Blue².
مادر ؛ گاه میاندیشم که خبر مرگ مرا چه کسی به تو میگوید؟ و در این اندیشه، بیش از هر چیز، سنگینیِ ای
عزیزدلم ، این روز ها تنم کمی رنجور تر و نحیف تر از همیشه است ، البته همان طور که همواره بوده ام اخیرا هم سعی می کنم قوی بمانم و از ناخوش احوالی هایم کمتر حرف بزنم تا این هم آشیانه ای های نگران کمتر در عذاب باشند ولی اخیرا این کار برایم خیلی دشوار تر شده ، درسته که از روز های اول حال بهتری دارم ولی انگار دوباره این درد ها و احوال ناگوار جور دیگری درگیرم کرده اند ، نفس کشیدن برایم سخت تر شده ، دوباره! گاهی به این فکر می کنم که کدام یک از دم یا بازدهم ها قراره آخریش باشه ، آخ که غذا خوردن هم برام دردآوره بیشتر از گذشته و نمی توانی تصور کنی چقدر می ترسم . آری سخت هراسانم از اینکه مبادا همه ی این تلاش ها و هزینه ها برای معالجه و همه این گریست هایم برای بهتر شدن بیهوده باشد و سهمگین تر از همه اینکه دوباره چشم های غم زده و ناامید هم خون هایم را ببینم ، آره فکر می کنم که بیشتر از هر چیز این موضوع مرا خجل و شرمگین می کند . می ترسم به جای بهتر شدن بدتر بشوم و هنوز نمی دانم این افکار ناخوشایند از کجا می آید و قلبم را تیکه و پاره می کند ، گاهی دلم می خواهد همه چیز زودتر تمام بشه. کم رنج تر ، آسوده تر اما این چرخ گردون ناجوانمرد تر از این حرف هاست و همیشه قرار نیست طبق خواسته ی ما عمل کند عنوز نفهمیدم این درد و هزینه های گزاف من چه حمکتی می خواهد داشته باشد ولی سخت به خدا امید بستم شاید معجزه ای ببینم یا دری به روم گشوده بشه که حالمو بهتر کند و امیدوارم هر چه سریع تر رخ بدهد .
#خودنویس
هدایت شده از ارامشِقلبی؛
Javad MoghadamJavad Moghadam - Karbobala Nabar Zyadam (128)-۱.mp3
زمان:
حجم:
6.3M
2:07