور چشم حسن نظر نخوری چشم این گرگ‌ها خطر دارد تو برای حسین یک حَسنی با تو انگار بال و پَر دارد هم برایت عمو و هم پدر است نشده چشم از تو بردارد مجتبای حسین صبری کن که عمو چشم‌های تَر دارد قول داده مراقبت باشد چه کند؟! کربلا خطر دارد تو برای حسین یک حسنی گر چه مثل حسین بی‌کفنی زاده‌ی مجتبی زمین افتاد ناگهان، بی‌هوا، زمین افتاد فرق او تا شکافت دشمن گفت؛ آفرین، مرحبا، زمین افتاد ناله‌اش بین هلهله گم شد گر چه او با صدا زمین افتاد مثل حیدر شهید شد قاسم «یا علی» گفت تا زمین افتاد پیش قاسم رسید و از گریه حضرت کربلا زمین افتاد یادش آمد مدینه مادر هم وسط کوچه‌ها زمین افتاد بر زمین خوردن ارث مادری‌ست هر که از نسل ما، زمین افتاد آن‌طرف‌تر کنار علقمه هم ساقی باوفا زمین افتاد بر زمین پای می‌کِشد از درد صورتش گاه سرخ و گاهی زرد شاعر: آقای [شب ششم ۱۴۰۴.۰۴.۱۰] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه به نگاه تو به دعای تو من و عاشقی به هوای تو غم روضه‌ت و بوی تربت و من و حسرت و کربلای تو من و مادرم بمیریم برا لب تشنه‌ی بچه‌های تو آرزومه که نوکری کنم بی‌ریا مثه شهدای تو ای شاه، ای ماه؛ مائیم و همین جمله‌ی کوتاه برگردد اگر عالم از این راه؛ ما پای تو هستیم، «تَوَکلتُ عَلَی‌الله» [شب ششم ۱۴۰۴.۰۴.۱۰] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه خدا نیست لحظه‌ای هم؛ در بین دنیای یزید خدا نیست لحظه‌ای هم؛ در کاخ زیبای یزید خدا نیست لحظه‌ای هم؛ در خواب و رویای یزید در وعده وعید دشمنان عزت نیست سازش به خدا که کمتر از ذلت نیست در دل معرکه گوییم همه بی‌تردید؛ «لعن الله یزید و علی آل یزید» (الله مولانا، لا مولا لکم) خدا را می‌توان دید؛ در بین دنیای حسین خدا را می‌توان دید؛ در روی زیبای حسین خدا را می توان دید؛ در گفت‌وگوهای حسین در وعده‌ی صادق خدا شکی نیست پیروزی حق به ظلم همین نزدیکی‌ست در دل معرکه گوییم به آوای جلی؛ «و سلام علی آل حسین بن علی» (الله مولانا، لا مولا لکم) [شب ششم ۱۴۰۴.۰۴.۱۰] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه سلام ای مظهر ایمان سلام ای حضرت جانان [سلام ای باطن قرآن] سلام عالم و آدم به تو ای شاه شهیدان پریشانِ، عزایت شد، تمام عالم امکان سلامُ الله، علی المظلوم، سلامُ الله علی العطشان (حسین جانم حسین جانم) گره افتاده به کارم به پایت سر بگذارم بده رخصت که عموجان به راهت جان بسپارم علی‌اکبر، به میدان رفت، دلم همرهش عازم دَم «ان تنکرونی» شد، نوای بر لب قاسم (عمو جانم عمو جانم) یتیمی خون‌جگرم کرد غمت دل‌خسته‌ترم کرد حجم سنگ حرامی شکسته بال و پَرم کرد اگر قدم، شده رعنا، کشیده بر زمین پایم به زیر سُم مرکب‌ها، شکسته استخوان‌هایم (عمو جانم عمو جانم) [شب ششم ۱۴۰۴.۰۴.۱۰] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه شیر بی‌بدل؛ قاسم [شب ششم ۱۴۰۴.۰۴.۱۰] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn
🎵 فایل صوتی قطعه این روزها غم تو مرا می‌کُشد حسین شب‌های ماتم تو مرا می‌کُشد حسین تا آن دمی که مُنتّقمِ تو نیامدس سرخی پرچم تو مرا می‌کُشد حسین از لحظۀ ورودیه تا آخرین وداع هرشب محرم تو می‌کُشد مرا حسین هنگام پَرکشیدن یاران یکی‌یکی اشک دمادم تو مرا می‌کُشد حسین داغ علی اصغر و عباس و اکبرت غم‌های اعظم تو می‌کُشد مرا حسین از قتلگاه تو چه بگویم حکایت انگشت خاتم تو مرا می‌کُشد حسین بر نیزه در مقابل چشمان خواهری گیسوی در هم تو می‌کُشد مرا حسین [شب هفتم ۱۴۰۴.۰۴.۱۱] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج ▫️ Biukafi_Matn