بزرگترین پیشرفت من توی هنرستان، بهتر شدنِ دستِ طراحی یا نگاه عکاسیم نبود؛ شهامت پیدا کردن بود. شهامت کار کردن، خط کشیدن و خراب کردن. روزهای اول حتی از مداد دست گرفتن و خط کشیدن میترسیدم اما به مرور متوجه شدم اشکالی نداره اگه خوب نباشی، اشکالی نداره اگه خراب کنی چون هر اشتباه، مقدمهی یاد گرفتن و پیشرفته. شهامت پیدا کردم برای شروع کردن کارهایی که توشون خوب نیستم. دیگه از تجربه کردن نمیترسم و الان کلی تجربههای خوب و جذاب دارم :))
هیچکس دانشمند یا ریاضیدان به دنیا نمیآید، هیچکس قاضی و وکیل متولد نمیشود، هیچکس از شکم مادر، زیست و پزشکی نمیداند، اما هنرمند، هنرمند به دنیا میآید و این همان تمایزیست که هنر را هنر و هنرمند را هنرمند میکند.
از گِلی دیگر مرا شاید پدید آوردهاند،
در کنار دیگران احساس غربت میکنم..
دوستان من اگه جواب پیاماتون رو نمیدم/دیر میدم قصد گستاخی و بی ادبی ندارم ایتا همش باگ میخوره یاری نمیده
هدایت شده از 𝗎𝖿𝗈.
ما گناه را نمیبینیم مگر اینکه زنی مرتکب آن شود.